چرا یک زن مسلمان باید بی‌حجاب باشد؟

منتشرشده: 19 آوریل 2011 در اجتماعی, برگزیده‌ها, سیاسی
برچسب‌ها:, , ,
به قلم حواسپرت:
در جامعه چین سنتی است به جا مانده از قرون یازدهم یا دوازدهم میلادی که طی آن برای کوچک ماندن پای دختران (که نشانی از زیبایی و اهمیت اجتماعی خانواده دختر طلقی می شده) پای دختران از کودکی در کفشهای مخصوص قرار می گرفته تابه قیمت تغییر شکل غیرطبیعی پا و شکست انگشتان پای دختر، هدف کوچکی پا حفظ شود. چنین سنتی، تا به امروز در چین دوام آورده است، هرچند که امروز رو به عقب نشینی است. مثال فوق، مثالی است از اینکه یک سنت می تواند به سادگی در یک جامعه برای قرون متمادی دوام داشته باشد اگر با سایر اعتقادات مردم سازگار باشد. جامعه مردسالار چین، معیار زیبایی زن رو اینچنین تعریف کرده بود، پای کوچک و ناقص شده به معنای زنی بود که نمی توانست از خانه خارج شود (امری نکوهیده در سنت مردسالار چینی) نمی توانست به کار خارج از خانه مشغول شود (بازهم امری نکوهیده در فرهنگ مردسالار چین، هرچند که تنها طبقه متمول مکنت لازم برای رعایت آن را داراست) و البته نشانگر مکنت خانواده بود که در آن لازم نیست دختر برای امرار معاش اقتصادی کار بکند (امری که باعث سرشکستگی است). در سایه چنین تفکراتی است که چنین سنتی دوام می آورد.
امروز در بین مسلمانان، سنتی در مورد زنان وجود دارد که هرچند که به اندازه سنت چینی پای زیبا برای دختران، ترسناک و تبعات جسمی آن دهشتناک نیست، اما دلایل عقلی دوام آن با مدل چینی مشابه است. سنت مربوط به پوشش زنان: حجاب اسلامی. از آنجاییکه حجاب، انواع و اقسام دارد و مردم مناطق مختلف، حجابهای مختلف دارند، به جای پرداختن کلی به امر حجاب، به امر مشخصی می پردازیم که در تمام نسخه های محلی و منطقه ای حجاب مشترک است: پوشاندن موی سر. قطعا پوشاندن موی سر سنتی است که از نسلهای قبل به ارث رسیده است. در مورد کلیت حجاب، موارد متعددی مطرح می شود، در سنتی بودن آن شکی نیست، سئوال اینجاست که چرا چنین سنتی، ادامه پیدا می کند؟ معنای چنین سنتی چیست؟ مطهری می گوید که «پوشش زن در اسلام اين است كه زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه‏گرى و خودنمايى نپردازد.» او توضیح می دهد که این پوشش وسیله‌ای برای محدود کردن زن به خانه نیست بلکه حجاب وسیله‌ای برای حضور سالم زن در اجتماع است. و اضافه می کند که ضرورت دیگر وجود حجاب از دیدگاه مسلمانان محدود کردن ارضای میل جنسی به محیط خانواده برای جلوگیری از فساد و بی بند و باری در جامعه است.
مطهری در توجیه دلیل وجوب حجاب برای نیل به اهداف فوق توضیح می دهد که: «اما علت این که در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان یافته، این است که میل به خود نمایى و خودآرایى مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب‏ها و دل‏ها مرد شکار است و زن شکارچى، همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچى. میل زن به خود آرایى از حس شکارچى‏گرى او ناشى مى‏شود. در هیچ جاى دنیا سابقه ندارد که مردان لباس‏هاى بدن نما و آرایش‏هاى تحریک کننده به کار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود مى‏خواهد دلبرى کند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسیر سازد. بنابراین انحراف تبرّج و برهنگى، از انحراف‏هاى مخصوص زنان است و دستور پوشش هم براى آنان مقرر گردیده است.»
فرض کنیم که تمام استدلال های آقای مطهری صحیح است و هدف جلوگیری از شکل گیری رابطه جنسی خارج از کانون خانواده، حتی برای کسانی که مجرد هستند و تعهدی به کسی ندارند و خانواده ای ندارند که بخواهند به آن پایبند باشند، از مهمترین اهدافی است که هر جامعه ای باید به دنبالش باشد. باز چه ارتباطی بین پوشاندن موی سر و چنین هدفی وجود دارد؟ آیا مردان با دیدن موی سر زنان دچار درجه ای از جذب شدن به زنان می شوند که عنان اختیار را از دست می دهند؟ آیا با تماشای چشمانش چنین اتفاقی نمی افتد؟ یا با شنیدن صدایش؟ یا با دیدن جعبه ای که روی آن نوشته شده «در این جعبه زنی قرار دارد»؟ جالب است که خود آقای مطهری از عبارت «لباس بدن نما» و «آرایش های تحریک کننده» (که بازهم به نوبه خود عبارات گنگی هستند، مثل این است که شما بگویید «غذای تند» مفاهیمی که ارتباط تنگاتنگ با انتظارات و تجربیات مخاطب عبارت دارند و مفاهیمی مستقل نیستند) استفاده می کند و نمی گوید «زنانی که موهایشان رهاست». به نظر می رسد پوشاندن موی سر حتی کمترین ارتباطی با این هدف ترسیم شده هم ندارد. البته هستند کسانی که با تصور صدای عطسه زنی در خانه همسایه، تحریک می شوند. اگر هدف ما پرهیز از تحریک جنسی باشد، آنهم به شیوه کنترل بدن زن و محدود کردن تصویرش در جامعه، آیا راه حل باید ممنوع کردن عطسه برای زنان و زدن 10 ضربه شلاق به خاطیان باشد؟ چه دلیلی وجود دارد که مردی که با دیدن موی سر زنان «تحریک» می شود از دیدن چشمان آنها از لا به لای چادر «تحریک» نشود؟ چه دلیلی وجود دارد که بگوییم جامعه ای که در آن زنانش موی سر خود را می پوشانند، مردانش کمتر «تحریک» می شوند تا همان جامعه که زنان با موی نپوشیده بیرون بروند؟ استدلال کسانی که پوشیدن موی زن را لازم می دانند، محکوم به درخواست خانه نشینی برای زن و تفکیک جنسیتی در سطح کلان جامعه است. گفتن اینکه عیان بودن موی زنان، چنان با مردان می کند که «لباس بدن نما» و «آرایش تحریک کننده»، در واقع شروعی است برای حرکت به همان سمتی که حجاب به سبک رایج در جامعه امروز از آن برخواسته است: جامعه شهری که ایده آل آن برای زنان «اندرون نشینی» است. وضعیتی که در زندگی ایرانیان دویست سال پیش به خوبی نهادینه شده بود.
چرا باید چنین سنت نامعقولی ادامه پیدا بکند؟ چرا زنان تحصیلکرده که خود را مسلمان می دانند، به چنین سنتی ادامه می دهند؟ آیا مسلمان بودن برابر است با حفظ سنتهای بی معنا؟ اگر اینگونه است چرا این دسته از زنان خواستار ارجاع سنتهایی مثل برده داری، چندهمسری و .. نمی شوند (هرچند هستند اقلیتی که حتی از چندهمسری مردان دفاع می کنند)؟ وظیفه یک زن مسلمان آیا به جز کنار گذشتن روسری می تواند باشد؟ در چند روز اخیر سیلی از اعتراضات به مبارزه با برقع در فرانسه توسط به ویژه مسلمانان به راه افتاده است. آنها می گویند که این حق زنان مسلمان است که با برقع تردد کنند. شاید این هم حق پدران و مادران چینی است که پای دختران خود را ناقص کنند تا دخترشان طبق سنتهای چینی بزرگ شود. صحبت بر سر حق و حقوق نیست، صحبت بر سر چرایی یک رفتار و انتخاب افراد است. پوشاندن موی سر، رسمی از گذشته است که در دنیای امروز، عقب افتاده و متحجرانه است. توجیهی برای آن نیست، حتی از دید کسانی که چون مطهری می اندیشند. چرا زن باسواد و تحصیلکرده مسلمان که امروز در غرب است، تن به چنین امر بی معنایی می دهد؟ صرف رعایت سنت؟ دلیل عقلی پوشاندن موی سر چیست؟ همراهی با سنتی ظالمانه، دور از عقلانیت و انسانیت است. توجیه رعایت سنتی ظالمانه، جهل و فقر و شرایط محیطی است. آیا پذیرفتنی است که زنانی که نه جاهل هستند(تحصیلات در حد تحصیلات تکمیلی دانشگاهی، دسترسی به اطلاعات آزاد) نه فقیر هستند و نه در بند شرایط محیطی، به این سنت ادامه بدهند؟ از دیدگاه شخصی این تنافض سنت گرایی صرف در بین مسلمین برایم بسیار جالب است. مگر طبق آموزه های دینی و اعتقادات آنها، اولین گروه مسلمین کاری به جز فاصله گرفتن از سنتهای بی منطق جامعه خویش انجام داده اند؟ همیشه این سئوال در ذهنم هست که اگر این گروه، در صدر اسلام بودند، آیا به دعوت پیامبری که امروز آنرا مقدس می پندارند، پاسخ مثبت می دادند، یا چون پیامبر صحبتهایی بر خلاف سنتشان می کرد، او را طرد می کردند و آزار می دادند؟ آنچه که میزان و ملاک است، عقلانیت و انسانیت است. توجیه عقلانی و انسانی پوشاندن موی سر چیست؟ معمولا به هنگام مواجه با مطالبه برای دلیل عقلی، پرشی بلند به «اصول و احکام مقدس » صورت می گیرد. این روش، روش کسانی است که دعوت پیامبر را انکار کردند، از نگاه یک مسلمان، استفاده از چنین روشی آیا مجاز و قابل قبول است؟ وظیفه شخصی خود را به عنوان یک زن مسلمان فراموش نکنید. انتخاب با شماست.
Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. رهگذر می‌گوید:

    مساله اینه که چه زن و چه مرد مسلمان باید به طور کامل از خط به خط قران اطاعت کنند، که چند همسری، برده داری سنگسار و … هم جزو آن است؛
    مشکل مردم ایران و فعالان حقوق بشر ما این است که جرئت و شرافت ایستادن مقابل اسلام را ندارند، و میخواهند هر طور شده این دین را در لباس دموکراسی بگنجانند که کاری ابلهانه است؛

  2. نا شناس می‌گوید:

    بسیاز زیبا و منطقی بود
    با سپاس

  3. مهدی می‌گوید:

    بندگی چرا نداره

  4. آرش می‌گوید:

    با سلام
    موضوع مقاله جالب است ولی بدانید به عنوان یک مسلمان آزاد اندیش مقایسه چین و ایران درست نیست. آنچه که در ایران می گذرد پایه ایدلوژیک قویتری دارد و مبتنی بر آیات قرآن است.
    ( سوره های نور و نسائ)
    البته شان نزول این آیات ( زمانی که این آیات نازل شدند) نیز جالب است . در هر حال قرآن با این موضوع بسیار ملایم برخورد می کند و حتی افرادی که سنی از آنها گذشته را از حجاب معاف می کند و در مورد حجاب نیز از لحن (پوششهای خود را به خود نزدیک کنید) استفاده می کند . باید به فلسفه این آیات توجه کنیم که امروزه نیز در روانشناسی ثابت شده مردان از نظر چشم بیشتر تحریک میشوند و در کشورهای غربی نیز به زنانی که بسیار تحریک کننده در جامعه ظاهر می شوند به چشم خوبی نگریسته نمی شود و گرنه اینکه کسی حجاب داشته باشد یا نه سر سوزنی در بزرگی پروردگار اثر نمی کند .
    با توجه به همان فلسفه من فکر می کنم پرداختن به علل افزایش طلاق یا بالا رفتن سن ازدواج بسیار مهمتر از امر و نهی در مورد حجاب است.

    • mardeh bi mokh می‌گوید:

      Akheh dosteh man in mozakhrafat chieh keh mardan bishtar tahrik mishand. cheh dalili dareh keh yeki modireh digaran besheh vah begeh bayad hejab dashteh bashi. Dar sani chon mard ha tahrik mishand keh shoma nabayad hagh azadi zanao azashoon bigiri. To bayad jamah ro tori mohafezat koni keh harki hagh moash dashteh basheh dar tamameh azadi.
      h

  5. بهاره می‌گوید:

    من به عنوان يكي از همين زنان تحصيل كرده كه حجاب خودشون رو هم حفظ ميكنن نظر خودم رو ميگم، دليل به وجود آمدن همچين تناقضاتي توي تعاريف از جانب شما نه به خاطر اساس و بنيان حجاب، به خاطر نمود غلط اون توي جامعست. منظور من از نمود دقيقا اجباره، قبول دارم كه مردايي هستند كه در هر حال تحريك ميشن، اما توي يك جامعه كه افراد ميتونن بدون حجاب باشن ديگه با ديدن يه زن باحجاب تحريك نميشن. يا اگه تحريك بشن احتمال كمي هست كه براي خودشون يا طرفشون مزاحمت ايجاد كنن مگه خيلي عوضي باشن كه اون حرف ديگه ايه. بدون شك حجاب ميتونه مفاهيم زيادي داشته باشه، همين الان توي جامعه ما شايد خيلي آدماي كثيف با چادر باشن، اما به طور كلي ما يه چادري كه ميبينيم توقع داريم مذهبي باشه، پسرا يه دختر چادري كه ميبينن عموما نميرن دنبالش باهاش دوست شن، استدلال قران براي حجاب اينه كه ذلك ادني ان يعرفن فلا يوذين ،بهتر است كه شناخته شوند پس اذيت نشوند. همين. بهتر است. مشكل نمود حجابه كه جاي اصول دين رو گرفته و ازون بدتر دنبالش تبديل شده به قانون مدني، در حالي كه لااكراه في الدين
    در رابطه با پوشيدن موي سر هم تا جايي كه من ميدونم نصف زيبايي فرد موهاشه، دختر مسلمان هم حق داره زيبا باشه، و خيلي ساده با حجاب جلوي آسيبايي كه يك دختر از زيبايي خودش ميبينه رو ميگيره، نه از دست دادن زيبايي(ساده ترين و كم خطر ترين اسيب پيدا شدن 100 تا عاشق كه آدم نميدونه كدوم واقعيه) ولي باز ميگم اين حجاب نه اصله دينه و بيشتر همون سنته، اما سنت خوبيه، اما من ازش حمايت ميكنم چون خودم راحتترم

  6. yek dust می‌گوید:

    salam
    khaste nabashid, matnetun ro khundam va nemitunam penhan konam ke mano ranjund, chera fekr mikonid hame bayad mesle shoma fekr konand? jelebe ke az nazaretun un edde ke dar kharej va be gole khodetun tahsil karde hastan serfan ba estefade az yek rusari tabdil be motehajer mishan?! behtar nist ejaze bedim ensanha khodeshun entekhab konand?
    shabo ruzetun be kheir

  7. نگار می‌گوید:

    در جواب بهاره:

    بهاره جان من هدفم از جواب دادن به کامنت شما، برطرف شدن شک ها و یادگیری خودم است چون من هم این روزها به شدت درگیر این مسئله هستم (می گویم این روزها چون این روزها در ایران نیستم و دوست دارم برای عادات و اعتقاداتم دلایل منطقی داشته باشم، چرا که در خیلی از موارد (نه همه موارد) احساس می کنم سیستم اروپایی بهتر از اسلام ما جواب داده است.)
    من فقط به دنبال همین سوال حداقل 6 بار قرآن را خوانده ام، و در کل به نظرم قرآن در تایید حرف شما به صورت یک امر نسبی به حجاب نگاه کرده است و نه یک حکم قطعی مثل «دروغ گو گناه کار است»، آن آیه که شما نقل کردید در خطاب به زنان پیغمبر است که مصداقش در دوره کنونی می تواند این باشد که سبز ها پوشش سبز خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و اذیت نشوند!
    در جایی دیگر اما خطاب به همه زنان (پس از مردان) می گوید که سر و سینه خود را بپوشانید! که این باز هم با توجه به آیه های قبلی و بعدی به نظر من نسبی است! یعنی اینکه کی و کجا چقدر بپوشانید را خودتان تصمیم بگیرید!
    برداشت من با توجه به قرآن و شناخت خودم به عنوان یک زن اصطلاحی است که اتفاقا شهید مطهری به کار برده اند: حجاب باطنی!
    من به عنوان کسی که از کودکی مورد تربیت مذهبی(جامعه و مدرسه) قرار گرفته ام و به قولی این سنت ها در من نهادینه شده است همیشه بیشتر تمایل به اثبات درستی این سنت ها داشته ام ولی متاسفانه موفق نشدم! هر چقدر هم که جانب داری سنتهایم را بکنم نمی توانم انکار کنم که حجاب خیلی از توانایی های مرا سرکوب کرد و جلوی پیشرفتم را گرفت!
    یک پسر بچه و دختر بچه را تصور کن! از بچگی درست مثل همند، بازی می کنند، رقابت می کنند، آرزوهای مشابه دارند، بعد به سن نه سالگی میرسند! این دو هم بازی را تصور کن که در ایران چطور دنیایشان متفاوت می شود، می روند پارک بازی! دختر دیگر نمی تواند به چابکی پسر از کوه بالا رود چون حجاب دست و پایش را بسته! به دریا می روند، پسر به شنا می رود و دختر نگاه می کند! (نگویید در منطقه بانوان برود که همه می دانیم هم از نظر مکانی و هم زمانی چقدر محدود است)، ورزش در هوای آزاد؟ لذت از طبیعت در گرمای داغ تابستان؟….
    اینها فقط عواقب ظاهری بود! به خاطر این تفکیک های جنسی در ایران، این موضوع (جنس دوم بودن) به شدت اهمیت پیدا کرده طوری که حجم زیادی از ذهن و فکر مردم مارا به خود مشغول کرده است! در ایران در برخورد با یک زن، اول به زن بودن او توجه می شود تا اینکه او فردیست که برای مثال برای این کار درخواست داده است! در حالی که اگر یک مرد به جای او باشد فورا دو طرف به اصل مطلب و ارزیابی توانایی های او می پردازند! من به شدت معتقدم توجه به ظاهر افراد(زنان باالاخص) در اروپا وقت و هزینه کمتری از آنان می برد تا زنان ایرانی که هر روز صبح قبل از کار و دانشگاه باید خودشان را با سلیقه حراست محل کار و قوانین متغیر تطبیق دهند!
    حجاب باطنی اما همانست که در هر زن و مرد عاقل و بالغی می توان دید (چه مسلمان چه غیر مسلمان)! ارائه خویشتن بدون توسل به دلربایی و تحریک غرایز!

