معمایی به نام ایران و اسلام!

منتشرشده: 15 اوت 2010 در Uncategorized, اجتماعی

https://greennpath.files.wordpress.com/2010/08/iran1.jpg?w=475

این بار می خواهم تنها برای ایران بنویسم، خیلی وقت است که معمایی ذهن مرا قلقلک می دهد و هرگاه از حل آن باز می مانم چون جوالدوز به تنم می کوبد. معمایی در عین سادگی بسیار پیچیده به نظر می آید.

معما این است: سرزمینی داریم به نام ایران که روزی روزگاری همه در آن به یک اندازه ارزش داشتند و نام همه بود انسان با هر رنگ و زبان و دین و قومیت، اما چندی بعد این سرزمین شد سرزمین اسلام که در آن هر مسلمانی در آن انسان بود، گذشت و گذشت تا که ایران شد سرزمین شیعیان و در پی آن هر شیعه ای انسان بود. هنوز از آن کشور شیعیان دیرزمانی نگذشته بود که شیعیان نیز غربال شدند و شیعیان مذهب جعفری باقی ماندند. مملکت شد مملکت امام زمانی و پیروان مذهب جعفری در آن انسان بودند اما به تازگی شیعیان نیز بایستی از فیلتری جدید به نام التزام به ولایت فقیه بگذرند و هر کس ولایتی است انسان است و هر کس نیست لایق مردن. به زدوی این دایره تنگتر خواهد شد و حتی برادران و خواهران ملتزم به ولایت فقیه نیز تصفیه خواهند شد( این نوید را مصباح یزدی داده است).

شما می توانیداین معما را حل کنید که چرا ملاک انسانیت به این اندازه محدود شده است؟این معادله چند مجهولی است؟ اصلن مجهولش کجاست؟

قبل از اسلام همان مقطعی است که همه ادیان آزادانه در کنار هم زندگی می کردند و هیچکس نجس شمارده نمی شد، بعد از اسلام درست همان زمانی است که شکاف شروع می شود و هر روز بیشتر می شود، من مشکل را در اسلام نمی بینم، به نظر من هر دین دیگری نیز مسند قدرت را در اختیار می گرفت همین می شد که در حال حاضر جاری است. دوران قبل از اسلام در ایران، دورانی است که دین هیچگونه نقشی در حاکمیت ندارد.

بعد از آنکه برخی به جای ایران خواستار برپارکردن مملکت یکپارچه اسلامی در آمدند، دایره انسانیت روز به روز تنگتر شد،تا به امروزکه آموزش زبان عربی بدون هیچ مشکلی رایج شده است در حالی که با آموزش زبان قومیت ها به شدت مخالفت می شود. شبکه ها و رادیوهای عرب زبان با گرایش شیعی به راحتی و با پشتیبانی نظام تاسیس شده اند اما هیچ شبکه و رادیو قومیتی و عقیدتی دیگر اجازه تاسیس نمی گیرند. مسجد یا هر بنای شیعی دیگر به راحتی و به کمک هرچه بیشتر نظام حاکم ساخته می شود اما در مقابل آن اجازه ساخت هیچ مکان دیگری به هیچ اقلیتی داده نمی شود که هیچ، اماکن آن ها نیز تخریب می شود. هنر که یکی دیگر از نماد های ملی است به میدان مبارزه آورده می شود و تنها بخشی از آن می ماند که در خدمت شیعه امام زمانی باشد همانند تعزیه و ارکستر دینی(تواشیح) و مابقی باید دور ریخته شود.

این همه گفتم اما جواب معمای تو در توی خود را نیافتم که چه نیازی است به دین در اداره یک کشور تا اینگونه هزار رنگ به جان هم افتند؟

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. بابک می‌گوید:

    دســـــــــــــــــت مریزاد به قلــمت سیاوش نازنین

    نویسنـــــــــــــــــــده را بایدی چــــهار چـــــــــــــیز؛

    دل و دســـــــــــت و وجــــــــــدان و افکار تــــــمیز*

    اگــــــــر آنــــــــــــکه نا پاک شد این چـــــــــــــهار*

    ز ناپاکی صاحبش شــــــــــــــــــک مــــــــــــــــدار*

    قلم چون گرفتــــــــــــــــــی دو رویی مـــــــــــــکن*

    غرض ورزی و کیــــــــــــــــــــــنه جویی مـــــــــکن*

    قلم گیر و همچــــــــــــــــون قلم راســــــت بــاش*

    نه هــــــــــر کَس خیــــالت کجت خواسـت بــاش*

    قلــــــــــــــــم گر خلاف ره مردم اســــــــــــــــــت*

    قلم نیــــــــــــست نیش دم کژدم اســـــــــــــــت*

  2. shnekey می‌گوید:

