من شفا گرفته امام حسينم!

منتشرشده: 25 اکتبر 2010 در اجتماعی
برچسب‌ها:, , , , , , , ,

به دنيا آمدم، شش ماه از از دومين سال زندگي ام نگذشته بود كه مرض به جانم افتاد، يك سال مي گذرد، مرضم وخيم تر مي شود. در اين يك سال مرا به پيش هر دكتري بوده و نبوده برده اند، اِفاقه یي نمي كند كه هيچ، تازه هر روز بدتر مي شوم. ترس و نا اميدي تمام وجود پدر و مادرم را گرفته بوده، كه مبادا اولين بچه شان بميرد. آن هم بچه اي كه باعث سرفرازي مادری است که دور و بری هایش دخترزاینده اند، مادراني كه دختر زاييدنشان، نشانه بي لياقتي است در همسرداري. زن بايد پسر بزايد، اصلن چه معني دارد دختر بزايد كه چند وقت دگر يك بدبختي شود مثل خودش.

بگذريم، گل پسري كه من باشم، روز به روز بدتر مي شود، نذرها مي كنند و دخيل ها مي بندند تا گرهي كه به دست امروزي ها باز نمي شود، شايد به دست ديروزي ها باز شود و زمزمه هايي كه شبانه روز، با مادرم همراه بود «اگر پسرم شفا بگيرد، اِل خواهم كرد، اگر خوب شود بِل خواهم كرد» و پدري كه مي گفت» توپسرم را شفا بده، من غلامت مي كنمش، همه سال جلوي دسته برايت طوق و علامت به دوش كشد، برايت سياه بپوشد» (من چه مي دانستم به كي التماس مي كنند، مي گفتند مثل آسيد شیخ هادي محله مان خيلي مرد خوبي است، فقط همين). چه قدر خوب بود كه به همين جا ختم مي شد. بردنم بستنم به ضريح، با كلاف هاي سبز. چشمتان روز بد نبيند، تا دلتان بخواهد زير دست و پا ماندم از دست جماعتي كه آخرت خود را در رسيدن به ميله هاي مشبك تُف مالي شده مي دانستند و پول هایی که از گدای نشسته بر آستانه امامزاده دریغ کرده بودند تا بچه شان را میان جمعیت به دوش بکشند تا پول را به ضریح اندازد که مثلن بچه یک سال بیمه شود از هر مریضی و بدبختی. شیتیل می دادند که بچه شان به سرنوشت من دچار نشود، بعد هم می آمدند چشم در چشم من گریه می کردند که ای وای! بچه بیچاره چه بدبخت است که به ضریح دخیل شده است، حتمن جواب شده است.

مادرم النگويش را نذر كرد، پدرم دارايي سال هاي بعدش را كه اصلن معلوم نبود خواهد داشت يا نه.پیشاپش داشت قسط وامی را می داد که هنوز نگرفته بود.  قرار بود فلان امام زاده كه تا به حال اسمش را نشيده بودند، گوسفند قرباني كنند. قرار بود اگر خوب شوم، پدرم خرج ساخت پنجره هاي بهمان حسينه را بدهد، من هم وقتي بزرگ شدم، بروم پرچم گلدسته مسجد را هر سال عوض كنم.خلاصه چه نذرها كه نشد براي خوب شدن پسربچه اي كه عاشقانه دوستش داشتند. بالاخره يكي به خواب مادربزرگم آمد، بلند قد، خوشكل، سفيد پوش و نوراني، به مادربزرگم گفته بود، بچه تان خوب شده، برويد نذرتان را ادا كنيد. همه گريان و شادمان، من خوب شده بودم انگار، مي گويند ديگر سرفه هاي خلط آور نداشتم، بعد از شش ماهش كامل خوب شدم. با بچه ها بازي مي كردم، تخمه مي خوردم و از خلط خونين هم خبری نبود، خوبِ خوب.

