آقای موسوی سلام، به اتحاد چگونه نگاه می کنید؟

منتشرشده: 10 اوت 2010 در سیاسی
برچسب‌ها:, , , , , , , , , , , ,

آقای موسوی سلام، از اینکه باز هم مزاحمتان شدم شرمنده، این روزها هر چه اس ام اس می زنم که جواب نمی دهید، شماره منزل تان را هم که ندارم، از این شد که بازم نوشتم شاید به دستتان برسد.

همانطور که می دانید من یک سکولارم و به دنبال اصلاح نظام و در پی آن برقراری یک نظام سکولار، البته اگر خدا قبول کند یکی از کوچکترین اعضاء جنبش سبز. آقای موسوی ما با یک دار و دسته خونخوار قمار باز روبه رو هستیم. دار و دسته ولی امر مسلمین بر سر همه چیز این مملکت قمار کرده  و همه را باخته اند، اما هنوز هم هوس قمار جدید و ماجراجویی تازه در سر دارند و اینگونه مملکت را به تباهی نزدیک تر می کنند.

بارها از تکثر جنبش سبز حرف زده ایم و اینکه این تکثر باعث گوناگونی در آن شده است. بیش از یک سال پیش رای های ما دزدیده شد و ما به دنبال رای هایمان شدیم، وقتی کار به خونریزی کشید، طیف های معترض دیگر نیز برخلاف ما به ما پیوستند و بخشی از بدنه جنبش را تشکیل دادند.بعضی ها در این مدت زمان سعی داشتند جنبش را انحصاری کنند و هر از گاهی صحبت راندند که فلانیسم جزء جنبش نیست، فلان ها که می خواهند ولایت فقیه حذف شود از ما نیستند و فلان های دیگر و دیگر. این ها هنوز موفق به شکستن اتحاد نشده اند و ما در حال حاضر جنبشی داریم تشکیل شده از اصلاح طلب، سکولار، سلطنت طلب و بسیاری دیگر( به قول همسر گرامیتان، هر مبارزه ای در قالب مسالمت آمیز و بدون خشونت می تواند بخشی از جنبش سبز به حساب آید)، اما همه متحد.

متاسفانه این اتحاد تنها بر حول یک محور تشکیل شده است که ممکن است با از بین رفتن نقطه اشتراک، اتحاد ما نیز از بین برود و آن هم چیزی نیست به جز نفرت از خامنه ای و دار و دسته ی قماربازش. حال ما فرض را بر آن می گیریم  که چندی دیگر پیروز می شویم و ولی امر مسلمین را شکست می دهیم، آنگاه آن محور اتحاد از بین رفته است و دیگر چیزی در میان ما به عنوان نقطه اشتراک وجود ندارد.

آقای موسوی، سوالم اینجاست که آیا به اتحاد بعد از پیروزی فکر کرده اید؟ آقای موسوی من هنوز به رهبری شما خوشبینم اما دوست دارم نیم نگاهی به سرگذشت انقلاب شکوهمند اسلامی داشته باشیم. مرحوم بازرگان می گوید: انقلاب ایران دارای سه رهبر بود . رهبر مثبت (آقای خمینی) ، رهبر منفی (شاه) و رهبر فرهنگی- فکری-عقیدتی-عاطفی- عملی-تدارکاتی (شریعتی). جبهه معترضین در آن روزها نیز گوناگون بود و شامل طیف های مختلفی می شد اما همه بر سر سرنگونی شاه(محمد رضا پهلوی) متفق القول بودند. پس از سرنگونی شاه و از بین رفتن نقطه اشتراک و محور اتحاد، انقلاب در همان آغاز درگیر بلعیدن فرزندان خود شد و مرزبندی ها شروع شد.

حال شما چون خمینی آن دوران و رهبر مثبت، خامنه ای همان رهبر منفی و موج بزرگ اندیشمندان و تحلیل گران در کنار فضای اینترنتی نقش رهبر فرهنگی- فکری-عقیدتی-عاطفی- عملی-تدارکاتی را ایفا می کنید. تقاضای من از شما این است که به فکر اتحادی ناگسستنی باشید تا نعوذم بالله پس از پیروزی و فتح کاخ مرمرین دلیلی بر جان هم افتادن و تصفیه حساب شخصی وجود نداشته باشد.

