در طول يك سال و اندي كه از جنبش سبز گذشته است دروغ گويي كودتاچيان و همراهان ولي امر مسلمين بر همه ثابت شده است. كمتر كسي است كه به خبرگزاري هاي حكومتي چون فارس، رجانيوز، فردانيوز و … سر بزند و اخباري در مورد جنبش سبز ومخالفان حكومت ببيند و بتواند به آن استناد كند يا حداقل برايش قابل باور باشد. اين سير بي اعتباري رسانه هاي نام برده يك شبه به اينجا نرسيده است بلكه در طول زمان و انتشار اخبار دروغ آن ها را به اين غايت رسانده است.

اما نكته اي كه در اين جا مورد بحث است اين است كه آيا رسانه هاي حامي جنبش سبز نيز ممكن است به چنين سرنوشتي دچار شوند؟ در قدم بعدي اين كه چگونه ممكن است چنين بي اعتباري براي سبز ها به وجود بيايد؟ اگر چه راه رسانه هاي سبز با رسانه هاي رژيم كودتا جدا است اما راه از بين رفتن باور هاي مردم درپذيرش اخبار دروغ درتقابل با همه يكسان است. چندي پيش اخباري در سايت هاي سبز انتشار يافت كه در يكي از پست هاي قبلي با اين تيتر به آن اشاره كردم: قورباغه آب پز هم به این خبر می خندد، استقبال سرد علما از خامنه ای!

البته اين اولين بار نيست كه اخبار از اين دسته منتشرمي شود، در ابتدا از طرف برخي افراد كه در صداي آمريكا تريبون هفتگي دارند، شاهد چنين اخباري بوديم. گه گاه آن آقاي سپاهي سابق از پيوستن ارتش به مردم خبر مي داد وگاهي از فرار خامنه اي با هليكوپتر شخصي به مناطق مرزي، در كنارش آن تحليلگر رسانه هاي عرب زبان از بلوا و آشوب در بيت رهبري خبر مي آورد و چنان سعي در تظاهر به آگاهي از عمق مسائل بيت رهبري داشت كه رخدادهاي قتل هاي زنجيره را به آن پيوست مي داد تا معجوني شود قابل هضم. گاهي تا آنجا پيش مي رفت كه خبر از شستشوي لباس هاي سعيد امامي توسط زن خامنه اي مي داد كه الحق از آن خبر ها بود و واي به آن روزي كه سردار مدحي نيز به مستندات اضافه مي شد، از شرق تا غرب چشم دوخته بودند به اين شاهد هميشه در صحنه و البته براي جنبش سبز كه در دوران سرمستي از قدرت خود به سر مي برد، بسيار خوشحال كننده بود.

اين دسته از خبرها از طرف رژيم كودتا بر عليه رهبران جنبش سبز نيز شنيده مي شود، قافله سالار اين اخبار نيستند  جز بانو فاطمه رجبي و زاكاني نمايند مجلس. كم نبوده است اخبار زد و خورد زهرا رهنورد با ميرحسين موسوي يا اختلاف بر سر قدرت بين كروبي و موسوي يا حتا بعضن دعوا بر سر خصوصي ترين مسائل خانوادگي كروبي وموسوي كه مثلن فلان پسر كروبي گفته است دختر موسوي، چشم ندارد مارا ببيند! اما بحث براين است كه جنبش سبز كه اساس آن بر مبارزه با دروغ و تقلب بنا نهاده شده است، اگر خود دچار چنين افتي شود چه سرنوشتي خواهد داشت؟ آيا تاوان اين اخبار دروغ، همان بي اعتنايي مشابه مردم به رسانه هاي كودتاچي نسبت به رسانه هاي سبز، نخواهد بود؟