اينطور كه مادربزرگم مي گويد، آن مرد قد بلند و خوشكل و سفيدپوش، امام حسين بوده است، من فكر می كردم مي شناسدش كه اينطور مطمئن است ولي تشخیصش، از روي شواهد و قرائن بود.چون ما نذر امام حسين كرده بوديم، امام حسين شخصن خودشان زحمت کشیدند و مرا شفا دادند و مثلن اگر نذر امام رضا مي كرديم، حتمن او مي آمد. ولي بهتر نبود نذر امام رضا ميكردند؟ هم نزديك تر بود و هر چه كه نباشد هم ولايتي خودمان است و اين همه پول و طلا به او مي رسيد تا يك نفر از ولايت غريب، واقعن ما جماعتِ غريب پرستی هستيم، هواي خودي ها را نداريم. تازه آقاي امام رضا،حسابي  پولدار است و آدم هاي پولدار، قاعدتن قدرت بيشتري هم دارند البته ناگفته نماند كه آقاي امام حسين نیز، كم مال و منال ندارد، در همين محله خودمان، به فاصله يك دقيقه سه تا حسينيه دارد به چه عظمت. پشتوانه مردمي خيلي خوبي هم دارد. پيرزني كه در خانه همسايه داري مي نشيند، پسري دارد معتاد و عروسي كه از درد بي موادي شوهرش به هرزگي و جندگي افتاده است ولي اينقدر آقاي امام حسين را دوست دارد كه گوشواره هاي دوران جوانيش كه روزي پُزش را به همه مي داده به او مي بخشد تا گلدسته هاي حسينيه آقاي امام حسين بلند تر شود. يا مردي كه سركار نمي رود تا از بنايي ساختمان جديد حسینیه عقب نماند، خدا مي داند كه چند روز ديگر در پي نسيه خريدن هايش از قصاب و بقال، چه بلوايي در خانه اش شود.

خلاصه این بنده حقیر کافر، که از مسجد و معبد و دیر و کلیسا فراری، شفا گرفته آقای امام حسین است و هیچ عجیب نیست، چه بسیار برادرانی غیردینی ما مثل ارمنی ها بوده اند که شفا گرفته ی ائمه اطهار هستند و به عشق حضرت عباس «تو خونشون یاس می کارن، خدا بهشون بچه میده، اسمشو عباس میزارن».

– — – — – — – — – — – — – — – — – — – — – — – — – — – — – — – — – — – — – —

پ ن: ریچارد داوکینز در مورد شفاگرفتگان معبد لردا می نویسد: «کسی تا به حال ترمیم معجزه آسای پایی آسیب دیده را هم گزارش نکرده‌است و شفاها شامل آن دسته می‌شوند که بدون نیاز مداخله الهی هم قابل معالجه بوده‌اند».

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. سیاوش می‌گوید:

    دوست عزیز،شفا دهنده تو
    آنقدر کامنتت دوست داشتنی و صمیمانه بود که انگار برای پدر و مادرت نوشته بودی
    شرمنده نتوانستم منتشرش کنم
    برقرار باشی

  2. دامبولی می‌گوید:

    شانس آوردی اینو تو اینترنت گفتی اگرنه که الان لباس هاتم از تنت کنده بودن

    • سیاوش می‌گوید:

      آره دامبولی
      اون جوری تیکه بزرگم، شرتم بود، البته اگه از شرِ تبرک جستن پاره نمی شد و به تنم می موند.

      • Kooler می‌گوید:

        منظور این کاربر این بود که، اگه این حرف ها رو تو جامعه و بین مردم عادی بزنی رگشون باد می کنه و تیکه تیکت می کنن…
        من خودم هر روز تو راه دانشگاه با مردم عادی در مورد اعتقاداتشون حرف می زنم، اما کافیه یه چیزی بگی که به بُرجکشون بر بخوره؛ به قول دوستان می خواهند مرا ج.ر بدهند…

  3. وحید می‌گوید:

    خود ما از لحاظ معنوی و مادی داریم بدبختی و جهل خود را تغذیه میکنیم.

  4. orhan می‌گوید:

    البته من دشمن ائمه اطهار نيستم ولي تا زماني كه اين مزخرفات در ايران وجود دارد ايران;ايران نمي شود

    • سیاوش می‌گوید:

      اورهان عزیز
      خرافات در همه جوامع هست، حتا در پیشرفته ترین جوامع غربی چون آمریکا.
      اما مهم جایگاه آن در جامعه و مخصوصن در سیاست است. متاسفانه در کنار فرهنگ ما، سیاست کشور ما نیز دعوت به خرافه پرستی را در راس کار خود قرار داده است

  5. نیما می‌گوید:

    هر چند وقت یکبار با دیدن این نوشته ها باز امیدوار می شم که زودتر از شر حماقت مذهب خلاص می شیم.موفق و پایدار باشی

  6. یکی می‌گوید:

