راه اندازی شبکه راه سبز ایران-رسا برای جنبش سبز است یا نمایش اسلام رحمانی؟

منتشرشده: 7 اوت 2010 در سیاسی
برچسب‌ها:, , , , , , , , , , , , , , ,

خبر شروع به کار شبکه تلویزیونی  رسانه سبز ایران – رسا منتشر شده اما هنوز فرکانس آن در صورت وجود در اختیار عموم قرار نگرفته یا شاید بهتر است بگوییم هنوز روی ایر نرفته اما منشور رسانه سبز ایران – رسا در قالب بیانیه ای از طریق سایت این شبکه منتشر شده  و از جهاتی موجب تامل است.

در ابتدا این بیانیه با آیه ای از قرآن شروع شده و جالب اینجاست که این آیه با نشانی کامل و به صورت عربی نوشته شده است و از معنای فارسی آن خبری نیست، در حالی که اگر این بیانیه برای ما ایرانیان است، چه بهتر بود که معنای فارسی آن نیز نوشته می شد. اینکه عربی نوشته می شود برای ما که از زبان بلیغ عربی بی خبریم بسیار بد است، نمی دانیم که به ما محبت می کند یا فحش می دهد.

در ادامه افزوده شده است » تلویزیون اینترنتی رسا همزمان با یکصد و چهارمین سالگرد نهضت مشروطیت در روز جمعه ۱۵ مرداد ۱۳۸۹ آغاز بکار می کند. تلویزیون ماهواره ای رسا در نخستین دهه ماه مبارک رمضان به یاری خدا مهمان سفره افطار هموطنان خواهد بود.» حال من بی خبر آز آن هستم که چرا همه چیز حتی مولودی های ما هنوز چسبانده می شود به صحرای کربلا! اینکه این تلوزیون در سالگرد نهضت مشروطه آغاز به کار کرده دیگر چه نیازی بود که بگوییم در ماه مبارک رمضان مهمان شما خواهد بود تا خود را به طریقی به اسلام بچسباند و یه جورایی بگوید، آقا ما هم مسلمون هستیما!  مثال آن آدمی که هر موقع صدایش می کردی کمی دیر جواب می داد و پس از لختی می آمد و می گفت: آقا تظاهر نباشه، سر نماز بودم، این شد که دیر جواب دادم! البته جای شکرش باقی است که گفته نشده بعد از افطار به جای آقای مکارم شیرازی، آیت الله میرمحسن سبزنژاد توضیح مسائل خواهند داشت، انشالله!

در ادامه منشور جنبش شبکه ماهواره ای رسانه سبز ایران به صورت ده بند آمده است . اصول کلی و خط مشی این رسانه را با عناوینش بیان می کنم و در مورد برخی کمی حرف دارم.

یک: کرامت انسانی، عدالت، آزادی و حقوق بشر:

این که صحبت از حقوق بشر به میان آمده برای ما پنجره ای است به سوی روشنایی اما در ادامه تناقضاتی وجود دارد که در قالب عناوین بعدی گنجانده شده است.

دو: اسلام رحمانی و اخلاق: رسا اسلام رحمانی را متضمن ارتقای اخلاق نزد حاکمان و شهروندان دانسته و خود را مروج اسلامی می داند که عدالت شاکله آن است، خردورزی را پاس می دارد، مقتضیات زمان و مکان را نیک می شناسد، با مردمسالاری و حقوق بشر منافاتی ندارد.

حال اینجا جای سوال است که رسا نماینده جنبش سبز است یا متولی مدرسه انسان سازی اسلام؟مثلن اگر چندی دیگر مسیحیان طرف دار جنبش سبز نیز رسانه ای دست و پا کردند می توانند مروج مسیحیت رحمانی باشند، یا اگر شیطان پرست پولداری پیدا شد و شبکه ای دست و پا کرد، خوب است که مروج شیطان رحمانی باشد؟

سه: حق تعیین سرنوشت و مردم سالاری: رأی و خواست مردم منشأ مشروعیت قدرت سیاسی است و خداوند انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است و هیچ‌کس نمی‌تواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد.