اما آن چه كه دليل شد تا اين مطلب را بنويسم، اخباري است كه در ابتداي مطلب به آن اشاره كردم و در سايت بالاترين با هيجاني هضم نشده براي آن موضوع داغ زده مي شود و موج خوشحالي در ميان خوانندگان و بعضن وبلاگ نويسان ايجاد مي كند و كار تا آنجا پيش ميرود كه سايت هاي ديگر طرفدار جنبش سبز نيز به آن استناد ميكنند. اخباري مبني بر تنش هاي شديد ميان احمدي نژاد و خامنه اي بر سر آزادي سارا شورد يا نرفتن خامنه اي به قم به دليل حاضر نشدن علما براي استقبال( قورباغه آب پز نگون بخت آنقدر به اين خبر خنديد كه طعم خود را از دست داد) كه هيچ منبع قابل استنادي در پشت آن نيست.اين اخبار زمينه ساز تحليل هاي غلط هستند و تحليل هاي غلط زمينه ساز راهبردهاي غلط مي شوند و مهمتر از همه همان بي اعتمادي نسبت به تمامي خبرها است كه موجب سرخوردگي برخي همراهان جنبش سبز مي شود. اميدوارم از اين پس سايت هاي خبري سبز هم تعلقات حزبي و عقيدتي خود را در انتشار اين اخبار كنار بگذارند و هم تلاش بيشتري در تاييد صحت وسقم اين اخبار داشته باشند.

چند نمونه از اخبار رسانه های جنبش سبز که بدون منبع منتشر شده است:

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. mamad می‌گوید:

    سلام …من با شما موافق نیستم

  2. Ali می‌گوید:

    کاملا با تحلیلت موافقم. گمانه زنی‌‌های بدون منبع وقتی‌ موضوع داغ میشن و ارزش خبری به اونها داده می‌شه باعث بی‌ اعتمادی و دلسردی بسیاری از طیف‌ها می‌شه که ممکنه هیچوقت اعتراضی از اونها شنیده نشه ولی‌ اعتماد خود رو به بالاترین و مهمتر از همه به جنبش از دست میدان

  3. k می‌گوید:

    دوست عزیز! بنده هم مثل شما بابت این نوع خبررسانی نگران هستم. اما به یک نکته بسیار مهم در نوشته شما پرداخته نشده است: جنگ روانی، عملیات فریب آمیز و تغذیه اطلاعات نادرست از روش های همیشگی سرویس های اطلاعاتی در دنیا هستند و وقتی مثل کشور ما این سرویس اطلاعاتی به جای محافطت از مردم خود از توانایی هایشان بر علیه آنها استفاده کنند، پیش آمدن شرایطی مشابه شرایط جاری به ویژه در عرصه خبر رسانی بسیار عادی است. هدف غایی چنین روش هایی بی اعتبار کردن مخالفان و جدا کردن عموم مردم از آنهاست. فراموش نکنید که حتی اصلاح طلبان حکومتی علیرغم آنکه بسیاری شان سابقه امنیتی دارند از پیش بینی کودتا و تدبیر اندیشی برای آن ناتوان ماندند و اصولا در اپوزیسیون و شبه اپوزیسیون داخلی هیچ نهاد شایسته ای برای آنکه بتواند با تحلیل و روش های حرفه ای اخبار را تصفیه کند تا قربانی فریب دشمن نشود وجود ندارد ، حال آنکه در سمت مقابل ده ها و صدها میلیون دلار ( از پول بی زبان نفت) صرف چنین عملیات هایی می شود. نظر شخصی من بیشتر آن است که خبرهایی مانند عدم استقبال روحانیون قم، بخش هایی از این جنگ اطلاعاتی است که به دلیل نبود هیچ نیرویی برای مقابله با آن رسانه های سبز ناگزیر قرباین آن می شوند. تازه اگر حجم عملیات طرف مقابل را در نظر بگیریم همین حجم نسبتا کم از اخبار نادرست هم بیشتر شبیه معجره و ناشی از غریزه قوی اصحاب رسانه است.