    منم از امام حسین شفا گرفتم.ینی وقتی که از طبقه دوم افتادم و مادر بزرگم گفت: یا جَد{امام حسین} هیچیم نشد

    اما میدونی؟چرا لحن تمسخر آمیزی بکار بردی؟
    تمسخر هر نوع دیدگاهی اشتباس.مثل عهد جهل عرب

    منم خیلی از کارای اشتباهی که مردم به اسم شفا خاستن و اینا میکنن قبول ندارم اما

    ما همه خدا رو قبول داریم.خدا پناه هممون

    • رها می‌گوید:

      چرا جمع می بندی دوست عزیز؟ کی گفته همه ما به خدا ایمان داریم؟

    • مهران می‌گوید:

      از طرف خودت حرف بزن اخوی، من و خیلیای دیگه نه خدا رو قبول داریم نه پناهگاه میخوایم

    • سیاوش می‌گوید:

      سلام رفیق
      راستش با این نظر شما، یک بار دیگر رفتم به سراغ متنم و برای چندمین بار خواندمش. نمی دانم کجایش تمسخر آمیز بود؟ کجایش مثل عهد جهل عرب بود؟
      متاسفانه گاهی اوقات بیان واقعیات، مسخره به نظر می رسد.
      به هر حال خوشحال می شوم، در این زمینه اگر مشکلی هست، راهنمایی باشی تا راه را بازیابم.
      در مورد تقبل خدا، باید بگم که نه رفیق، من خدا را قبول ندارم که وارد نظم دنیایی شود.

  7. وحید می‌گوید:

    چن مدت پیش که میکروب کشف نشده بود اگه به مردم درباره میکروب میگفتی حتما تورو دیوونه خطاب میکردن.اما الان اگه بگی میکروب وجود نداره دیوونه خطابت میکنن.خوب دلیلشو حتما میدونین.
    جهل
    مردم قدیمی بدون اینکه بگن شاید اونی که میگه میکروب وجود داره راس میگه حرفشو رد میکردن چون آدمای سطحی نگری بودن
    آخه شفا گرفتن که چیز گنده و عجیبی نیس که آدم باورش نکنه
    وقتی خداوند میتونه انسانو با این همه عظمت تو جسمش خلق کنه یا مثلا کرات و ستاره ها و کهکشانهارو با این همه عجایبشون خلق بکنه چرا نتونه به یکی مثل امام حسین قدرت شفا دادن بده
    کاری ندارم شما مذهبی هستی یا نه مسئله کاملا عقلانیه
    اگه سعی کنیم مسائل رو بیطرفانه تحلیل کنیم همیشه به نتایج جالبی میرسیم
    موفق باشین

    • مهران می‌گوید:

      ترکوندی با این استدلال، البته کسی که خرافه بزرگی به اسم خدا رو قبول کنه مشکلی با پذیرش بقیه مزخرفات دینی هم نداره، اونایی که میگن باید به هر عقیده چرندی احترام گذاشت تحویل بگیرن، نتیجش یه چیزی تو همین مایه هاست!

    • سیاوش می‌گوید:

      سلام وحیدخان
      متاسفانه مثال و مقایسه تان اشتباه است.
      شفا یا معجزه، چیزی نیست همانند میکروب که قابل درک باشد. میکروب از طریق میکروسکوپ مشاهده می شود، امواج صوتی، توسط دستگاه های مربوطه سنجیده می شوند. اما در مورد معجزه چه؟
      این جا حساب، حساب دو دو تا، چهار تا است. تنها به جمله ریچارد داوکینز توجه کنید، چگونه تا به حال چنین معجزه ای رخ نداده است؟

  8. آراد می‌گوید:

    قشنگ بود
    مرسی

  9. امید می‌گوید:

    سلام . از دوستان عاجزانه تقاضا می کنم اگر کسی دعوت نامه بالاترین دارد برای من بفرستد . متاسفانه الان نزدیک به 3 سال است که در حسرت حضور در بالاترین و شرکت در بحثهای آن هستم .اگه دوستی دعوت نامه داره بی نهایت ممنون خواهم شد اگه یه دونه واسه من بفرسته . اینم ایمیلمه :
    omid.behdadi@gmail.com

    • سیاوش می‌گوید:

      سلام امید جان
      می توانید آدرس وبلاگتان را قید کنید تا در خدمتتان باشم.
      ضمنن به آدرس ایمیل گوشه وبلاگ تماس بگیرید.
      برقرار باشی

    • Alireza می‌گوید:

      Salam Doost Aziz
      Mibakhshid man az toye CoffeNet payam miferestam va font farsi nadaram. behar hal aghar shoma ozv balatarin shodin baraye man ham lotfan davatname beferestin ke kheili vaghte mintazeram.