من التبع الهدی

سیاوش

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. ایرانی می‌گوید:

    تا حالا به این فکر کردید که اون 6 بازیکن تیم ملی که مچبند سبز داشتند چیکار میکنند؟ اگه کمی دقت کنیم میفهمیم که 4 نفر از اون 6 بازیکن در ایران هستند کعبی.کریمی.مهدوی کیا در استیل اذین و نصرتی در تراکتور که نصرتی تا اخرین لحظات مد نظر استیل اذین بود پس اینجا باید نتیجه گرفت که این اتفاق نمیتونه عادی باشه و یکی از سیاستهای هدایتی برای جذب طرفدار باشه حتی اگه اینطور هم نباشه ما میتونیم بهانه ای قرار بدیم و با تشویق این تیم و به خصوص این 3 بازیکن استیل اذین حرکت جدیدی را اغاز کنیم و کم کم این قضیه رو همه گیر کنیم

    • سیاوش می‌گوید:

      درسته دوست عزیز
      متاسفانه نگاهمان به این گونه حرکات اعتراضی کمی کمرنگ شده و گرنه ایده برای اعتراض هنوز هم زیاد است

  2. ايران می‌گوید:

    من فكر مي كنم بعد از پيروزي سبزها، دور و بر موسوي رو (كه خودم خيلي به ايشون علاقه مندم) يه سري آدم افراطي بگيرن و دوباره بشه همون آش و همون كاسه!

  3. ايران می‌گوید:

    همين الان هم سايت كلمه يه سري نظراتو سانسور ميكه. فكر مكنيد موسوي اين كارو تاييد مي كنه؟
    بهر حال الان خواسته هاي مردم خيلي بيشتر شده و مسووليت موسوي دشوارتر.

  4. شاهين می‌گوید:

    يك حاكم ظالم ميگه وقتي مردم به خيابونا ميان و سرو صدا و اعتراض راه مي اندازند من براحتي بر اونا غلبه ميكنم و همشون غل و غم ميكنمو كار رو يكسره ولي وقتي همون مردم ساكت ميشنو به فكر فرو ميرن اونموقع ديگه من هيچ كاري نميتونم انجام بدم چون نميدونم مردم چكار ميخوان انجام بدن حالا هم وقتشه مردم كمي تامل كنند به فكر فرو بروند

  5. بابک می‌گوید:

