نوشته های برچسب خورده با ‘نامه’

 موج برخاسته از  سرکشی مردمان از زیر یوغ بندگی ظالمان، با گذر از ایران و تونس و مصر و لیبی و یمن و بحرین،  امروز قدرتمندتر و عظیمتر،  به کاخ حاکمان سوریه رسیده است.  گویی که این موج سرکش سر ایستادن ندارد و مشعل آزادیخواهی دست به دست گشته و اینک بر فراز دستان شما مردمان سوریه قرار گرفته است. مشتان گره کرده و اراده با شکوهتان و پایداری سرسختانه تان  به رغم شدت سرکوبها و خونریزیهای دستگاه فاسد و سرکوبگر حاکمان سوری، تحسین ایرانیان و جهانیان را برانگیخته است.

 آزادیخواهان ایران نیز که خود ذیل لوای پرچم سبز مبارزه، به فردای آزادی چشم امید بسته اند، از روز نخست کنجکاوانه و مشتاقانه مبارزه شما مردم سوریه را دنبال می کنند و پیروزی تان را به آرزو نشسته اند و خود را در خشمها و هیجانها و امیدهایتان شریک می دانند. دریغ که آن سوی میدان، حاکمانی نشسته اند که قلب های مرعوبشان مانع از درک حماسه حضور مردم می شود و از هراس فرو ریختن بنای استبدادشان حکم به خونریزی می دهند و بر موج خروشان مردم شمشیر می کشند و نمی دانند که  موجهای بلندتر که از پی می آیند به مراتب ویرانگرترند.

  برای هر ملت، روزی فرا می رسد که شرافت و سربلندی خویش را در بوته آزمایش می بیند و برای پاسداری از آن ناگزیر به قیام می شود. حماسه ای که شما مردم سوریه به تصویر کشیده اید حماسه ای آشنا برای ما مردم ایران است. در هر خبری که از زیر شدیدترین فشارها و سانسورها به دست ما می رسد و در هر فیلمی که از آماج رگبار مسلسلهای نظامیان سوری به تصویر کشیده می شود، داستان مبارزه خود را می بینیم. همین همداستانی است که جنبش های آزادیخواهی منطقه را در کنار هم می نشاند و جباران و حاکمان سرکوبگر را در جبهه مشترک قرار می دهد. حاکمان همدست منطقه، امروز در سرکوب مردم  منافع  مشترک پیدا کرده اند و  در جنایت،  یکدیگر را همراهی می کنند. یکی دستگاه تبلیغ و دیپلماسی اش را مامور می کند که قتل شهروندان مبارز را مشروع جلوه دهد و آزادیخواهان را به عنوان فتنه گران و آشوبگران جلوه دهد و دیگری لشکر سرکوبش را به همراهی در جنایات  گسیل می دارد؛ یکی لشکر سرکوب به بحرین می فرستد و دیگری جوخه های امنیتی اش را به سوریه. اوج این نمایش های فریبکارانه آنجاست که  مدعیان رهبری مسلمین جهان از تریبون نماز جمعه تهران برای مردم مصر خطبه می خوانند و برای مردم فلسطین جامه می درند و در همان حال کشتار سوریان را مشروع اعلام می دارند. این ادامه همان توهم  مالیخولیایی است که اجازه می دهد بر مسند خداوندگاری تکیه زنند و بدین سان  بی محابا درباره جان افراد به قضاوت بنشیند و یکی را شهید بخوانند و دیگری را فتنه گر. از همین روست که امروز سیاهی چهره شان هویدا شده و تایید  جنایتهای شرکای سیاسی  و همدستی شان با ظالمان منطقه، طشت رسوایی شان را  بر زمین انداخته است.

 تحولات اخیر منطقه حداقل حسنش این بوده که پرده از چهره نفاق آلود حکومت هایی که پشت دفاع از فلسطینیان و مخالفت با اسراییل پنهان شده اند و مسایل اعراب فلسطین را در هیاهوی تبلیغاتی وجه المصالح اهداف شوم خود کرده اند تا مشروعیتی کاذب برای خود و حکومت نامشروعشان ایجاد کنند برداشته است. مگر می توان همزمان هم مدعی دفاع از حقوق ملت فلسطین بود و هم به کشتار مردمان کشور خود دست زد؟ مگر می توان با موضوع حقوق بشر با استاندارد های دوگانه برخورد کرد و آدم کشی در فلسطین را محکوم کرد اما کشتار در کشور تحت حکومت خود و یا در کشورهای مشترک المنافع را جایز برشمرد؟ این ترفند دروغین حکومت های خودکامه کشورهای عربی از یک سو و هیاهوی تبلیغاتی حکومت مستبد ایران برای بهره برداری سیاسی از اوضاع آشفته فلسطینیان از سوی دیگر، قطعا از این پس نمی تواند موجبات فریب مردم منطقه را فراهم آورد.