در اینجا باز به شیوه ای ماهرانه صحبت از التزام به ولایت فقیه به میان آورده شده است و در اینجا قدرت مطلقه ای مشروعیت دارد که با رای و خواست مردم به قدرت رسیده است اما از کوچکی این قدرت در برابر قانون صحبتی نشده است، مثلن اگر خامنه ای با رای مردم به قدرت مطلقه برسد دیگر ما چگونه فریاد بزنیم؟ یا اگر شاه با رای مردم انتخاب شود،  قدرت سیاسی اش در هر حال مشروع است؟ آیا در کل این مشروعیت باز بوی دینی نمی دهد؟ آیا تجربه یک باز خمینی که با رای مردم می توانست انتخاب شود، بس نیست؟

چهار: تمامیت ارضی و وحدت ملی: رسا بر پایه دفاع ازتمامیت ارضی و وحدت ملی ‌و ارتقای شأن و جایگاه کشور در عرصه بین المللی عمل می کند و در عین دفاع از خواسته های بحق اقوام ایرانی با هرگونه جریان جدایی طلبی مخالف است.

بسیار دلپذیر است که در اینجا با هر گونه جدایی طلبی و به خطر افتادن تمامیت ارضی ایران به صورت روشن برخورد شده است و راه این شبکه منتسب به جنبش سبز را از راه مبارزان جدایی طلب جدا کرده است

پنج: استفاده از روشهای مسالمت آمیز و مدنی: رسا با تکیه بر منشور جنبش سبز تنها راه عملی ‌و مطلوبِ تغییر وضع کشور و نیل به مردم سالاری و آزادی را روش‌های مسالمت آمیز و مدنی می‌داند.

در این بند، التزام راه اندازان رسا به منشور سبز  مشخص می شود که چندی پیش در قالب بیانیه 18 میرحسین موسوی بیان شد و در ادامه نیز به همان ماهیت اصلی جنبش سبز بازگشته و اصل مسالمت آمیز بودن اعتراضات و مخالفت با هرگونه مبارزه چریکی و مسلحانه است.

شش: حاکمیت قانون:

باعث خوشحالی است که در این بند به صراحت قانون و دوپهلو نبودن آن اصرار ورزیده شده است.

هفت: قرائت دموکراتیک از قانون اساسی و آرمانهای انقلاب اسلامی: رسا اجرای قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بر پایه قرائت دموکراتیک و حقوق بشری در جهت احیای آرمانهای اصیل انقلاب یعنی استقلال، آزادی، عدالت و اسلام رحمانی و نیز توسعه را مبنای فعالیت خود شمرده، طرح بحث اصلاح قانون اساسی و ساختار سیاسی را در یک فرآیند مذاکره و گفتگوی ملی با مشارکت همه اقشار اجتماعی وظیفه خود می داند.

در بند مذکور مشخص می شود که صاحبان این شبکه از دلسوزان انقلاب اسلامی هستند و هنوز به قانون اساسی ایران امیدوارند که با تکیه بر این قانون هم می شود کشوری به زیبایی یک گلستان ساخت. در جایی از توضیح این بند آمده است، قانون جمهوری اسلامی ایران بر پایه دموکراتیک و حقوق بشر و جای سوال دارد که مثلن ولایت مطلقه فقیه که در قانون آمده است، کجایش دموکراتیک است یا سنگسار که در قانون ایران به زشتی به چشم می خورد، کجایش می تواند حقوق بشری باشد و باز در ادامه می آید: استقلال، آزادی، عدالت و اسلام رحمانی و باز هم همان شعارهای انقلاب اسلامی ولی فقط عدالت اضافه شده است، چون در دوران شاه سابق عدالت وجود داشته و در این دوران شکوهمند انقلاب اسلامی نیست، در اصل اینجا می گوید، استقلال، آزادی، عدالت، جمهوری اسلامی رحمانی

هشت: جریان آزاد اخبار و اطلاعات.  نُه: پذیرش تنوع و تکثر آراء و مخالفت با انحصارطلبی. ده: فرهنگ گفتگو

