مظلوم کیست و به کِه توهین شده است؟

منتشرشده: 18 نوامبر 2010 در اجتماعی
برچسب‌ها:, , ,

دیروز که از سر مشاجرت با میراب دشت بر سر بی عدالتی وجه الزمامِ آب، به دادخانه  مراجعت داشتم، مردی بخت برگشته دیدم که پاسبانان بر دهانش مهر و بر دستانش کلون زده بودند. وقتی از حال نزارش جویا شدم، گفتم چه بیداد کرده ای که از برای داد، تو را به اینجا آورده اند؟ چرا اینگونه قپانی شده ای؟ سرش را بر تخته سنگی تکیه داد و سفره ای از بهر رنج دلش برایم گشود. سفره ای که جز غم ومحنت تیره بختی در آنش نبود.

اینگونه برایم بازگو کرد: نربشری در هر غروب وطلوع و هر نهار وشام، چو بختک بر زندگی مان افتاده بود و دست از سر بی پشم و پقازمان بر نمی داشت، روزی در پی تصاحب مال و منالم برآمد و چندی بعد در پی آداب و رفتار بنده زادگانم، هر روز که می گذشت ابر ادعایش بارورتر می گشت و  باور بندگی من بر او پررنگ تر و هر وقت و بی وقت چون باران قیر، زندگی مان را سیاه می کرد و ما به آن امید که شاید این بار دیگر نبارد و چتر خدایی اش را از سرمان بردارد، تحمل میکردیم اما هر بار هم که نمی بارید، همان ابر ادعایش بر همه جا سایه می افکند و باز هم به امید آفتابِ پس از آن تنها صبر می کردیم و صبر.

آری! تمامی نداشت که نداشت، خانه وکاشانه ام را ستاند و آوارگی شد حالم. روزی از بهر جانم قد برافراشت  و چندی نگذشت که چشم برناموسم افکنده بود که دیگر کاسه صبرم لبریز شد، بار بردباری بر زمین نهادم وهمچون خودش، حیا را خوردم و آبرو را قی کردم و هر چه از دهانم در آمد، نثارش کردم. تشت اعتبارش را بر زمین زدم و هیچ برایش نگذاشتم.

حال از فریاد دردی که  باید مدت ها پیشتر هوار میکردم مرا به این بیدادخانه آورده اند. او که زندگانی ام را به یغما برد و غایت، مرا به تیرگی کشاند، شده است مظلوم ومن که کارد به استخوانم رسیده و از رنج وارده فریاد برآورده ام شده ام ظالم!

آری! گناه آن بخت برگشته آن بود که پس از سال ها تحمل رنج و مشقت توهین بر شعورش، تلنگری زده است تا بلکه ظالم به خود آید. حال دهانش را مهر می کنند، چشمانش را می بندند، بر دستانش کلون و بر پاهایش قل می زنند تا مبادا دیگرکسان را به فریاد آورد.شاید سال ها بگذرد و بار توهین بر شعور را به دوش کشیم وهر بار که بخواهیم فریاد کنیم، فارغان درد و محنت وبی خبران سنگینی بار بر ما خرده گیرند که چرا هوار میکشد و این دردی است بس از آن جان کاه تر.

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. backslash می‌گوید:

    نوشته زیبایی است اندر احوالات ما مردمان
    پیروز و سبز باشی

  2. گمنامیان می‌گوید:

    زیبا بود و لذت بردم،
    در ضمن،
    خواستم خدمت شما عرض کنم که من به دلیل اینکه حرمت آزادی و شعور کاربران شکسته شده، به بالاترین بر نمی گردم.

    • سیاوش می‌گوید:

      سلام گمنامیان عزیز
      ممنون از لطفت
      خیلی از این تصمیمت ناراحت شدم و تا حدودی با آن مخالف بودم اما هر چی می گذرد به تصمیم شما نزدیک تر می شوم
      به امید بازگشت بالاترین به بالاترینی ها

  3. IRANI می‌گوید:

    آیا باید به چنین دینی احترام گذشت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    اگر شما جای او بودید چه میکردید؟؟؟؟؟؟
    محمد نوری زاد خطاب به رییس قوه قضاییه :اما چرا سر ما را در مستراح سلول انفرادی فرو کرده اند؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s