سوای عملکرد غیرقابل دفاع حکومت نامشروع و کودتایی ایران، ریخته شدن خون مبارزان سوری، براستی به جان آزادیخواهان ایرانی ناگوار آمده است.  ایمان داریم که  به مدد پایداری مردمان ، بیرق ظلم برچیده خواهد شد و کاخ لرزان استبداد در برابر شکوه حضور مردم فروخواهد ریخت.   خون آزادیخواهان سوری، فرش قرمزی خواهد شد برای قدوم مبارک آزادی . این سان که شما  ملت سوریه پرچم مبارزه را  با صلابت در دست  گرفته اید، و اینچنین پرغرور در اهتزازش پایمردی می کنید، دیر نباشد که بیرق  پیروزی را بر قله سعادت برافرازید. بدانید و آگاه باشید که در این راه آرزو و دعای خیر آزادیخواهان جنبش سبز  ایران، بدرقه راه‌تان خواهد بود.

جمعی از وبلاگ نویسان سبز

  • آخرین لیست وبلاگ های امضا کننده را از http://spinooza.blogspot.com/ دنبال نمایید.
  •  در صورت تمایل به  امضا نمودن این نامه و اضافه شدن به این لیست، پس از انتشار این مطلب در وبلاگ خود، آدرس لینک مربوطه را به آدرس spinooza56@gmail.com ایمیل نمایید. 


https://greennpath.files.wordpress.com/2010/09/salahshoor.jpg

در گشت و گذار اینترنتی امروزم به خبری با تیتر نامه صریح سلحشور به نوریزاد برخوردم. نوری زاد را که همه می شناسید همانکه برخی از وی به عنوان حر جنبش سبز نام می برند. همانکه قد و بالای ولی امر مسلمین و پایه های قدرت کاخ مرمرش را به قول دوستان پارازیتی قلقلک داده است. در مقابل فرج الله صلحشور را می بینیم که چندی پیش سریال یوسف پیامبر را کارگردانی کرد، همان کسی که فیلمنامه یوسف پیامبر را دزدید و بعد در دادگاه به سه سال زندان محکوم شد.فرج الله سلحشور خطاب به «محمد نوري‌زاد» می نویسد: بگذاريد حقيقتي را روشن كنم، شايد بعضي از دزدان اموال عمومي و متقلب‌ها و پارتي‌دارها از چنگ قانون بگريزند اما يقين بدان كه خائنان به مملكت و عوامل بيگانه نمي‌توانند از قانون فرار كنند.

این نامه مرا یاد همسایه ای قدیمی و زحمت کش می اندازد که شب و روز به صورت دو شغله کار می کرد. آن روزها که خانه مان در سبلان جنوبی بود همسایه ای داشتیم به نام باقر قالپاقی. این آقا باقر ما بسیار زحمتکش بودند. دو شیفت و شاید بعضی اوقات سه شیفت کار می کردند. ایشان شبها که ما در خواب ناز بودیم داتسون قهوی شان را سوار می شدند و تشریف می بردند حوالی امام حسین، مولوی، شوش و کلن همان پایین پایین ها سیر می کردند. در محله های مذکور ماشین های مدل پایین قالپاق دار زیاد بودند و آقا باقر زحمت می کشیدند قالپاق ها را می دزدیدند سپس از صبح علی الطلوع تا بوق شب تمیز می کرد، جلا می زدو می فروخت. باقر قالپاقی ما در امور اجتماعی دستی داشتند و همیشه از درد جامعه می گفتند. از منظر ایشان بزرگترین درد جامعه دو دسته از انسان ها بودند. دسته اول کسانی که ماشین نداشتند و دسته دوم انسان های پولداری که ماشین هایی داشتند با رینگ های اسپورت و بدون قالپاق. شباهت آقا باقر قالپاق دزد با فرج خان فیلم نامه دزد در این است که هر دو در مقام مدعی العموم بر می آیند.

برویم سراغ نامه صریح آقای سلحشور. ایشان نامه خود را از طبق قرار همه اعترافات، در تلوزیون چنین بیان می کند: بگذاريد حقيقتي را روشن كنم، شايد بعضي از دزدان اموال عمومي و متقلب‌ها و پارتي‌دارها از چنگ قانون بگريزند اما يقين بدان كه خائنان به مملكت و عوامل بيگانه نمي‌توانند از قانون فرار كنند.اعتراض ما مردم به مسئولين جمهوري اسلامي اينست كه، خطاكاران و خائنان و غارتگران و وابستگان فكري و فرهنگي چرا در اين جامعه امنيت دارند و كسي با آنها كاري ندارد؟!