      Ba Ehteram
      Ali

  10. neda می‌گوید:

    اعتقادی ندارم تو شفا گرفته باورهایت بوده ایی شفا گرفته تلقین هایت شفا گرفته ذهنت
    سوالی دارم ؟؟پس اگر ائمه شفا دهنده هستند پس نباید دیگر مریضی در این دنیا باشد پس چرا این همه مریض هست پس امام حسین شما فرق میگذارد بین بنده هاش پس ایشون و امثال ایشون انتخاب میکنند نه نه نه پس بدجنس هستند؟؟اگه معجزه میکنند همه رو شفا بدند نه فقط یه عده کم نه نه نه اعتقاد ندارم تو شفا گرفته ذهن بودی بتور کن باور کن هیچ چیز معجزه نمیکنه جز ذهن

    • سیاوش می‌گوید:

      ندا جان
      بر نیت و قصد پاکت شکی ندارم اما گمانم اشتباه می روی. آیا تلقین و باور آنقدر قوی است که بتواند معجزه کند؟ یا بدن را درگیر یک نوع واکنش جسمی می کند؟
      آیا باور های بسیار قوی و محکم می توانند، یک پای قطه شده را به حالت قبلش باز گردانند؟

  11. سیما می‌گوید:

    واقعا عجیبه…منکران خدا و معاد دقیقا همان استدلالهای زمان صدر اسلام را می آورند که در آیات قرآن به تفصیل گفته شده.
    البته بنظر من بیشتر این انکارها نه از روی اعتقاد قلبی که از روی لج بازی با این حکومت کثیف است که هر کثافت کاری ای را بنام اسلام انجام میدهد.
    به امید روزی که دین از حکومت جدا شود و همه به عقاید هم احترام بگذاریم.

    • سیاوش می‌گوید:

      سیما جان
      از روی اینکه وقت گذاشتی و کامنتی در مورد این بحث نوشتی گمان می کنم اهل بحث و گفتگو باشی. بهتر بود همین راه را ادامه می دادی و استدلالات خود را رد عقیده من می نوشتید تا در مورد آن ها بحث کنیم.
      و البته این نگرش من بر اثر مبارزه با رژیم اسلامی نیست. همانطور که در متن نظر ریچارد داوکینز را نوشته ام، آن نظر مربوط به یک معبد غیر ایرانی یا اسلامی است و همانطور که خودم نوشته ام، هیچگاه در متنم نامی از دخیل بودن نظام جمهوری اسلامی در این موارد نیاورده ام

  12. M می‌گوید:

    aval az hame bebakhshdi dustan ke latin type mikonam. khob inke momkene ye weri etefaghayi bioftan ke be nazar mojeze biad, yani elm natune ba ye dastgah masalan nandaze giri kone dalil nemishe ke ina hatman metafisic hastan! ye ruzi elm baraye hameye etefaghate atrafemun ye towzihe elmi peida khahad kard! ensan az gozashte adat dashte etefaghate gheire ghabele towzih ro metahysic bedune, va in shode akhar o aghebatemun ke dar jahl o nadani dast o pa mizanim!!!!!

  13. سبز مذهبي می‌گوید:

    كاش بچه كه بودي ميمردي چون شفا گرفتنت به زيانت شد

    • سیاوش می‌گوید:

      ممنون سبز مذهبی
      امیدوارم شما زنده باشی و از این شفاگرفتن ها در زندگی ات نداشته باشی، تا به سرنوشت شوم من(از نظر خودت) دچار نشوی

  14. ramin می‌گوید:

    ای مسلمونا … نامسلمونا … ارمنی ها … کافر ها … ملحد ها …..
    تر و جدتون ترو جون دوست دختر ا و پسراتون
    یه دعوتنامه هم واسه من بفرستین که الله وکیلی واسه مریض میخوام
    بابا به هر خدانشناس و خدابشناسی گفتم گفت ها اها همین الان پای شما تموم شد اخریشو دادم به نفر قبلی

    حالا گذشته از این التماسات
    متن قشنگی بود امیدوارم امام حسین همه ما رو شفا بده تا شاید باز خداشناس بشیم اخه پول تو جیبامون تار عنکبوت انداخته لازمه بریم بدمیش دودستی تحوبل نماینده خدا

