آقایان کروبی و موسوی عزیز، همین که مرجعیت بر علیه شما شهادت نداده است از نیکبختی شماست

منتشرشده: 5 اوت 2010 در سیاسی
برچسب‌ها:, , , , , , , , , , , , , , , ,

آقای مهندس و آقای دلاور لرستان، ابتدا ایام الله پیروزی جنبش مشروطه خواهی ایران را به شما و خانواده های محترمتان تبریک عرض می نمایم، مخصوصن زهرا خانوم که الحق در حق طلبی برای جنبش زنان ید طولایی دارد و در همین جا از ایشان نیز جداگانه تشکر می نمایم. نامه دادخواهی شما به مراجع بزرگ اسلام را خواندم و از شکایت شما نسبت به بی پروایی های ملیجک پیر با خبر شدم. ما نیز چون شما خونمان از دست این جنتی منحنی به جوش آمده است اما نمی دانستیم به کجا دخیل ببندیم تا گره از مشکلمان باز شود.

نمی خواهم از پیش قضاوتی کنم و در مورد مراجع اعظام حرفی بزنم، شاید این بار شعورشان جنبید و در دفاع از خق صدایشان در آمد اما چشمم آب نمی خورد که از این جماعت آبی گرم شود. به نظر من اینکه تا به حال مرجعیت و روحانیت بر علیه شما شهادت نداده اند از نیکبختی شماست وگرنه بر همه روشن است که این جماعت دلش کجا گیر است. منافع اقتصادی مراجع و روحانیون، گرایش دینی و سیاسی آن ها را نیز مشخص می کند.  قبل از آن که صدای مظلومانه شما به گوش مراجع غیور این مرز و بوم برسد اطاعت از ولی امر مسلمین و حامیان ولایتش بر مراجع و روحانیت دیکته شده است.همین چند روز پیش بود که از طرف ولی امر مسلمین فتوایی در آمد که اطاعت از احکام حکومتی، واجب شرعی و نشانه التزام به ولایت فقیه است و هنوز جوهر این فتوا خشک نشده بود که از طرف مکارم شیرازی، رساله ای در این باب نوشته شد و او نیز بر این امر صحه گذاشت که «تبعيت از حكم حكومتي ولي فقيه بر مراجع تقليد هم واجب است».

اگر خدای ناکرده صدای ما مظلومان به گوش مراجع و روحانیت برسد و آن ها نیز از صدای ما اشکشان جاری شود و خونشان به جوش آید و نیمچه فریادی بزنند، آنگاه است که کوفیان آب را به روی صحرای قم می بندند و اگر آب به روی این جماعت بسته شود و رفع نیازشان نشود، مرجعیت به خطر می افتد. تاریخ این را ثابت کرده است که هرگاه حکومت برای مرجعیت نان آور نبوده، نیمی از رساله را جهاد برای خدا پر می کرده و اگر حکومت هوای مرجعیت نازنین را داشته باشد، نیمی از رساله خدا را تقیه پر می کند و نیم دیگر را برای خالی نبودن عریضه مسائل جنسی و مقبولیت دعا به درگاه خدا. این ما هستیم که تقیه و نقیه و مصلحت نظام حالیمان نمی شود و هر لحظه می خواهیم بزنیم کاخ مرمر را بترکانیم و جلوی آن یک گاردن پارتی مشتی به سلامتی حضور شما برگزار کنیم. ملا احمد نراقی در باب برخورد با حاکم با شجاعت هر چه تمام تر می گوید: «ای گروه شیعه! خود را ذلیل مسازید و به ورطه میندازید به سبب نافرمانی سلطان و فرمان‌فرمای خود؛ پس اگر عادل است از خداوند درخواست کنید که او را پاینده بدارد و اگر ظالم است از درگاه الاهی مسئلت نمایید که او را به صلاح آورد که صلاح احوال شما در صلاح سلطان است».