این سه بند پایانی در کل یک مفهوم دارد و به نوعی انگار از ممد خاتمی خودمان کش رفته اند، اما سوالم اینجاست که با توجه به این سه اصل پایانی، نیک آهنگ کوثر، رضا پهلوی (ولیعهد سابق) یا افراد دیگری با تفکرات سکولاز چون نوری زاده و صدها شخص دیگر که به نوعی با گروه سازنده این شبکه از لحاظ رابطه ای در تنش هستند، اجازه حرف زدن داده می شود؟ یا  به طور مثال اگر میرحسین و میرمهدی  از جنبش غافل شدند  و با زهرا خانوم و فاطمه بانو رفتند  دنبال یللی تللی، اجازه هست که در اینجا بگوییم آقایان و خانوم ها یه نگا تو آینه  بندازین و ببین که ما دقیقن همین جا، پشت سرتان هستیم و چار چشممان به شماست؟

در کل این بیانه دارای تناقضاتی است که بعضی از بندها، بند دیگر را نفی می کند. من نمی گویم این را آقای مهاجرانی نوشته یا نه، یا از آقای کدیور کمک گرفته یا زحمت تایپش به گردن آقای نبوی افتاده است، اما هر کی نوشته الهی که مثل آن سایتش نباشد.

کی بود داد زد جرس؟

– – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – –

آدرس سایت اینترنتی رسانه سبز ایران :  http://rasatv.net


Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. داداش می‌گوید:

    حاج اقا ! اگه این جرس نبود کی میتونست اینهمه خبر از داخل حکومت بده بیرون؟ کی میشد واسط بین ایرانیهای خارج از کشور و رهبران جنبش! به نظرم یه لحظه مطلق فکر کن ببین واقعا مهاجرانی بهتره یا یکی مثل شهرام همایون.؟ خدا وکیلی دوست داری تحلیل سیاسی کدومشونو گوش بدی؟

    • سیاوش می‌گوید:

      سلام داداش عزیز
      من به هیچ وجه منکر زحمات هیچ یک از فعالین جنبش سبز نمی شوم، من به شخصه تحلیل هر دو بزرگوار و گوش می کنم و به نظرم تحلیل های آقای مخاجرانی بهتر است اما همیشه رنگ و بوی دینی دارد. اما این دلیلی نمی شود که من کار هم فکر و هم سنگرم را نقد نکنم.
      من مطمئنم که بسیاری از این عزیزان از نقد استقبال می کنند و آن را مایه پیشرفت می دانند.

  2. keyvan می‌گوید:

    منشور تضاد داره اول همه حق دارن
    حرف بزنن
    بعد نمايش اسلام رحماني

  3. 2afm می‌گوید:

    به نظر من بهتره هممون سوالاتمون رو به آدرس ایمیل مدیر شبکه ارسال کنیم و وقتی حجم زیاد سوالات رو ببینن مجبور به پاسخگویی خواهند شد.من خودم اولین ایمیلو نوشتم

    • سیاوش می‌گوید:

      درود بر شما، کار نیکویی است
      اما انتقادات وقتی رسانه ای می شود برخی دیگر نیز با آن همراه می شوند و برخی مخالف و در پی آن زمینه برای گفتگو درباره آن فراهم می شود
      یکی دیگر از حسن های انتقادات رسانه ای باز شدن همین فضا است که راهکارهایی چون راهکار شما داده شود.
      برقرار باشید

  4. Ãmir Caféchi می‌گوید:

    فکر کنم سنگسار تو قانون جزای اسلامی باشه…قانون اساسی به این جور مسائل کاری نداره.

    • سیاوش می‌گوید:

      درسته، اما در قانون اساسی، قانون جزا اسلامی به کلی تایید میشه، اینها همه زنجیروار به هم دیگه متصل هستند و زاینده تناقض، درست مثل همین منشور شبکه رسا.

  5. Arash می‌گوید:

    goh be halghet khaaen e tafregheandaaz!