    جون من …….جون من …….. بابا جون من ……یه دعوتنامه بالاترین واسم بفرستین
    مخلص همگی

    رامین خان منتظر الحضور

  15. حمید می‌گوید:

    سعی نکنید به جای «نمیدانم» از کلمه های «نیست» یا «هست» استفاده کنید،

    من باشنیدن یک قطعه موسقی زیبا چنان احساس آرامش میکنم که با هیچ فرمول ریاضی قابل محاسبه نیست!
    اگر تعدادی محقق با استفاده از دستگاه اندازه گیری فشار باد بیایند گرافهای تولید شده تغییر فشار در هوا در اثر پخش موسیقی را ترسیم و آنالیز کنند
    و یا تعدادی پزشک علایم فیزیولوژیک بدن من و یا ترکیب شیمیایی آنزیمهای ترشح شده در جریان خون من و اثرات آنها را بر سلسله اعصاب من را در هنگام شنیدن موسیقی تجزیه و تحلیل کنند،
    شک دارم که به کیفیت احساس من در هنگام گوش کردن به موسیقی زیبا پی ببرند!
    من در زمان راز و نیاز با خدای خودم هم همین احساس آرامش را دارم، هر چند که نمیدانم چرا و چگونه.

    • سیاوش می‌گوید:

      حمید عزیز
      کامنتتان را در بالاترین هم دیدم، با جمله ابتدایی شما موافقم، یک بار قبلن گفته بودم که نمی دانم اعدام باشد یا نباشد اما در مورد بحث این پست، در جایی از مطلب من تصمیم گیرنده و مشخص کننده خط و مشی نبودم و قضاوت را گذاشتم با خوانندگان. اما در مورد معجزه، هر چه فکر می کنم به همان جمله پایانی مطلب و نظر ریچارد داوکینز می رسم.
      به واقع چرا تابحال آنگونه نشده است؟

  16. وحید می‌گوید:

    سیاوش جان چرا فک میکنی که ریچارد داوکینز درس میگه؟
    من نمیگم اشتباه میگه یا درس میگه
    فقط سوالم اینه که چرا تو شک نمیکنی که شاید این آدم اشتباه کرده یا دروغ گفته یا آدمایی که ازشون آمار گرفته تو یه حالت خاصی بودن
    اگه بخوای منطقی باشی باید تمام این حالاتو در نظر بگیری
    در ضمن اگه واقعا دنبال حقیقتی چرا فقط میگردی دنبال دلایلی که این قضیه رو نفی میکنن
    من تو متنت ندیدم بگی که مثلا فلانی دلیلی آورده بر صحت قضیه اما من قبولش ندارم به فلان علت
    فک میکنم تو خودت با این قضیه مشکل داری و زورکی میخوای ثابت کنی که این مسئله دروغه در حالی که اگه بیطرفانه تحقیق میکردی به نتایج دیگه ای میرسیدی
    من بهت توهین نمیکنم امیدوارم این فکرم اشتباه باشه در موردت
    ولی بهتر نیست کمی منصفانه تر قضیه رو دنبال کنی
    فک کنم اگه اینطوری تحقیق کنی بهتر باشه
    در مورد مثال میکروبم منظورم این بود که ماها فقط چیزایی رو که با حواس مون درک میکنیم قبول میکنیم و احتمال نمیدیم که ممکنه چیزایی فراتر از حواس ما وجود داشته باشه
    خوب اگر چن سال قبل که میکروسکوپ وجود نداش حتما تو میگفتی که میکروب وجود نداره چون نمیتونستی میکروبو درک کنی
    فرض کن درک معجزه هم به یه وسیله احتیاج داره یا اینکه به یه حس خاص احتیاج داره که ما انسانها ازش بی بهره ایم یا داریم وخبر نداریم.چرا وقتی چیزیرو درک نمیکنی سریع ردش میکنی؟
    دوباره قضیه میکروبو میگم اگه چن سال قبل که میکروسکوپ نبود من به تو میگفتم میکروب هست مثل امروز من و امثال منو به سخره میگرفتی.
    مرسی

    • سیاوش می‌گوید:

      وحید جان
      من اصلن به ریچارد داوکینز استناد نکردم تنها آن را سوالی مشترک دانستم که امیدوارم جوابی برای آن سوال باشد تا من قانع شوم.
      من اصلن دلایلی بر نفی شفا و یا معجزه در متنم نیاوردم، تنها در پانوشت مطلب یک سوال نوشتم. فقط روایتی از یک داستان تقریبن واقعی بود که به دلیل برخی مشکلات در آن تصرف کردم. من اگر به فکر زورکی ثابت کردن بودم که اصلن اینگونه نظرات مخالف، مانند نظر شما را برای نمایش تایید نمی کردم که در مورد نوشته بحث شود. بیایید از این فضا ها فاصله بگیریم و تنها بر روی موضوع فوکوس کنیم.
      امیدوارم در مورد توهین و غیرمنصفانه بودن، مثال هایی از متن بیاوری تا من خود را اصلاح کنم(اگر اینگونه باشد)
      در مورد مثال هایی که آورده ای چون میکروب، باید عرض کنم که نه اشتباه می کنید، مقایسه غلطی پیش گرفته اید، آنقدر احمق نیستم که به دنبال دیدنی ها باشم، بلکه به دنبال آن هستم که دلیل علمی داشته باشد. برای شفا و یا معجزه یک دلیل علمی بیاورید تا در مورد آن صحبت کنیم. اگر من استدلالم در مورد پذیرش برخی چیز ها به دیدن بود، امواج صوتی را نمی پذیرفتم چون دیدنی نبود.
      اینجا بحث بر سر بودن است. برای بودن باید دلیلی باشد که بعد برویم سراغ نبودنش تا دلایلی بر فقدان آن آورده شود.

  17. حمید می‌گوید:

    سیاوش عزیز
    چرا معجزه وچود ندارد؟ مگر ما باید تعیین کنیم که معچزه باید چه باشد؟ حتما باید یک پای بریده دوباره بروید تا بگوییم معچزه شده؟ شاید اگر این اتفاق هم میفتاد باز هم میگفتیم که خوب اینکه طبیعی هست پس معجزه نیست؟هما نطور که وقتی یک گل می روید هیچکس تعچب نمیکند! در حالیکه این یک معجزه است، زندگی یک معچزه است! هزار تا تئوری در مورد پیایش حیات توسط علم و فلسفه ارائه شده ولی هرکدام از آنها که منطقی تر مینماید بیشتر بر معچزه بودن زندگی تاکید میکند!
    عشق یک معچزه است، حتی استدلال آن بی خدایان و آن باخدایان برای اثبات عقایدشان معجزه ایی غیر قابل انکار است!

    • سیاوش می‌گوید:

      حمید جانم، زبانم بند آمد
      جوابتان کاملن ادبی است تا اینکه علمی باشد.البته شاید به خاطر رویکرد من و مطلبم که بیشتر در قالب داستان است، اینگونه شده است.
      اما ورای این بحث ها شما می گویید: معجزه وجود دارد. اگر اینچنین است، استدلال های علمی اش را برایم بازگو کنید تا من نیز چون شما به حقیقت برسم. هدف همه ما، رسیدن به درست ترین هاست و زیباتر آنکه در این راه، ترسی از شناختن مفاهیم جدید نداریم. الان که کامنت شما را جواب می دهم ساعت یک و نیم بامداد است. امیدوارم فردا استدلال های علمی تان را در وجود معجزه و مبحثی اجتماعی به نام شفا، برایم بیاورید تا هم من و دیگر دوستان، به آن باور داشته باشیم. در ادامه اگر دلیلی بر وجود این دو مقوله بود، من نیز اگر دلایلی بر عدم وجود این دو داشتم، حتمن در اینجا قرار خواهم داد.
      مقایسه تان در مورد رویش گل و معجزه، مثال فیل و فنجان است. گل هزار دلیل و برهان علمی برای سر از خاک در آوردن دارد اما معجزه چه؟
      البته معجزه در همه باور ها، کم و زیاد وجود دارد. مثلن بوداییان از برخی حیوانات طلب معجزه می کنند. فرقه ای در هند، از نخود و خرما تقاضای کمک دارند و به آنها توسل می جویند و البته در اروپا و آمریکا نیز اینگونه امور دیده می شود و حتا برنامه های تلویزیونی برای فرد معجزه گر، تدارک دیده می شود.