دادخواهی شما و ما بیچارگان یعنی رویارویی با ولایت فقیه و این همان معذوریت و محذوریتی است که مراجع نازنین قصه ما دارند، بهترین کار برای آن ها سکوت است. حتی هجرت و رفتن از این دیار هم چاره ساز نیست، همین سیستانی خودمان، مگر  ریشش گرو ولی امر مسلمین نیست، چگونه می تواند از این همه دارایی و مال التجاره ای که در قم و مشهد دارد چشم بپوشد آن هم فقط برای دادخواهی یک عده بیچاره.

از بحث خنده دار هجرت که بگذریم میرسیم به وامداری امام راحل که به حق ولی امر مسلمین وامدار ایشان است نه شما که راست راست جلویتان جرات می کنند بگم، بگم راه بیاندازند و شما فقط سکوت کنید تا نوبت تان شودو بعد بگویید خفه، نوبت من است.امام راحل در دوران طلایی شان با بیانی شیرین گفتند که هر کس با ولایت فقییه در افتاد، ور افتاد. همین امام خودمان بودند که به مخالفان خودش گفت آخوند» آمریکایی، بی شعور، دشمن رسول الله»، حالا شما وامدار ایشان هستید که حیا می کنید و در مورد سال 67 محذوریت در گفتار دارید یا آنکه می گوید یک میلیار  دلار به جیب زدید؟

استقلال نهاد روحانیت و مرجعیت تهدیدی است برای جمهوری اسلامی، حال که مرجعیت و روحانیت تبدیل شده به پشتوانه نظام مقدس حکومت اسلامی شاید راه حل در نافرمانی اجتماعی مردم از نهاد روحانیت و مرجعیت باشد، آنگاه است که دیگر این نهاد مقبولیت بین مردم نداشته و جایگاه اجتماعی و تا حدود زیادی جایگاه اقتصادی خود را از دست می دهد و به نوعی مجبور خواهد شد که برای خود استقلالی دست و پا کند و یک خدا حافظی بلند بالا نثار سیاست بفرماید تا دوباره از جایگاه قبلی برخوردار شود.

مهندس موسوی و حجه الاسلام کروبی عزیز، از اینکه نوشته این کوچولوی جنبش را خواندید ممنونم، فقط اگر این جماعت مرجعیت برای درخواست دادخواهی شما، تره ای خرد کردند بفرمایید تا ما هم دست به قلم شویم و خدمت این بزرگان عارض، شاید توانستد چاره درد مارا نیز دوا کنند.

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. namafhum می‌گوید:

    سلام دوست عزيز، با نوشته هات خيلي حال كردم. با اجازه لينكت مي كنم

  2. ناشناس می‌گوید:

    درست وواقعی از هیزم این آقایان تنوری گرم نمی شود پس بهتر است ما راه خود گیریم.

  3. amir می‌گوید:

    حساب اين قضايا،همان حساب آن لنگه كفش است ،تو بيابان.

  4. ghanoon می‌گوید:

    یعقوب مهرنهاد (زادهٔ ۱۳۵۸ زاهدان، اعدام ۱۴ مرداد ۱۳۸۷ زندان زاهدان) روزنامه نگار (خبرنگار و سرپرست روزنامه مردمسالاری در سیستان و بلوچستان)، فعال مدنی و دبیر انجمن صدای عدالت جامعه مردم جوان در زاهدان بود.

    سالگرد اعدام آقای مهر نهاد رو به تمام دوستان وبلاگ نویس تسلیت میگم

  5. ناصر می‌گوید:

    می گویند فقیری تنگدست که از فرط گرسنگی جانش به لب آمده بود برای یافتن تکه نانی کوهی از زباله را می کاوید و دست آخر به آنچه می خواست دست یافت ، پس آنرا به دهان گذاشت و سر به آسمان گرفت و شکر ایزد گفت . یکی که شاهد ماجرا بود گفتش فلانی آیا عطایی چنین نیز شکر دارد؟ مستمند او را گفت اگر اوست که خوب می داند که این سپاس من از صد ناسزا نیز برای آنکه رزاقش می خوانند بدتر است .
    به گمان من قصه ی امروز ملت ما و مراجع عظام رونوشتی از این روایت است . این حقیر بر این باور است که متاسفانه این بزرگواران در انجام وظایف خویش به شدت کوتاهی می کنند . آیا با وجود آنکه حضرات علما انواع ظلم و ستمهای آشکار را در جامعه ای که عنوان جمهوری اسلامی را یدک می کشد با چشم خویش نظاره گرند بر عالمان دیدن فرض نیست که فریاد برآورند . آیا باید ستمدیدگان با دلی پر خون به محضر آنان شکایت برند و تازه آب از آب تکان نخورد ؟
    روح الله کجایی تا بار دیگر با صدایی رسا بر همه ی عالم و آدم بانگ زنی که به والله امروز تقیه حرام است ، کجایند مراجع عظامی که حکمشان تا اندرونی سلاطین نفوذ داشت ؟
    آقایان مراجع شما را به خدا کمی از کنج حجره های خویش پای به بیرون گذارید ، با چشمان خود ببینید که نه تنها جوانان و نوجوانان تنها کشور شیعی جهان که شما بزرگان و مفاخر آن هستید هر روز بیش از روز قبل از دین گریزان می گردند که پیران و میانسالان نیز روز به روز با رفتار ناصواب شمایان در انجام به وظایف دینی خود سست و سستر می گردند .
    اگر از آتشی که به خرمن اعتقادات مردم افتاده بیخبرید که وای بر شما و اگر می دانید و باز هم سکوت را بر فریاد مرجح می شمارید که وای بر ما که دل به شما داده ایم و مراد و مامنی بعد از خدا جز شما نمی یابیم .
    شریعتی می گفت خدایا به دانشجویان ما بیاموز که دیانت هم اصل است و به عالمان ما بیاموز که اقتصاد هم اصل است ، بزرگواران با دلی آزرده و قلبی شکسته اعلام می کنم که بعد از انقلاب شمایان بسیار بیش از آنکه باید به فهم اینکه مقوله ی اقتصاد هم از اهم مسائل است واقف گشته اید ، خدا آخر و عاقبت همه ی ما را ختم به خیر نماید . انشاءالله
    صبر و استقامت تا صبح ظفر

  6. محارب می‌گوید:

    مردم ايران مى‌گويند فاشيسم عمامه پيچ نمى‌خواهيم،
    سنگسار و اعدام و دست و پا بريدن نمى‌خواهيم،
    حجاب اجبارى، دين اجبارى و حكومت تحميلى نمى‌خواهيم. ‌
    برويد، برويد و گورتان را از ايران گم كنيد!

    آخوندهاى حاكم بالاترين حق ملت ايران ـ حق حاكميت ـ را غصب كردهاند.
    ما حق حاكميت مردم ايران را مى‌خواهيم، ما راى مردم ايران را مى‌خواهيم، ما انتخابات آزاد مىخواهيم…

  7. rahe rahayi می‌گوید:

    بادرود بر شما سیاوش .وان یکی پرسید اشتر را که هی . از کجا می ائی ای افبال پی . گفت از حمام گرم کوی تو . گفت خود پیداست از زانوی تو . اینچنین ملت فروشی کرده اند . در پی دنیا خدا فروشی کرده اند . صبح و شامان سر نیرنگ را . بر سر مهر تسبیح کرده اند . اینچنین اسلاف ایشان از ازل . تا به امروزو دین وخدا کج کرده اند . ان امامان شقی و ان همه فریاد وداد . گوئیا ملت ز روی بی شعوری کرده اند . مذهب اسلام از اعراب وان قوم لعین . گوئیا ایرانیان قصد قصوری کرده اند . حالیا ای ملت ایران و ای آزادگان . وقت پیکار است دل پر کرده اند . از شجاعت از کرامت اینچنین ایرانیان . گوش دنیا را دوباره پر کرده اند. در کلام آخرم ابن الیغین . من بدانم ایرانیان گور مذهب کنده اند. زنده باد آنان که برای آرمانشان بر سر دار آونگ شدند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s