    ایران زمانی ایران شد که اسلام وارد شد.تاریخ ادبیات،نجوم،طب،ریاضیات و هندسه در ایران دقیقا پس از ورود مسلمانان به این کشور شروع شده.و تا قبل از آن هیچ سندی در این زمینه ها وجود ندارد.اگر دارد نام ببرید.

    • سیاوش می‌گوید:

      دوست عزیز از حکیمی نقل است که شخصی در برابر اقیانوس ایستاد و گفت: چه کوچک و حقیر است این دریا. حکیم گفت با حرفت اقیانوس را کوچک نکردی بلکه کوچکی مغزت را نشان دادی.
      بگذریم از تخت جمشید و شهر سوخته! بگذریم از چغازنبیل و آپادانا! بگذریم از پیل الکتریکی و چشم مصنوعی! بگذریم از تاسیسات آب و فاضلاب و خیابان های 12 متری سنگ فرش شده! بگذریم از باربد و نکیسا و نت های موسیقی! بگذریم از آسیاب های آبی شوشتر! بگذریم از طلاکاری و نقره کاری که نیاز به برق با ولتاژ متفاوت دارد! بگذریم از شیشه های رنگی که نیاز به کوره هایی با دمای متفاوت دارد! بگذریم از بزرگترین کتابخانه سوزانده شده توسط سپاه اسلام! بگذریم از حقوق بشر کوروش! بگذریم از آبروی اسلام که توسط ایرانیان به دست آمد! بگذریم.
      راستی آیا بحث ما بر سر این بود؟ ایران تا قبل از اسلام دهکده ای بود؟ ایران تا قبل از اسلام چه بود؟
      ایران تا قبل از اسلام ایران بود که سه هزار سال پیشتر زن در آن مرخصی زایمان داشت.

  3. بابک می‌گوید:

    به
    بالام جان تو فکر کردی که اینجا هم مسجد و منبره که بری آن بالا بشینی و هر چرند به زبانت بیاد بگی و بری و کسی هم حق پرسیدن نداشته باشد ؟ من از شما چند تا سؤال در این مورد که اسلام آمد و ایران شکوفا شد دارم .
    در این ٣١ سال که اسلام به ایران آمد چه پیشرفتی کردید ؟ چه اختراعی کردید ؟ بیش از ٣١ سال است که میخواهید یک نیروگاه اتمی درست کنید که نتوانستید و مجبودید با دسمال ابریشمی خ… بیدینها را بمالید که برای شما یک نیروگاه بسازد . بگو به بینیم کدام کشور مسلمان در دنیا پیشرفتی داشته؟ همان میکرفن را که دستتان میگیرید که بیدینها ساخته اند . هر چه که استفاده میکنی از ماشین و هواپیما و دوا و تلویزیون که بیدینها ساخته اند از کدام پیشرفت اسلام دم میزنی ؟ در آمد سرانه چند کشور مسلمان را نام میبرم . افغانستان در آمد سرانه ٧٠٠ دلار یمن در آمد سرانه ٢٤٠٠ دلار سودان در امد سرانه ٢٢٠٠ دلار عراق در آمد سرانه ٣٧٠٠ دلار سوریه ٥٠٠٠ دلار در عوض چند تا غیر مسلمان :
    آمریکا ٤٦٩٠٠ دلار نیوزیلند ٢٨٠٠٠ دلار ژاپن ٣٤٠٠٠ دلار فرانسه ٣٣٢٠٠ دلار کره جنوبی ٢٧٦٠٠ دلار این ها را نام بردم به خاطر اینکه اینها نفت و گاز هم ندازند و بایستی از کشور های دیگر بخرند .
    تویی که از اسلام با اینهمه گند کاری که پیغمبرت برده داری را برای خودش شغل کرده بود تعریف میکنی بدون شک آخوند سوراخ سوراخی .
    برای ما ایرانی ها همین بس که کورش بزرگ برده داری دو هزار و پانصد سال پیش منصوخ کرد. موقعی که ایران امپراطوری بزرگ دینا بود عربها ملخ میخوردند .
    در حالیکه محمد باصطلاح پیغمبر هزارو صد سال بعد خود را پیغمبر نام گذاری میکند و شروع به کشتن مردم و تجاوز به زنان مردم میکند . یک آیه از قرآن لجیم.
    سوره بقره آیه ٢٢٣ : زنان شما کشتزار شمایند پس برای کشت به آنها یزدیک شوید هر گاه مباشرت آنان خواهید و از هر دری …
    واقعن شما خجالت نمیکشید آدم مریضی مثل این محمد را پیغمبر خدا میدانید ؟ به نظر شما این مریضی نیست که زنی را که در روز شوهرش را ، پدرش را، برادرش را، عمویش را بکشی و شب همان روز هم این زن بیچاره دل شکسته را به رختخواب ببری ؟ (منظورم صفیه ٢٠ ساله است ) به نظر من حیوان هم اینکار را نمی کند که پیغمبر دروغین شما کرده.