    • سیاوش می‌گوید:

      در ابتدا بسیار ممنونم بابت نظر پرمحتوایتان
      با جنگ رسانه ای موافقم اما در این منظر در تحلیل پیش روی ماست.
      یک اینکه هدف وسیله را توجیح نمی کند و اگر قرار به توجیه کردن وسیله باشد سرنوشتی بهتر از انقلاب 57 نخواهیم داشت پس بر این باور دروغ به هر شکل و نیتی مطرود است.
      دو اینکه جنگ رسانه ای در شیوه ای مناسب آن است که یک خبر را بیش از اندازه پر رنگ نشان دهیم تا ابزاری کنیم برای کوباندن طرف مقابل اما ما اینجا اخباری داریم که در صورت تکذیب شدن آن و به مثال رفتن بسیاری از مراجع به استقبال خامنه ای، موجب سرخوردگی بیش از حد جنبش می شود. این آثارش بر لشگر خودی آنقدر زیاد است که آثار مخرب آن بر جناح مقابل دیگر قابل دیدن نیست.

  4. k می‌گوید:

    دوست عزیز نکته را یا من درست توضیح ندادم یا شما دقت لازم را به خرج ندادید:
    هدف نهایی و رویای هر دستگاه اطلاعاتی که در رده ای بالاتر از کسب اطلاعات از دشمن قرار می گیرد، فریب دادن اوست. هیچ رسانه ای ( البته به غیر از فارس نیوز و رجا نیوز و کیهان و دوستان) اعتبار و آبرویش را را از سر راه نیاورده که به هیچ معامله کند. اینکه رسانه هایی مانند جرس گزینشی عمل می کنند و این حرفها بحث دیگری است . دو روش متدوال برای رساندن اطلاعات دورغ وجود دارد که البته درباره تصمیم گیرندگان منتهی به تصمیم غلط و درباره رسانه منتهی به پخش خبر بی اعتبار می شود: اول تکرار و ارائه اطلاعات از تعداد قابل توجهی منبع با اعتبار کم و دوم استفاده یک بار مصرف از منبعی که سال هاست معتبر شناخته می شود و اکنون یا وادار به همکاری شده یا کانال های ورودی اطلاعاتش به دست طرف مقابل افتاده. بگذارید دو سناریو محتمل را درباره خبر عدم استقبال روحانیون قم از خامنه ای برای شما بیان کنم. سناریوی اول: خبرنگار ایکس که دوستی در قم دارد که با بیت ایت الله زد در ارتباط است یا کسی را آنجا می شناسد این خبر را که دوستش از کسی شنیده است را دریافت می کند، همزمان این اتفاق برای خبرنگار های پی و کیو و آر و اس هم می افتد، تعداد منابع آنقدر زیاد می شود و به ظاهر آنچنان مستقل از هم به نظر می آیند که این چند تن تصمیم می گیرند که خبر را کار کنند و چیزی را از دست ندهند چرا که تا بحال اتفاق نیافتاده که همه این منابع با هم اشتباه کنند. در حالی که این اطلاعات بصورت سازماندهی شده و با برنامه مدون، حتی با ترکیب اخبار آشکار مثل تعویق سفر که خود هم بخشی از این برنامه است توسط دستگاه امنیتی تغذیه شده است.
    سناریوی دوم هم این است: همان خبرنگار ایکس ما دوستی در بیت ایت الله زد دارد که تا کنون همیشه اطلاعات موثق و درست در اختیار او قرار می داده است. اینبار فلان دستگاه وابسته به سپاه که به این رابطه پی برده است ( از طریق شنود یا تحلیل خبرها هر چیز دیگگری) تصمیم به استفاده از این فرصت می گیرد و یا با تحت فشار قرار دادن آن فرد او را وادار به ارسال اطلاعات نادرست می کند یا این اطلاعات نادرست را طوری در اختیارش قرار می دهد که متوجه موضوع نشود که خوب در این حالت با یک تیر دو نشان زده است هم یک بخشیی از جنگ روانی را اجرا کرده هم یک منبع خوب را به همراه خبرنگار مرتبط و رسانه اش بی اعتبار کرده است.