  8. بررسی شعارهای رژیم زن ستیز دربارۀ حجاب و بی حجابی می‌گوید:

    بررسی شعارهای رژیم زن ستیز دربارۀ حجاب و بی حجابی

    http://jahanezan.wordpress.com/2010/08/19/tanin-451/#more-4457

  9. مانا می‌گوید:

    خوب است یاد بگیریم که با عقاید هم زندگی کنیم. عقیده هر کس (چه از نشر من نوعی منطقی باشد چه پیروی از یک سنت غلط) محترم است و تا زمانی که ضرری به دیگران نمی رساند قابل اجرا (از نظر من حجاب دیگران برای من فشاری ندارد).
    قانون ممنوعیت حجاب از نظر من تفاوتی با قانون مضحک حجاب اجباری ندارد.
    اما…
    با این که این حجاب هدف جلوگیری از فساد را براورده نمی کند 100% موافقم. و نکته ای که برای من همیشه جالب بود این است که چرا آقایان محترم جامعه هیچگاه اعتراضی نکرده اند و یا شاید واقعاً با دیدن مو و صورت خانم ها تحریک می شوند؟!

    • mardeh bi mokh می‌گوید:

      Manaye Aziz, Ehteram beh aghayed mohtarameh vali tah jaei keh in ehteram vasileh abzari baray oun fekernabasheh. manzor ineh keh yeki beh eslam mitoneh ehteram bezarah vali nemitoneh digarano mojboor be tabaeiat koneh. Zan vah mard har do ensanand vah az hagh mosavi bar khordarand. Agar har ideology khalaf in beh har shekl vah form bekhad in hagh ro paymal koneh bayad mordeh barkhord ghar begireh, jameh madani majboreh keh abzareh hemayet az basr ro ghrej az idology faraham koneh.

      Mersi

  10. Alireza می‌گوید:

    کاملا منطقی و با توضیحات کاملا مناسب

    مرسی

  11. mardeh bi mokh می‌گوید:

    Akhah Zanan Ahmagh, in Hejab vasileiest baraye sarkobi shoma zanan keh az hejab defah mikonand. Shoma ba mardha hich farghi nadarid be shooerha. Hagh khodetoono begirid vah baraye in mardaneh ahmaghi keh khosbakhti khodeshouno toyeh hejabeh shoma mibinand arzesh ghael nashid. Zan vah mard vaghat tafavoteh jensee darando bast. In dayoos bazy ha az mardaneh palid ast keh be shoma ejhaf misheh.

  12. Sama می‌گوید:

    جالب بود كه من تونستم خودمو در نكار بيدا كردم. من هم يك ليسانسه جوان باحجاب بودم كه 4 سال بيش به اروبا اومدم. شايد 2 سال كافي بود كه بي خاصيت بودن حجاب در اين جامعهكه زن يك انسانه بي ببرم.
    يادم نميره كه در نوجواني بدون هيج اجباري از طرف خانواده در جمعهاى فاميلى حجاب مىزدم و وقتى از كشور خارج مي شدم ايمان داشتم كه حجابم رو حفظ ميكنم. حالا هميشه مقايسه ميكنم من كجا در امان تر هستم. وقتي بيحجاب در خيابانهايى راه ميرم كه دختران نيمه برهنه با ازادر تمام در خيابانها هستند بدون كوجكترين ازارى يا وقتي باحجاب و ظاهرى ساده در ايران راه ميرفتم كه همه زنها باحجاب بودندز
    اين حرفه حفظ جامعه و خانواده با حجاب خيالي بيش نيست. باور كنيد! مردان اروبا كمتر از مردان شرق «مرد» نيستند ولي اينجا مرد و زن ياد كرفته اند به هم احترام بكذارند و با هم زندكي كنندز

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s