  4. بابک می‌گوید:

    به Shnekey
    بالام جان تو فکر کردی که اینجا هم مسجد و منبره که بری آن بالا بشینی و هر چرند به زبانت بیاد بگی و بری و کسی هم حق پرسیدن نداشته باشد ؟ من از شما چند تا سؤال در این مورد که اسلام آمد و ایران شکوفا شد دارم .
    در این ٣١ سال که اسلام به ایران آمد چه پیشرفتی کردید ؟ چه اختراعی کردید ؟ بیش از ٣١ سال است که میخواهید یک نیروگاه اتمی درست کنید که نتوانستید و مجبودید با دسمال ابریشمی خ… بیدینها را بمالید که برای شما یک نیروگاه بسازد . بگو به بینیم کدام کشور مسلمان در دنیا پیشرفتی داشته؟ همان میکرفن را که دستتان میگیرید که بیدینها ساخته اند . هر چه که استفاده میکنی از ماشین و هواپیما و دوا و تلویزیون که بیدینها ساخته اند از کدام پیشرفت اسلام دم میزنی ؟ در آمد سرانه چند کشور مسلمان را نام میبرم . افغانستان در آمد سرانه ٧٠٠ دلار یمن در آمد سرانه ٢٤٠٠ دلار سودان در امد سرانه ٢٢٠٠ دلار عراق در آمد سرانه ٣٧٠٠ دلار سوریه ٥٠٠٠ دلار در عوض چند تا غیر مسلمان :
    آمریکا ٤٦٩٠٠ دلار نیوزیلند ٢٨٠٠٠ دلار ژاپن ٣٤٠٠٠ دلار فرانسه ٣٣٢٠٠ دلار کره جنوبی ٢٧٦٠٠ دلار این ها را نام بردم به خاطر اینکه اینها نفت و گاز هم ندازند و بایستی از کشور های دیگر بخرند .
    تویی که از اسلام با اینهمه گند کاری که پیغمبرت برده داری را برای خودش شغل کرده بود تعریف میکنی بدون شک آخوند سوراخ سوراخی .
    برای ما ایرانی ها همین بس که کورش بزرگ برده داری دو هزار و پانصد سال پیش منصوخ کرد. موقعی که ایران امپراطوری بزرگ دینا بود عربها ملخ میخوردند .
    در حالیکه محمد باصطلاح پیغمبر هزارو صد سال بعد خود را پیغمبر نام گذاری میکند و شروع به کشتن مردم و تجاوز به زنان مردم میکند . یک آیه از قرآن لجیم.
    سوره بقره آیه ٢٢٣ : زنان شما کشتزار شمایند پس برای کشت به آنها یزدیک شوید هر گاه مباشرت آنان خواهید و از هر دری …
    واقعن شما خجالت نمیکشید آدم مریضی مثل این محمد را پیغمبر خدا میدانید ؟ به نظر شما این مریضی نیست که زنی را که در روز شوهرش را ، پدرش را، برادرش را، عمویش را بکشی و شب همان روز هم این زن بیچاره دل شکسته را به رختخواب ببری ؟ (منظورم صفیه ٢٠ ساله است ) به نظر من حیوان هم اینکار را نمی کند که پیغمبر دروغین شما کرده.