در حقیقت آقا فرج آغازگر دوره تازه اعترافات هستند اما در قالب نامه و چسباندن اعترافات به همکار سابق. ایشان مثل همه معترفین سابق سعی در روشن کردن حقیقت دارند، می گویند دزدان اموال عمومی، یعنی همان که 15 میلیارد تومان گرفت تا خرج پروژه سریالی یوسف پیامبر کند و با همکاری جمال خان شورجه مقداری ناقابل را هاپولی کردند. 15 میلیارد! مگر می خواستید آواتار بسازید؟ در ادامه می آید متقلب ها، یعنی من  فرج الله سلحشور، فیلمنامه دزد انقلاب، در پروژه تقلب انتخاباتی برای حفظ شعائر ولایت حضور داشته ام. فرج می گوید پارتی دارها یعنی من که به سه سال زندان محکوم شدم و راست راست در شهر می چرخم. اینجایش باحال می شود که می گوید یقین بدان که خائنان به مملکت نمی توانند از قانون فرار کنند، این یعنی جنبش سبز کار خودش را کرده و دیر یا زود دار و دسته فیلمنامه دزدها و متقلبان باید به فکر فرار به سوریه باشند البته اگر شانس بیاورند. ایشان در ادامه اعترافشان، اعتراض می کنند که تو را به جدتان قسم یکی بیاید من خطاکار و خائن و غارتگر  و وابسته فکری و فرهنگی را بگیرد. ( جدن این شب های احیا عجب تاثیری دارد، خدا این شبها رارا از ما نیگیرد)

آقافرج می گوید: طبق احادیث ما دوست آنست كه معايب دوست را به خود او بگويد نه در انظار و بر بام ماهواره و رسانه فرياد كند ببخشید آن وقت چرا خودتان قدم رنجه نکردید یه تکه پا بروید اوین و همین ها را آنجا بگویید به خود آقای نوریزاد!؟ چرا خودتان این نامه بلندبالا را در اختیار همان رسانه ها قرار دادید؟ حالا که به ما رسید وارسید

متحول سلحشور ما در ادامه می گوید: رهبر انقلاب امام خميني و امام خامنه اي حرف ما ملت را مي زنند.( فرج خان با این امام خامنه ای، سه سال حبست بخشیده شد که هیچ، چند تا فیلمنامه دزدی دیگر نیز برایتان ارسال شد). فرج  خطاب به آقای نوریزاد چنین می گوید: چرا آمريكا و اسرائيل و جنايتكارهاي دنيا هم مثل شما از پاسدارها و نيروهاي اطلاعاتي ما متنفراند؟ اين به نظر شما عجيب نيست؟! که باید بگویم الحق از همان استدلال های جامعه شناختی باقر قالپاقی بود که آقا فرج به خوبی استفاده کردند و بازمی نویسد: به كوري چشم كوردلان، ايران تنها كشور محبوب دنياست و سمبل مقاوت و مبارزه با ابرقدرتها و استكبار. در این قسمت از اعترافات آقای سلحشور آثار قرص های روانگردان از نوع توهم محمود احمدی نژادی مشاهده شد.

سلحشور زحمت کش دو شغله م امی گوید: در ضمن آقاي احمدي نژاد شايد معايب زيادي داشته باشد اما يك وصله به او نمي چسبد و آن دزدي و چپاول بيت المال است. ( در این هنگام در تلوزیون  زیر نویس می شود: به زودی سریال محمود نامه با کارگردانی فرج الله سلحشور کلید می خورد)

فرج الله سلحشور در حالتی بسیار بر افروخته خطاب به نوریزاد می گوید: مثل آدم‌هاي ما قبل تاريخ كه به تازگي از غار برگشته اند سخن مي گويي. حرفهاي تو در عين آزاردهندگي بيشتر به طنز شبيه است. باز هم آثار قرص های روانگردان تا جایی که سخنان آقای نوریزاد را با محمود احمدی نژاد اشتباه گرفته است و خیال می کند ممه و لولو و چیزِ کی و این حرفا رو نوریزاد گفته است.

ادامه نامه آقای سلحشور در عین بلاغت از دایره حوصله ما خارج است باشد که دوستان خود این حدیث مفصل بخوانند از این مجمل. البته باید این را اضافه کنم که این اولین اعترافاتی است که بر اثر تاثیر عمیق شب قدر حاصل شده است و هیچ ارتباطی با تحول عظیم انسانی در زندان ندارد.