  18. حمید می‌گوید:

    صبح بخیر
    تمام فغان من هم همین است! که اثبات مسائل فوق طبیعی با ابزار تجربی نه تنها عملی نیست بلکه بیهوده است! مثل اینکه شما با تور شکار پروانه به شکار دایناسور بروی و یا برعکس با «بازوکا» به شکار مورچه بروی، مبنای علم تجربه و استدلال و یادگرفتن و دانستن است، ولی مبنای ماورای طبیعه احساس و باور قلبی است، سعی در اثبات و یا رد مسائل عرفانی و معنوی با ابزار علوم تجربی کار بیهوده ایی است.
    خرافات آفت عرفان است، مواردی که در مورد معجزه شما اشاره میکنید و کاملا درست است، به بیراهه رفتن و یا سوء استفاده کردن از احساست و معنویات انسانها است که متاسفانه زمینه آن بسیار مساعد است.
    اگر خواستی بعدا بیشتر صحبت میکنیم.

  19. وحید می‌گوید:

    سیاوش عزیز
    اولا متن من این بود
    «من تو متنت ندیدم بگی که مثلا فلانی دلیلی آورده بر صحت قضیه اما من قبولش ندارم به فلان علت»
    دوما من جایی نگفتم تو توهین کردی
    راستش من نمیتونم جواب علمی برا معجزه بیارم چون اطلاعاتم کافی نیست
    رفتم تو یه سایتی که به اینجور سوالا جواب میدن با یکی از پاسخگوها چت کردم و گفتم اگه میتونه بیاد تو وبلاگ جواب تو رو بده.گفت سرم خیلی شلوغه ولی سعی میکنم یه سری بزنم.امیدوارم وقت بکنه که بیاد.در ضمن عذرخواهی میکنم که خودم نتونستم جواب قانع کننده بدم
    امیدوارم موفق باشی دوست من

  20. یکی می‌گوید:

    میدونی؟آدم یعضی وقتا یه کارایی میکنه که صرفا پشیمونی میاره براش
    لطف کنین اخوی نبندین به خیکه من!
    من فکر کردم چون اسمی از ارمنی ها بردی ارمنی هستی و خاستم یه راهه ارتباطی پیدا کنم

    اگه مثل من فقط قبول داشته باشی امام علی.فرده قابل احترامی هست با این لحن نمیگی که:تازه آقاي امام رضا،حسابي پولدار است و آدم هاي پولدار، قاعدتن قدرت بيشتري هم دارن…

    یکی از نظرات که فکنم برای سیما نامی بود خیلی عالی بود

    من هم آرزوم اینه که یه روزی یه دختر ایرانی که با یک نوع پوششی که غیر اسلامی هست به بیرون بیاد و داستان هایی که همه خوب میدونیم براش پیش نیاد
    همینطور یک دختر چادری کورد تمسخر قرار نگیره و این دو کناره هم تو یه تاکسی برن به یه مقصد!
    میدونم مسئله به این سادگی نیس اما خاسم بگم که اشتباه نشه!
    من با نظر سبز مرهبی هم کاملا مخالفم.در واقع ایشون نه سبزن نه مذهبی! کدوم مذهب به تو اجازه توهین داده؟!
    همونطور که گفتم منظورم از کامنت اولم این بود که اگه کسی میگه من امام رضا رو دوس دارم نباید بهش گفت : اوو.امام رضای پولدارو اینایی که گفتی
    یا اگه کسی گف من خدارو قبول ندارم بگه: اووو ریچارد ریچارد داوکینز دیوانه!!
    این لحن برای تو توهین آمیز نیس اما نظر من اینه که بهتره ملایم تر نقد کرد!
    یا بحثی که تو و وحید یه مقدار درباره ریچارد کردین!

    نمیدونم تونسم این دفه بهتر توضیح بدم یا نه!

    و ممنونم ازینکه خیلی خوب بحث و گفتگو میکنی

    به هر حال من عذر میخام که جمع بستم
    امیدوارم همه موفق باشن

    • سیاوش می‌گوید:

      رفیق داری خلط مطلب می کنی، اینجوری از بحث اصلی دور می شویم.
      من اگه گفتم «امام رضا خیلی پولدار است»، آیا دروغ گفته ام؟ متاسفانه هر کس با مطلبی مخالف است آن را توهین آمیز شناسایی می کند. اگر به واژه توهین در فرهنگ لغت روانشاد دهخدا مراجعه کنید، مصداقی از توهین در نوشته من پیدا نخواهید کرد.
      در مورد بعضی از جنبه های کنایه آمیز مطلب هم باید بگم که این از خواص زبان فارسی است و بخشی جداناشدنی است.
      اگر کنایه و طنز توهین باشد، باید نوشته های افرادی چون جمال زاده به کلی آتش زده شود.