  5. بابک می‌گوید:

    خواهر زن اسکندر که یک زن 22 ساله زیبایی بود و برای جاسوسی به ایران آمده بود از بغداد حالا که آنموقع جزء ایران بود تا شوش که پایتخت زمستانی داریوش بود به تنهایی مسافرت میکند و هیچ اتفاقی باش نمی افتد ( همان که ساز زن ماهر و صدای خیلی خوبی هم داشت که وارد در بار داریوش میشود و از داریوش میخواهد که بی خیال جنگ باشد و با آن خوش گذرانی کند و از همان حرف داریوش میفهمد که این زن جاسوس است و نابودش میکند ) ولی از برکت جمهوری اسلامی در روز روشن در تهران دختر مردم به تنهایی جرآت راه رفتن ندارد . چون در اسلام زن ارزشی ندارد فقط برای ارضای جنسی مرد از طرف خواوند محمد آفریده شده است تف به روی شما که دم از انسانیت میزنید . در جمهوری اسلام ناب محمدی دختران مردم را به هر بهانه ای در خیابان دستگیر میکنند و به نیروی انتظامی میبردند به دختر اجازه نمی دهند با خانواده اش تماس بگیرد و در نیروی انتظامی اسلام ناب محمدی به دختر مردم , زن مردم تجاوز میکنند با چشم خودم دیدم در شمیران نیروی انتظامی رییس پاسگاه سرهنگ حبیبی بود . ریدم به اسلام ناب محمدی ریدم به دهن محمد جارکش چون خودش میدانست که عایشه با صفوان ابن معطل خوابیده و باز هم طلاقش نداد میدانید چرا چون جارکش بود.

  6. سیب می‌گوید:

    زرتشت: هیچ فقری بدتر و خطرناک تر از نادانی نیست

  7. عیسی می‌گوید:

    با درود بر شما که از درد اجتماع انسانی گفتی و از فتنه ای که اسلام ایجاد نمود و جامعه انسانی را گرفتار

  8. mehdi می‌گوید:

    ایران زمانی ایران شد که اسلام وارد شد.تاریخ ادبیات،نجوم،طب،ریاضیات و هندسه در ایران دقیقا پس از ورود مسلمانان به این کشور شروع شده.و تا قبل از آن هیچ سندی در این زمینه ها وجود ندارد.اگر دارد نام ببرید.,
    این بابایی که این و نوشته احتمالا افکار و ذهنش در ولایت ذوب شده . وگرنه یک بچه کلاس دوم ابتدایی می دونه که ایران تاریخش بیش از ۲۵۰۰ سال . تازه بهترین معمارهای عصر معاصر هنوز راز و رمز معماری تخت جمشید نتوتنستند کشف کنند

  9. بیا می‌گوید:

    بابک
    خوب جوابش رو دادی !
    دمت گرم

  10. اردلان می‌گوید:

    در کل خوب بود و سوالی که ما رو به خودمون برمی گردونه تا ببنیم که داریم چه راهی رو طی میکنیم. اما یک ایرادی که وجود داشت اینکه استبداد دینی از پیش از ورود اسلام به ایران هم وجود داشته… بارزترین نمونه اون دوره پادشاهی ساسانیانه که شروعش هم با قیام اردشیر بابکان بود که فرزند یک روحانی بزرگ زرتشتی در استخر فارس بوده. در دوره اونها یکی از سختگیر ترین دورها در ایرانه که روحانیان زرتشتی نفوذ زیادی داشتند که پادشاهان برای رسیدن به شاهی باید نظر اونها رو جلب می کردن و برای حفظ مقامشون باید اونها رو راضی نگه می داشتند وگرنه خلع می شدند… یه نمونش هرمزد چهارم پسر انوشیروان( تسبیط کننده جامعه طبقاتی در ایران که با این وجود لقب انوشیروان دادگر هم داره) که با کل کل کردن با روحانیا و بر خلاف نظر اونا عمل کردن کشته شد. در اون دوره غالب ماجرا غالب دین زرتشتی بود که با وجود اون همه حرف و حدیث از صلح و برابری در دین اون اندازه سختگیری و خشونت در حکومت زرتشتی ساسانی شکل گرفت؛ اونهمه قتل و شکنجه و آزار و اذیت و نجس شمردنو و… که با پیروان ادیان مسیحی و مانوی و مزدکی بود اتفاق افتاد، البته گفتم بطور کلی ولی در استثنا بودن پادشاه های ساسانی که اصلا مستقیما به این ادیان گرویدن ولی نتیجش این بود که مجبور بودن برگردن یا به شکلی برکنار یا کشته میشدند که نتیجش انحطاط دین بدست روحانیان حاکم بر کشور بود و باز هم نمونه های مختلف در جهان وجود داره مثل حکومت پاپ در اروپا که اون هم خودکامه بود که خودش رو به عنوان جانشین عیسی نماینده خدا در زمین می دونست و مردم یا باید مسیحی میبودند و تابع پاپ و در نتیجه تابع خدا و یا مسیحی نبودند که در اینصورت به عنوان کسی که علیه خدا قیام کرده کشته می شد…و تاریخ پر از این نوع ظلم هاست حتی این سختگیری های دینی و مذهبی در دوره پادشاهی برخی پادشاهان هخامنشی بعد از اردشیر دراز دست وجود داشته؛ سلسله ای که سر سلسله اون اولین بیانیه حقوق بشر رو صادر میکنه. اما تاریخ میگه که اینها هم نابود میشن مثل گذشتگان…و مسول انحطاط ادیان اینا هستند…منظورم فقط ادیان معروف به ادیان آسمانی نیست منظورم اینه که قدرت مطلقه دادن به یک نفر در حکومت فساد آوره فسادی که یک ملت رو می پوسونه… اگر در قسمت نظرات و در خیلی از نوشته ها میبینیم که به ادیان و تفکرات عده ای فحاشی و توهین میشه؛ مسلمن ریشه اون توهین و بدگویی هایی هست که حکومت به افراد جامعه با تفکرات نا همسو با حکومته… ولی خواهشی که من از این عزیزان دارم اینه که مثل کسانی که در حکومت بدون عقل و فکر به برخی ادیان و تفکرات در عمل توهین و فحاشی میکنن نباشن و خشت اول مبارزه رو مثل اونا نچینن که در آینده دیوارشون مثل دیوار کج حکومت امروز باشه…

  11. اردلان می‌گوید:

    اما درباره قضیه دوران افتخار ایران و علت اون بذارین یک قانون کلی رو با یک مثال مشابه با خارج از مرزهای ایران بیان کنم. همونطور که گفتم پاپ در اروپا حکومتی خودکامه داشت؛ پاپ نماینده خدا بر زمین بود و همه انسانها ملزم به اطاعت از او؛ اما اروپا اون قسمتی از دنیا بود که خودش رو به اونجا تحمیل کرد؛ همه مردم این سرزمین های اروپایی باید با پاپ هماهنگ می بودن. هیچ سرزمینی حق نداشت تاریخ خود سرزمین خودش رو بخونه؛ در همه مدارس سرزمینهای اروپایی تاریخ مذهبی درس داده میشد و حکومت های اروپایی گذشته که مسیحی نبودند حکومت های باطل و کفر خوانده میشد، هیچ کس حق نداشت کتاب مقدس رو به زبون مردم خودش ترجمه کنه؛ پاپ سزبازانی همیشه آماده داشت که غیر از پاپ از کسی فرمان نمی بردند، و فداییان چشم و گوش بسته پاپ بودند… اما اروپا اینطور باقی نموند، بعد از مدتی قیام هایی از گوشه و کنار اروپا شکل گرفت که در غالب های ملی بود و آلمان ها و انگلیس ها و بعد کم کم سایر کشورهای اروپایی اعلام استقلال کردند و قدرت های ملی بر سر ملت خودشون شکل گرفتند و پاپ قدرت خودش رو بطور کامل با نهضت های بعدی از دست داد. اما یک نکته ظریفی اینجا وجود داره و اون اینه که این کشورهای استقلال یافته که بر اساس ملیت و ناسیونالیسم شکل گرفتند باید در مرزهای ملی خودشون محدود میشدند و مثل سایر نهضت های ملی که میشناسیم دچار یک عقب افتادگی می شدند که معلول محدودیت های جدیدشون بود میشدند ولی اینطور نشد؛ بلکه برعکس این اتفاق افتاد، و بقول شریعتی با این شکل جدیدشون پا از سرزمین های خودشون به بیرون گذاشتند و تازه دنیا رو شناختند و دنیا اون ها رو شناخت و سرزمین های تازه رو کشف کردند. این ماجرا شباهت زیادی به شرایط امروز سرزمین ما داره. اما سوالی که مطرح میشه اینه که راه حل اونها راه حل ما هم هست، اونها و خصوصیاتشون چه قدر به ما شباهت داره که ما هم بخایم از همون فرمول ها به اونجایی که اونها رسیدند برسیم. آیا مشکل حکومت دینی بود یا استبداد؟ حکومت های دینی وجود داشتند که مستبدانه حکومت نمی کردن اما دینی بودند و حاکمان پایبند بدین داشتند و مردم هم در انتخاب دین آزاد بودند، یک نمونش داریوش که از متون کتیبه هاش می بینید که چقدر هم مذهبی بوده اما مردمش در انتخاب عقیدشون مخیر بودن؛ اما اگر اشکال از استبداد باشه هر پیشوند و پسوندی که بگیره چیزی رو عوض نمیکنه، چه استبداد دینی باشه چه استبداد سکولارها باشه، چه استبداد پاپ باشه چه استبداد چه استبداد مغان باشه ، چه استبداد شاه باشه چه استبداد ولی فقیه، شاید در درجه بدی کم و بیش داشته باشند اما در نفس به یک اندازه بد هستند و چیزی که باعث عقب افتادگی میشه نفس استبداد نه شکل اسلامی یا مسیحی یا زرتشتی اون، ایران چه در دوره پیش از اسلام چه پس از اسلام تاریخ خودش، زمانی رنگ بزرگی و پیشرفت رو دید که استبداد حاکم نبود، و این رو در هر دو دوره میشه دید، در دوره های پیش از اسلام، دانش دارای نظم دوره ی پس از اسلامی نبود و به خاطر جنگ و یورش های مختلف چیز زیادی بجز اونهایی که در اسناد یونانی و غربی حفظ شده باقی نمونده و دلیل نظم بیشتر در دوره بعد اسلامی ارتباط مستقیمی با اسلام نداره و به خاطر تکامل علم در طول زمانه، همونطور که دانش های امروزی جامع تر و طبقه بندی شده تر از دوران طلایی اسلام که ایرانیان نقش مهمی رو در اون ایفا کردن هست و این به معنی عقب افتادگی این دوره ها نسبت به دوره بعد از خودش نیست ، بلکه باید نسبت به زمان خودشون سنجیده بشن، پس این حرف هم که دلیل دانش پیشرفته تر نسبت به پیش از اسلام در ایران بخاطر ورود اسلام به ایران بود غلطه. این هم بعد دوم بحث پیشرفت اما برگردیم به بحث اول و اینکه باید چه کار بکنیم و اینکه راه غربی ها برای ما هم مناسبه؟ اما قبل از جواب یک بار دیگه به این مسأله اشاره کنم که ما در اولین قدم باید یاد بگیریم که به افکار و عقاید دیگران احترام بذاریم ؛چه مسلمان چه بهایی چه زرتشتی و… و صرف اینکه یک جناح و تفکری با بد دهنی و زشتی برخورد میکنه دلیل خوبی نیست که ما هم اینطور رفتار کنیم وگرنه پایان کار ما هم مثل پایان اونها به قهقرا میره… خب اما در جواب سوال قبل باید گفت که به نظر من در شرایط امروزی کشور ما، راه حل گذشته غرب حکم مرگ دسته جمعی رو برای اقوام مختلف ایرانی داره ؛ و فقط وابستگی روانی این اقوام رو در نظر بگیریم میبینبم که در صورت جدایی خلایی جدی روان این مردم رو میگیره که شرایط متفاوت جغرافیایی که ما با اروپا داریم این مشکل رو با همسایه های جدید دو برابر میکنه مخصوصا اینکه اونها در اون زمان مشکل نفوذ ابر قدرت ها رو نداشتند، چیزی که ما را با ابر قدرت های خارجی صاحب دانش پیشرفته روبرو میکنه.

  12. ندا می‌گوید:

    قبل از اسلام نیز استبداد زرتشتی و نظام طبقاتی سرسختی وجود داشته و مردم از روحانیان زرتشتی و بعضی عمال حکومتی ناراضی بودند و علت فروپاشی آسان آن امپراطوری توسط اعراب مسلمان نیز همین نارضایتی مردم بود.
    در حالیکه شماگفتید: «قبل از اسلام همان مقطعی است که همه ادیان آزادانه در کنار هم زندگی می کردند و هیچکس نجس شمارده نمی شد،.. هر دین دیگری نیز مسند قدرت را در اختیار می گرفت همین می شد که در حال حاضر جاری است. دوران قبل از اسلام در ایران، دورانی است که دین هیچگونه نقشی در حاکمیت ندارد.»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s