  5. k می‌گوید:

    سیاوش عزیز!
    بنده یک نکته را جا انداختم چون نویسنده به آن اشاره کرده بود ولی فکر می کنم تکرارش بد نباشد: تا وقتی امثال آقای نوریزاده و بهنود که از قدیمی های روزنامه نگاری در این کشور محسوب می شوند تصمیم نگیرند که بین کار مطبوعاتی و نوشتن رمان در ژانرها علمی تخیلی و رمانس تفاوت قایل شوند دستگاه امنیتی احتیاج به زحمت دادن به خودش ندارد! این حرف من را مستند کنید به نوشته آقای ایرج مصداقی ( که سرش برود فارغ از هر نوع دسته بندی سیاسی دروغ را بر نمی تابد چه بر علیه رژیم چه بر علیه اپوزیسیون ) درباره آقای نوریزاده و همچنین زحمتی بکشید و نوشته مضحک و دردناک آیت الله مسعود بهنود پهلوی ( کپی رایت این لقب متعلق به احمد شاملوست) فردای زلزله بم جستجو کنید با نوشته پس فردایش و اتفاقی که در آن فاجعه ملی افتاده بود.

  6. علی می‌گوید:

    با سلام
    دوست عزیز ، چرا شما فکر میکنید اگر در تائید صحت یک خبر ناتوان هستید ، این به معنی دروغ بودن اون خبر است ؟
    ملاک تشخیص شما در صحت یک خبر یا دروغ بودن اون چیست ؟
    من در اینجا تنها در مورد دو خبر که از سایت تحول سبز و توسط خود اینجانب هم در بالاترین قرار داده شده نظر میدم ، ملاک شما برای تائید دو خبر مراجع قم و صحبت احمدی نژاد مبنی نا رضایتی از حمایت رهبری چیست ؟ تائید این صحبت ها در صدا و سیما ؟
    باید خدمت شما عرض کنم که اکثریت اخبار منتشر شده در سایت جرس در بخش نجوا ، همزمان توسط منبع به سایت های خبری سبز منجمله تحول سبز نیز ارسال میشه ،ولی به دلیل عدم اطمینان به منبع ، تحول سبز از انتشار آنها خودداری میکنه ! ولی در مورد دو خبر فوق که شما در این یاداشت اشاره کردید ، قطعا موثق بوده که منتشر شده . البته سفر رهبری قرار بود پیش از اینها انجام بشه که به همان دلایل که در خبر ذکر شده بود به تعویق افتاد. ولی این دلیل نمیشه که تا ابد ایشون نخواهند به قم بروند . حالا هم دارند برنامه ریزی میکنند برای جمع اوری طلاب جوان .
    در هر صورت شما در صورتی میتونید سایت های سبز رو متهم به انتشار خبر دروغ کنید که مستند به دروغ بودن اخبار اشاره کنید( یعنی بتونید ثابت کنید با مستندات عدم صحت اخبار مورد نظرتون رو ) ، نه فقط به خاطر اینکه شما دسترسی به منبع خبر های فوق ندارید و به استناد فرضیه های ذهنی خودتون . قطعا سایت های سبز هم از انتشار اسامی منابع به دلایل امنیتی معذور هستند .