  6. آزاده می‌گوید:

    آقای محترم اگر شما مسلمون نیستی بدون که ما هستیم…

    • سیاوش می‌گوید:

      ممنون آزاده خانم از خبر رسانی تون
      اما حالا وظیفه من چیه؟ یعنی این شبکه رسا واسه شماست؟ برای شماست؟

  7. lir می‌گوید:

    شما دوست ندارین نگا نکنین بابا کسی که مجبورتون نکرده برید هر چی دوست دارین نگاه کنین

    • سیاوش می‌گوید:

      چشم، اما سوالم اینجاست آیا اصلن حرفی از برنامه های آن شبکه به میان آمد یا اینکه مشور رسا تنها نقد شد

  8. A Democrat Man می‌گوید:

    beresad be daste modirane mohtarame rasa tv!
    Be Name Azady ke Tanha Azady Sezavare Taqdis ast.

    bi dibache miravam sare asle matlab

    shoma haq nadarid xodetan ra sedaye jonbeshe sabz moarrefi konid:
    chera:
    Shoma na tanha shaffaf nistit balke hatta ma’naye din ra ham nafahmidid.
    Eslame rahmani digar che siqeist, magar dar in 30 sal kasi joz in chizi gofte, magar in hame jenayat be name eslame jaani o xunxar kardeand in 30 sale?
    yade manifeste communism mioftam vaqti azin harfaye eslame rahmani o eslame hokumati soxani mishenavam,
    Aya shoma be Communist ha haq midahid ke dar maqame defa› az Arman haye Romantice Carl Marx ke be tore moshaxxas dar manifeste communist ha sharh dade shode, in chenin harfi pish bekeshand ke an hame jenayate regim haye communisti ke dar shuravi o chin o americaye latin rox dade va hanuz ham rox midahad rabti be Manifeste communist ha nadarad, va ba in hame jenayat Marxisme asile rahmani lakke bardar nist???
    mesle rooz roshan ast ke javabe shoma va Ma ve xeyli ha manfi ast.
    pas:
    avalan chetor be xodetan ejaze midahid ke harf az eslame asilo rahmani bezanid dar hali ke hich aqle salemi hazer be pazireshe ideology i ke in hame faje’e be bar avarde nist.
    Aqayane tarsui ke fec kardid agar nametan ra efsha nakonid Ma shoma gorgane dar lebase mish ra naxahim shenaxt va faribetan ra xahim xord, begzarid bequyam ke daste shoma pish az in ha baraye Ma roost hazarat, In Mellat shoma axunha o axund maslak ha ra chegune az in diare badbaxt birun konad ke digar peydayetan nashavad, Aqaye Kadivare Axunde Axundzade, Aqaye Mohajerani e past fetrat, aqaye nabavi e deltang e pulo pale, Aqayaun agar donbale eslamid behtar ast beravid soraqe an keshvar hayee ke be zabaneshan ketab az suraxe aseman e nemidanam chandom oftade, beravid arabestan, beravid araq, beravid koveyt, beravid har gohestani ke mixahid beravid, Be Irane Azize Ma che kar darid, begzarid xialetan ra rahat konam, Ta Ma dar in diare badbaxt darim hazine midahim o xun midahim baraye sarnegunie in hokumate 100 dar 100 eslami, jayee baraye arze andame noe digari az axund-maslak haye faribkare motanaqez nema, dar in diar nist, Aqajan be zabane amiane beravid kashke zahraludetan ra jaye digari besabid, Ma chera bayad be yek edde axunde alaki xosh ke ba pulhaye america farbe shode-and o ba xiale asude dar zibatarin o Aramesh-baxsh tarin keshvare donya sokna gozide-and bayad e’temad konim, beravid aqa an Musavi ke yek zamani xodash ra zire abaye xomeynie xunxar qayem mikard hal ou ham be roshani daryafte ke Din az Dolat jodast, in ra bokonid tuye an maqze puketan ahmaq ha, in rabti be secularism nadarad, in be ensaniat rabt darad, In Axlaqe ensani st ke tashxis midahad aya yek din be dardi mixorad ya bayad be zobaledanie tarix part shavad, aya ensanist ya na? na inke din bexahad tashxis bedahad ke che chizi axlaqist va che chizi nist!
    beravid Aqayan beravid ke mellat digar zire parchame hich dini nemixahad beravad, 30 sal jenayat kafi bud ta mellat befahmand che kolahe goshadi be name dine eslame rahmani rafte tuye sareshan, yani shoma inqadr ahmaqid? yek negahi be harf haye xomeyni dar paris biandazid kuchektarin tafavoti miane manshure xodetan ba an xoza’balat mibinid?
    Xomeyni sarih tar az shoma az eslame rahmani harf mizad, natije-ash ra didim, 30 sal be shishe gereftane xune mellat.
    hal shoma ke ingune ba tete pete az eslame rahmani harf mizanid vay be hale in mardom o in diar ke shoma qasde alam kardane che xad’ei dar sar darid,
    Aqayan beravid o pul hayetan ra az America o English begirid ke mellate Democrate Iran ke joz axlaqe Ensane modern ari az dasise haye hargune dino mazhab(xasse eslam) be hich chize digar e’teqad nadarad, hargez yek rial ham be shoma naxahad dad, agar ham puli daryaft kardid bedanid hanuz hastand afradi ke gule shoma ra boxorand, ama Ma Aksariate Democrate Iran ke Joz Azadi hich chizi ra shayesteye Taqdis nemidanim, hargez be chenin faribkarane tarsui yek rial ham naxahim dad.
    payan
    ke omidvaram payane shoma mozduran ham nazdik ast.

