گاهی به نعل ولایت، گاهی به میخش.

منتشرشده: 3 اوت 2010 در اجتماعی, سیاسی
برچسب‌ها:, , , ,

بعد از گذشت بیش از یک سال از انتخابات و کودتای عاشقان ولایت و پس از آن ریختن خون جوانان ایران، پس از روشن شدن ظالم بودن دار و دسته ولایت فقیه و نمایان شدن نی ساندیس این جماعت، هنوز جماعتی هستند که منتظر جهت وزش بادند تا تصمیم بگیرند چگونه حرف خود را بزنند. در پیچ و واپیچ رشته های کله این حقیر، حکایتی خودش را به در و دیوار می زند که تورو خدا، جون اون سیبیل کاکلی، منو بیار تو وبلاگت. حکایتی است از سلطان غزنه (که اگه بهتر نباشد بدتر از این دار و دسته ولایت فقیه نبوده) در راستای هنر چاپلوسی البته پس از آن که طرف از دستش در رفت و نیمچه انتقادی کرد.

حکایت می کنند که وقتی سلطان محمود غزنوی به باغی که در خارج شهر داشت رفت سوال کرد که از شاعران چه کسی آنجاست؟  شاعران حاضر را برای سلطان نام بردند، سلطان آن ها را خواست و گفت:

از این عمارت که وسط باغ است می خواهم بالا روم و باید در پله اول که پا گذارم یک مصراع گفته شود که هجو باشد و مستوجب قتل باشد و در پله دوم که پا گذارم  مصراع دیگر گفته شود که مدح باشد به صورتی که مصراع اول را هم مدح کند و اگر ناتوان ماند، حکم به قتل او خواهم داد. هیچکس قبول نکرد مگر اسدی طوسی که بر روی هر پله چنین شعری گفت:

خواهم که اندر تو کنم ای شه پاکیزه خصال                 نظر از منظر خوبی شب و روز و مه و سال

خفته باشی تو و من می زده باشم همه شب              بوسه ها بر کف پای تو و ولیکن بی خیال

غرق شد تا به پر القصه که نتوان کشید                      تیر مژگان که زدی بر دل ریشم فی الحال

وه که برپشت توافتادن وجنبش چه خوش است           کاکل مشک فشان وز طرف باد شمال

یاد داری که ترا شب به سحر می کردم                       صد دعا از دل مجروح و پریشان احول

طوسی خسته اگر در تو نهد منع مکن                         نام معشوقی و عاشق کشی و حسن دلال

هر چه خودم رو می زنم به کوچه علی چپ بازم این  حکایت منو قلقلک میده و منو یاد جماعتی می اندازه که تا چشم معظم له را دور می بینند بلبل زبانی می کنند به محض دیدن ابرو در هم کشیده شاه ولایت، از نظر بر می گردند تا مبادا نرخ نانشان از نرخ روز گران تر شود.

– – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – –

از آوردن نام هر میخ زن و نعل کوبی در اینجا معذورم، باشد که مورد رحمت خداوند متعال قرار گرفته تا شاید بلندگوی حاج حسین آقای شریعتمداری قرار نگرفته باشم

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s