  21. یکی می‌گوید:

    سلام
    طبق مقوله برهان خلف در علم ریاضی اگر نشه درستیه چیزیو ثابت کرد پس حتما غلطه
    وزن 300گرم
    ارتفاع 3متر
    g{نیروی گرانش}~10
    نیرویی که از طرف این جسم به زمین وارد میشه چیزی بیشتر از 3000واحد نیرو هست
    و نیروی عکس العمل زمین هم به همین مقدار یعنی حداقل 4500واحد نیرو باید به جسم وارد شه.پس صد درصد حداقل یک خراش برمیداره! اما نکته اینجاس که حتی یک خراش هم برنداشته.پس این فرض که میشه با علم ثابتش کرد این داستان و و یک پدیده ی علمی هست از اساس غلطه
    و چیزی وارد میشه به عنوان شفا . معجزه . قدرت برتر اهورایی

    اینا رو گفتم که بگم اگه میگی یه دلیل علمی برای شفا بیارین شما یک دلیله علمی برای اون مسئله ای که اول حرفام گفتم بیارین

    من واقن شرمندم که این بحثو رنگ و لعاب{؟} دادم اما خاسم بگم

    موفق باشین

    • سیاوش می‌گوید:

      دوست عزیز من نه فیزیک دانم نه ریاضی دان، بدبختانه کمترین نمرات را هم از همین دروس آورده ام اما نکته ای که اینجاست شما در این حساب و کتابتان، میزان سختی جسم و زمین را در نظر نگرفته اید. اگر زمین به نرمی پنبه باشد و جسم به سختی فولاد، آیا منظقی است که جسم فولادین دچار صدمه شود؟
      رفیق، من نیز از بحث با شما لذت می برم اما شما را به قسمتی از قوری چای راسل ارجاع می دهم، امیدوارم فحوای کلامم را درک کنید:

      «اگر من مدعی می‌شدم که در منظومه شمسی میان زمین و مریخ یک قوری چینی دور خورشید می‌گردد، هیچ کس قادر نبود مدعای مرا رد کند، مشروط به آنکه حواسم می‌بود که در ادامه بگویم این قوری آنقدر کوچک است که حتی با قوی‌ترین تلسکوپ‌ها هم قابل رویت نیست. اما اگر تا آنجا پیش می‌رفتم که می‌گفتم چون مدعای من ابطال ناپذیراست جایز نیست عقل بشر به آن شک کند، به حق به یاوه گویی متهم می‌شدم. با این حال، اگر وجود این قوری در کتب قدما تایید شده بود و آن را حقیقتی قدسی شمرده و هر یکشنبه در کلیسا درباره آن به وعظ می‌پرداختند و در مدارس آن را به ذهن کودکان فرو می‌کردند، تردید در وجود آن نشانه نامتعارف بودن تلقی می‌شد و شخص شکاک را در عصر روشنگری به نزد روانپزشک و در دوره پیش از آن به دادگاه تفتیش عقاید می‌فرستادند.»

  22. یکی می‌گوید:

    من اگه مخالف حرفتم واسه اینه که نمیتونی با این جمله یک شیعرو بشونی پایه بحثت همین و بس

    توهین و تمسخرم اصلا پس میگیرم
    در مورد مناقشه ای هم که در مثاله من وارد کردی:حالا که زمین سفت هست و جسم که کله ی من باشه در سن 1.5سالگی به سفتیه یک گلدونD:

    حداقل تو قبول نداری
    منی که قبول دارم چه غلطی کردم واسه اعتقادم

    هــــــــی…

    امیدوارم موفق باشی

  23. حمید می‌گوید:

    اتفاقا با ریاضیات و بر اساس جبر احتمالات می توان ثابت کرد که در جهان هستی نه یک قوری بلکه به تعداد بی نهایت قوری در حال گردش به دور ستارگانی نا معلوم هستند و بعید نیست یک چند تایش در منظومه شمسی مثلا در بین زمین و مریخ واقع باشد!!
    خواهش میکنم نخندید این مبنای بحث احتمالات است که بر مبنای آن پیدایش حیات را توجیه میکنند!
    قطعا یک موجود زنده حالا نه مثلا انسان بلکه در ساده ترین انواعش از یک قوری بسیار پیچیده تر است که با همین استدلال پیدایش خودبه خود آن را نتوان توجیه کرد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s