    Be Omide Piroozie Jonbeshe Azadixahe Sabze Iran…

  9. علی می‌گوید:

    همانطور که جرس راه انداختن وقرار بود راه سبز از تهران به شهرستانها برسه سر از امریکا در اورد خوب انقلاب ملی ما هم سر از اسمون امریکا در میاره با این تفاوت که هزینه و پول ان از پایتخت اسلامی دنیا تهران میرسه به گمانم که به زیر عبای ملاست والا مهاجرانی عزیز و کدیور محبوب از کجا میارن زندگی میکنن طبیعت را شکر میکنم که احمقان حسن خمینی را شناختن حتما میگین نه اقا این فرق میکنه همانطور که هر موقع صحبت از جمهوری اسلامی و حکومت ملاها میشه میگین نه اقا اسلام که این نیست اسلام یه چیز دیگه است ما همان ملت احمق نفهم هستیم که سال 57 گول خوردیم دوباره هم رو دست خوردیم باز هم رو دست میخوریم حکایت ما مثل خانمی است که حامله میشه جون وقت زایمان درد زیاد میکشه میگه من غلط بکنم دوباره حامله بشم ولی همینکه فارغ شد دوباره تنگ بغل شوهره تازه این خوبشه وشاید تنگ بغل دیگری خوابید وکلام اخر اینکه ببیند ایا ادم تو رسا کار میکنه البته ادم خوب اینم پرس تی وی لوس انجلسیه …ای بخارا شاد باشو شاد زی بهر تو هیچکس نیاید ایی دریغ

  10. Irane می‌گوید:

    کار خدا با خداست!!! دین از حکومت جداست!!!

    در ماده دو چه کسی آنها را متضمن به اسلام رحمانی و اخلاق کرده است؟؟ قانون یا خدا یا مردم یا حامیان فکریشان؟؟

    در ماده هفت چه کسی به آنها اجازه دفاع از آرمانهای ناسلامی!!!! را داده است. مردم ایرن هرگز برای انقلاب اسلامی بر نخاسته اند. آنها تاریخ را با غرض خوانده اند. مردم ایران برای جمهوری و مردمسالاری برخاستند و ایستاده اند ولا غیر.

    این آقای خمینی و اذناب او بودند و هستند که در رویای خود کمر به گردن زدن جمهوری با شمشیر اسلام و ولایت فقیه بسته اند.

    آن اسلام رحمانی که دم از آن می زنند اسلام دور از دایره حکومت است. اسلام زمان پیامبر در مکه است بر اساس بسم الله رحمان رحیم.

    اسلام حاکم اسلام زمان پیامبر است در مدینه. اسلام خمینی و خامنه است بر مبنای بسم الله قاسم الجبارین!!!!!!! !!!

    مردم ایران مردم سالاری، آزادی بیان و آزادی مذهب می خواهند. با خدایان، بی خدایان و چند خدایان حق دارد در پرتو قانون مورد تایید رای اکثریت با مسالمت در کنار هم زندگی کنند.

    چه کسی مدعی این ادعای ناصواب است که ادیان تنها منشا اخلاقند؟ و احیانا همفکران شبکه شان متضمن اجرای چنین اخلاقی هستند؟ اخلاقی اسلامی و رحمانی!!!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s