    آقای سیاوش مسئله مهمی را به پیش کشیدند. در این خصوص مطالبی که به نظر من میاد عرض میکنم.
    ١. در حال حاضر هر قولی آقای مهندس موسوی و یا آقای کروبی عزیز و یا آقای خاتمی بدهند ، بطور قصع نمی توان روی آن حساب باز کرد. بایستی گذشته اینها را خوب بر رسی کرد و دید آیا این آقایان در گذشته چه گفته اند و چه کرده اند . این بسیار مهم است و باید مورد توجه تمام نیرو های وطن پرست قرار گیرد . یک مثال در این مورد عرض میکنم . خمینی وقتی در نوفل لوشاتو بود زیر درخت سیب همواره از انتخاب مردم صحبت میکرد . یکی از اعلامیه هایش کاملن یادم است که گفته بود ما طلبه هستیم ، جای ما مسجد است حکومت دست مردم خواهد بود زنها آزادند ، مردها آزادند ، حتی کمونیستها آزادند ، شما مردم میتوانید هر حکومتی را انتخاب کنید . ما به ارشاد مردم میپردازیم . ولی وقتی به قدرت رسید دیدید که چه کرد . در آنموقع اگر ما نوشته های خمینی را میخواندیم میدانستیم که طرز فکرشان چه است و میدانستیم که این حرفها فقط برای فریب مردم و به قدرت رسیدن است . و ما این کار را نکردیم و تا حالا ٣١ سال است که چوبش را میخوریم .
    ٢. وقتی آقای مهاجرانی میگوید که آنهاییکه خمینی را قبول ندارند جزء جنبش سبز نیستند مسلم بدانید که این سخن نظر همین آقایان مهندس موسوی و آقای کروبی و خاتمی است که از دهان ایشان خارج میشود و وقتی دانستند که مردم زیادی اعتراض کردند حرفشان به وسیله خانم رهنورد و یا آقای موسوی عوض میشود . در واقع حرف دلشان همان بود که اول به وسیله آقای مهاجرانی گفته شد.
    ٣. آقای مهندس موسوی و آقای کروبی و آقای خاتمی و در پشت پرده آقای رفسنجانی حدود ٣١ سال است که در همین حکومت و جزء گردانندگان و مهره های اصلی حکومت بودند . درست است که آقای موسوی به ظاهر حدود بیست سال پست خیلی بالای حکومتی را نداشتند و این به دلیل این بود که در همین سالها آقای خامنه ای رهبر مملکت بود و میانه خوبی هم با آقای موسوی نداشت ولی در هر حال ایشان همواره دو یا سه شغل را داشتند . اینطور نبود که اصلن از حکومت طرد شده باشند . همینطور آقای کروبی عزیز و خاتمی که همواره شغل های بالایی داشتند و سابقه شان برای مردم روشن است و احتیاج به توضیح بنده نیست.
    ٣. به نظر من بد بختی مردم وقتی شروع خواهد شد که این آقایان قدرت را در دست گیرند . اینها همان را خواهند کرد که خمینی کرد و مطمئن باشید که اولین کاری را که خواهند کرد سرکوب شدید سکولار ها . و چون اینها تازه نفس هستند با شدت بیشتری این کار را خواهند کرد چون گذشته اینها معلوم است . امیدوارم اشتباهی که مردم در سال ٥٧ کردند شما تکرار نکنید . به حرفهای عوامفریبانه آقای موسوی و آقای کروبی توجه نکنید . آقای موسوی همان است که در سال ٦٧ بود آقای کروبی همان است که در بنیاد شهید بود و زندان خصوصی داشت . خاتمی همان بودکه پشت دانشجویان را خالی کرد و آنها را به کشتن داد. همین حالا آقای موسوی میخواهند به زمان منور خمینی برگردند بار ها و بار ها هم گفته اند . از این واضح تر بگوید که میخواهد این قانون اساسی را حفظ کند ولی خودشان و جبهه رفسنجانی در قدرت باشند . چرا ما خود را به کودنی میزنیم ؟ نمیدانم .
    رهبر جمبش مجید توکلی است آقای مهندس طبرزدی است آقای مهندس امیر انتظام و افرادی اینچنین باید باشند نه افرادی معلوم الحال که گذشته شان برای ما معلوم است .
    من بر این عقیده هستم که کسانی که در گذشته با خمینی همکاری کرده اند نباید در رهبری جنبش سهیم باشند جون دست اینها به خون مردم آلوده است . آیا خمینی ٧٠ ساله آمد و یک تنه هزاران نفر را کشت ؟ مسلم است که نه. خمینی با دست همین آقایان آن جنایت ها را انجام داد . پس بنا بر این تمام آنهاییکه با خمینی همکاری کردند شریک جرم هستند و باید در مقابل وکلای واقعی مردم جواب پس بدهند نه اینکه این آقایان را بالای سر خود بگذاریم و حلوا حلوا کنیم . درود بر شما ، به امید آزادی ایران عزیزمان از یوغ هر نوع استثمار .چنانکه نمیتوانم درست بنویسم شما به بزرگی خود ببخشید

    • دامون می‌گوید:

      حرف شما هم حرف احمدی نژاد است؛ اگر مردم بپذیرند علنی میکند و اگر به آن انتقاد وارد شد از آن تبرّی می جوید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
      دوست عزیزم؛ آیا قبول دارید جملۀ بالا کپی برابر اصل استدلال شماست؟؟؟
      در این مدل استدلال، اگر از موسوی هیچ جمله ای پیدا نکردیم که بتوانیم پیراهن عثمان بسازیم هیچ ایرادی ندارد! به جای آن می رویم و از میان جنبش متکثر و بسیار گسترده سبز فردی را که مخالف نظر ما باشد پیدا می کنیم و به محض آنکه جمله ای نظیر جملۀ مزخرف* مهاجرانی از دهان آن فرد بیرون آمد؛ فریاد «وا مردما» و «وا اسلاما» و «وا دموکراسیا»** سر میدهیم تا بتوانیم سر ببریم. گویی موسوی و مهاجرانی دو نام متفوت برای یک فرد واحد باشند؛ گویی به ما هیچ مربوط نیست که طرف آهنگر بوده یا مسگر، شوشی بوده یا بلخی… برای ما هدف وسیله را توجیه می کند؛ نه استاد؟
      ————————–
      * کلمه مزخرف توهین نیست، توصیف است
      ** هرکسی فریاد دلخواه خود را می کشد ولی شیوه همین است که هست!
      کیهان نشینان کامنت های سایت کلمه و سخنان گنجی را به نام موسوی می نویسند و … ! بگذریم…

  6. سعید می‌گوید:

    حرف حق جواب نداره! من هم مثل شما نگران این هستم که باز انقلابی بشه و یک سری آدم دیگه تصاحبش کنند! به خاطر همین با انقلاب در شرایط فعلی موافق نیستم و امیدوارم اصلاح کارساز بیافته. ببینیم چی میشه در آینده. شاید نه این بشه و نه اون!

  7. thexzy می‌گوید:

    سلام دوست عزيز، متاسفانه انرژي بنده در بالاترين تمام شده و نميتوانم به اين لينک بسيار خوب مثبت بدهم اينجا آمدم خدمت شما بگم اين لينک ارزش صدها + دارد.

  8. bashar71 می‌گوید:

    سلام دوست عزیز/
    من به موسوی واقعا» اعتقاد دارم/ واقعا» خیلی ریز ببینیم خیلی چیزارو از سر ما گذروند…..
    میخوام بدونم به این جمله اعتقاد داری: موسوی یه همراه هست اونم هم از نوع بسیار خوبش…..
    من به این اعتقاد دارم و بر همین اساس میگم برای رفراندم بعد از پیروزی(ایشالا به زودی) ما به جای اینکه بیایم به چالش بکشیم دهه 60 رو با فحش و بدوبیراه/ بیایم ببینیم واقعا» چی میگن/ اگه چرت بگن خودشون با نگاهای مردم متوجه میشن/
    ما تا الان فقط یک طرف قضیه رو به طور رسمی شنیدیم/ باید به این سطح برسیم که وقتی یه حرف غیر عقلانی میشنویم همون لحظه اعتراض کنیم باید بشناسیم افراد رو// به خاطر گروه گرایی دفاع غیر عقلانی نکنیم// اطلاعاتمون رو کامل کنیم تا پس فردا دهن بینی نکنیم/
    واقعا» کوتاه بینی ضربه میزنه/ من این حرفارو زدم نه به خاطر پست بالات که به واقع حق هست زدم که بگم ما مردم کاملی نیستیم و نمی توان کامل شد ولی میتونیم سعی خودمونو بکنیم

  9. بابک می‌گوید:

    به دامون هموطن عزیز , از صحبتهای شما استنباط من اینست که من و شما در یک کشتی در حال حرکت هستیم ولی به نظر من کمی سوء تفاهم اینجا هست که عرض میکنم
    در اینکه آقای مهاجرانی با آخوند خاتمی و آقای مهندس موسوی و … ارتباط نزدیک دارد شکی نیست.
    به نظر من آقای مهاجرانی بدون توافق و نظر آقایان نمیتوانست مسئله به این بزرگی را بیان کند و اگر هم بدون نطر آنان بیان میشد بدون شک همان اول یک تودهنی میخورد نمی امدند بیش از یک هفته صبر کنند و نظر مردم را نسبت به اظهارات ایشان جویا شوند بعد حرفهای ایشان را ماست مالی کنند .
    مسئله دیگر اینکه بنده سال 57 را هم دیده ام و بیشتر از حالا فعال بودم و بقول معروف آنروی سکه را هم دیده ام . فقط مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسد همین . موفق باشید

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s