    • سیاوش می‌گوید:

      درود بر شما
      این کامنت را در سایت بالاترین به همین صورت گذاشته بودید که من نیز دقیقن جواب آن جا را در این جا می گذارم
      دوست و همراه گرامی
      در مورد نقد و تحلیل خیالی بودن خبر سفر خامنه ای در مطلبی به طور کامل به آن پرداختم که خوشبختانه با همراهی کاربران زیادی در بالاترین همراه شد
      قورباغه آب پز هم به این خبر می خندد، استقبال سرد علما از خامنه ای!
      در مورد منبع خبر این وظیفه شماست که خبر بدون منبع را مانند رسانه های کودتاچی منتشر نکنید، گمان نمی کنم وظیفه من باشد در رد و تکذیب خبر دنبال منبع باشم چون اصلن استنادی در کار نبوده که من بخواهم در پی از بین بردن آن استناد باشم
      و در آخر باید اضافه کنم من هیچگونه نیتی سوء در پی تخریب رسانه ای خاص ندارم و تنها در پی انتقاد هستم که تا چندی دیگر رسانه های سبز همانند رسانه های کودتاچی، با خبر های بدون منبع و ماخذ، بی اعتبار نشوند
      برقرار باشید
      سیاوش

  7. علی می‌گوید:

    بله : جهت اطلاع بیننده های دیگر با اجازه اینجا هم گذاشتم :)‌ شرمنده

    دوست عزیز شما ظاهرا متوجه عرض بنده نشدید !! خبر بدون منبع خیر !! بنا به دلایل امنیتی امکان ذکر نام منابع نیست !!
    سخت است درک این مطلب ؟
    نظر شما در مورد خیالی بودن مطلب سفر خامنه ای از دید یک شهروند عادی قابل درک است ، ولی قطعا کسانی که تا حدی دید سیاسی و توان تحلیل دارند متوجه پیام و مخاطبین خبر گشته اند .
    بعضی اخبار برای خوش آمدن شهروندان عادی ( چون شما ) منتشر نمیشه و هدف و مخاطب های خودش رو داره :)‌
    در هر صورت شما هم به عنوان یک شهروند آزادید برای هر نوع ابراز عقیده ، کامنت های بنده هم نه از سر توجیح شما است و نه توجیح اخبار ، مهم وژدان منتشر کننده گان خبر است که راحت است از موثق بودنشان
    سبز باشید و بیاندیشید
    یا حق

  8. جواد می‌گوید:

    منم خیلی وقته همین نظرو دارم و این چیزایی که گفتی فوق العاده مهم هستن/
    درود به تو//
    فقط تیترت جالب نیست/ چون رسانه های سبز بیشتر از بزرگنمایی در دام حکومتیا میفتن

  9. thv می‌گوید:

    مرگبر هر چي راه سبزيه
    شما هيچ وقت موفق نخواهيد شد
    شما دشمن همه ايرانيها هستيد
    زنده باد خامنه اي زنده باد احمدي نژاد قهرمان و معجزه قرن 21

  10. irani می‌گوید:

    سلام می دونی که سه شنبه قراره خ.ر بره قم که به خیال خودش جنبش سبز رو برای همیشه نابود کنه. حالا نوبت مردم قم رسیده تا همانند زمان رحلت آیت الله منتظری دوشنبه شب بر پشت بامها فریاد بزنند : مرگ بر دیکتاور و مرگ بر کودتا اینجوری کودتاگران از ترس مجبورن کلی نیرو بریزن تو خیابونا و شهر رو نظامی کنن و همه فیلمهاشون که قراره شب به خورد ملت بدن خراب میشه. شب که این نیرو ها خسته شدن دوباره فریاد می زنیم مرگ بر دیکتاتور و زندانی سیاسی آزاد باید گردد تا خ.ر بتونه صدای ملت سبز رو بشنوه و بیدار بشه و شاید بفهمه که چراغی که ایزد بر فروز هر آنکس پف کند ریشه اش بسوزد
    ****لطفا این خبر رو پخش کن رسانه شمایید*****

  11. […] نیز مفصل تر در این مورد نوشته ام: آیا رسانه های سبز مانند کودتاچیان دروغ می […]

  12. […] نیز مفصل تر در این مورد نوشته ام: آیا رسانه های سبز مانند کودتاچیان دروغ می […]

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s