دلالی روابط جنسی توسط آخوندک برای من.

منتشرشده: 1 اوت 2010 در اجتماعی, حرف دل
برچسب‌ها:, , , ,

این که بر آن شدم تا بنویسم هرزگی بود که دیروز با تمام وجود دیدمش، همین دیروز آخوندکی را دیدم که تازه عمامه بر سر گذاشته بود و تا همین چندی پیش طلبه بود، از دیرتر ها می گویم تا شرح کلی گفته باشم. من این آخوندک را از زمانی شناختم که تازه طلبه شده بود و راه قم را برای خودش میسر کرده بود، همان روز که با لباس طلبگی، کارگری می کرد، درست وسط تابستان، بهتره بگم همین روزها، عرق از سر و رویش می بارید، لباسش مچاله و بر تن نحیفش چسبیده بود. آن روز دلیل کارش را پرسیدم و گفت شرط کامیابی در ریاضت است، آن طور که می گفت، استادش  راه زاهدان را به او نشان داده بود تا شاید زاهد شود.

دیگر از آن روزها ندیدمش تا همین دیروز، درست دهنه بازار، از یک مغازه پارچه فروشی بیرون می آمد. مرا دید و شناخت، ابتدا او سلام کرد و جواب از من، دیدم عمامه بر سر گذاشته، فهمیدم آخوند شده و به قول خودش روحانی و ما هنوز جسمانی. تپل شده بود، صورتش گل انداخته بود، از آن ریاضت ها خبری نبود انگار.  از احوالم پرسید و خیلی زود رفت سراغ وضعیت تاهلم و گفتم هنوز مجردم. از مجرد بودنم در این سن و سال اظهار تاسف کرد و از در موعظه در آمد، گفت خدای ناکرده در این وضعیت گرفتار گناه می شوی، ایمانت کامل نمی شود. مبادا به گناه بیافتی، بعد از کمی روایت احادیث و تواریخ، پیشنهاد صیغه کردن یک زن 45 ساله را به من داد،در ضمیر خودش داشت به من لطف بزرگی می کرد. من به شوخی گرفتم و در جوابش گفتم، حیف نیست یک جوان ترگل ورگل با یک زن 45 ساله، شروع کرد دوباره از ثواب این کار گفتن و وقتی بعد از کلی وراجی در من اثری ندید باز از زیبایی زن گفت و باز من به شوخی گرفتمش،از آن زن منصرف شد، برایم از دختری 21 ساله گفت که تنها 4 ماه شوهر داری کرده است. با جدیت تمام داشت دلالی می کرد تا بتواند برای من صیغه موقتی فراهم کند تا خدا و پیغمبر را به قول خودش شاد سازد، از این شادی متنفرم. کمرم لرزید از این همه وقاحت، از نوبری اش می گفت، از هیکل متناسبش. حالم داشت ازش به هم می خورد و او همچنان ادامه می داد، باور کنید در همان دوران طلبگی و کارگری، سر سفره صبحانه خجالت می کشید بگوید یه چایی دیگه لطفن، تعفن همین طور از دهانش بیرون می ریخت، بوی گندیده مغزش حالم را به هم ریخته بود، از عصبانیت ترش کردم و او همچنان ادامه می داد، از صحبتش با پدر دخترنگون بخت می گفت که به او گفته است مگذار دخترت به گناه آلوده شود، زمینه سازی می کرده تا پدر دختر به صیغه راضی شود. مات و مبهوت از این همه وقاحت مانده بودم، انگار تمام لجن های مغزش را با ترشحات معده اش از دهانش خارج می کرد. یک لحظه به خود آمدم که یکی از فحش های عامیانه را با صدای بلند، نثارش کرده بودم، خشکش زد، یک لحظه مردم و کسبه همه خیره شدند و من فقط سرم را برگرداندم و رفتم.

مدام با خودم لغ لغه می کنم که مگر می شود این همه وقاحت آن هم برای یک نفر، سوال ها یکی پس از دیگر مثل هر فتوای دجال بر سرم آوار می شد، چگونه یک نفر می تواند چنین دلالی باشد، دلال روابط جنسی و فروختن یک دختر به چه قیمت؟ یک پدر چگونه می تواند هیچ نگوید و این هرزگی آخوندک را تحمل کند؟ چگونه یک پدر به راه هرزگی این آخوندک می تواند رستگار شود؟

جوابش را تنها در دو چیز یافتم، فقر و دهشتناک تر از آن، جهالت عقیدتی که بر پایه ایمان استوار باشد.

– – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – –

فحش من همان بود که معنای امروزی آن می شود، دلال روابط نامشروع

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. gpg13 می‌گوید:

    این واقعیت تلخ رو آن جنان تاثیرگذار بیان کردی که با تمام وجود احساسش کردم. واقعاً که ای داد از این فقر و جهالت

  2. mohammad می‌گوید:

    …کش یعنی؟
    خوب تو همون دوره طلبگی یکی کارایی باهم می کنند که اینقدر پر رو میشن

  3. حسین می‌گوید:

    سلام خیلی خوب گفتید در اینجا هیچ چیز آنقدر مقدس نیست که نتوان به چالش کشید اما یادمان باشد توهین ممنوع!
    حالا من پیشنهاد میکنم که داستان بالا را دوباره بخوانی و بجای طلبه و آخوند بگذاری یک آشنای قدیمی یا دوستی قدیمی و بجای ثواب و ایمان و کلمات مشابه بگذاری رهایی از انزوا -خوشحالی -مصنویت در برابر افسردگی ! خلاصه میشود اینطور گفت که یک آشنای قدیمی را دیدم و وقتی فهمید هنوز مجردم گفت پسر مگر افسرده ای ؟! مگر پیری ؟! جوانی است وجوانی کردن ! اگر روش را نداری طوری نیست خودم راهت میندازم بیا بریم امشب پارتی اتفاقا دوتا مورد هستند دست به نقد و خوشگل ! تازه یکیشون از پارتنرش جداشده و افسرده هست و یکی دیگه هم اگرچه کمی مسن هست اما خیلی لونده!
    خب حالا این داستان چه تفاوتی واقعا با داستان خودت داشت ؟ یادت باشد :توهین ممنوع !

    • سیاوش می‌گوید:

      ممنون حسین عزیز
      چند تفاوت دارد، یک اینکه دوست من تنها به واسطه حریم شخصی نزدیک با من چنین جراتی می کند که چنین پیشنهادی بدهد و گرنه اگر یک غریبه چنین پیشنهادی بدهد، تنها نشان از وقاحتش دارد.
      تفاوت دوم این است که دایره پیشنهاد به من ختم می شود نه به کل جامعه.
      سوم اینکه کار دوست من اگر بر پایه لذت و بهره گیری جنسی از یک زن باشد به کل مطرود است.
      چهارم، بطن پیشنهاد دوست من اگر بر اصل قبلی باشد که مطرود و است و هیچ اما با آن وضعیت نیز تنها می تواند به من چنین پیشنهادی بدهد و گرنه هر کسی را در خیابان دید و این کار را کرد، نامش را جز وقاحت و گستاخی نمی گذارند.
      اما در ورای همه این ها همان تفاوت سوم است که هر کس چنین نظری داشته باشد، بسیار دهشتناک است.

      • حسین می‌گوید:

        سیاوش گرامی میبخشید باز مزاحم شدم من بطور خلاصه نکات شما را پاسخ میدهم ! اینگونه پیشنهادها در جامعه ما معمولا از دوستان به واسطه حریم شخصی هست چه به صیغه و چه به پارتی و احتمالا پارتنری پس این تفاوتی در اصل ایجاد نمیکند و تفاوت دوم هم همینطور یعنی پیشنهاد او هم به جامعه ختم میشود و اما تفاوت سوم که خیلی مهم است آنکه میگویید چون بر پایه لذت جنسی است پس مطرود است ! خب درست یا غلط اگر چنین نظری داشته باشید این شامل کل صنعت پرونو هم میشود ! آیا شما تمام صنعت پرونو که در بسیاری از کشورهای غربی قانونی هست را محکوم میکنید ؟ آیا در اینباره یعنی محکوم کردن پرونو در کشورهای غربی هم مقاله یا داستان خواهید نوشت ؟!.این مقاله هم برای مطالعه بد نیست http://zamaaneh.com/morenews/2010/07/post_1340.html

        • سیاوش می‌گوید:

          حسین عزیز
          من در مورد تفاوت سوم گفتم لذت و بهره گیری جنسی و منظورم سوء استفاده از زن و تنها نگاه به او بر این مبناست و گرنه کیست که پرونو را مطرود بداند.
          و در مورد بقیه نظراتتان با شما موافق نیستم، پیشنهاد دوست من تنها فردی است و به من اما آن آخوند و یا هر کس دیگری در هر مقامی که به خود اجازه دهد که اینگونه به هر اشنا و غریبی چنین پیشنهادی دهد و از در دلالی برآید، آن دیگر فردی نیست و نگاه اجتماعی بر خود می گیرد
          در مورد مقاله هم بسیار ممنون، قبلن خوانده بودم و یکی از خوانندگان پر پاقرص رادیو زمانه هستم، مخصوصن با تیم سابق.
          به دیگر دوستان هم پیشنهاد می کنم این مقاله را بخوانند

          • حسین می‌گوید:

            خب آقا سیاوش همین که شما پرونو را مطرود ندانید کافیست که کار آن آخوندک هم توجیه شود .حال در اروپا بطور وسیعترتبلیغ پرونو انجام میشود و در ایران بنا به شرایط روز کمی البته کمی محدودتر ! و اتفاقا اینکار از سالها پیش توسط مبلغین مذهبی شیعه قابل قبول بوده و کسی هم هیچگاه آنرا مخفی نکرده ! حالا اگر شما اینکار را برای آن فرد یا شرکت اروپایی مطرود نمیدانید و برای آخوندک مطرود ! دیگر میشود سلیقه شخصی شما .!بقول معروف :مرغ همسایه غاز است !

            • سیاوش می‌گوید:

              حسین عزیز
              هر چه من می گویم باز هم حرف خودتان را می زنید، دوست عزیز من می گویم آن نگاه بهره گیری و سوءاستفاده از طرف هر کس باشد ناگهی زشتی است.
              اینجا مقام و ارزش بالای زن و نگاه این قوم به آن به عنوان یک کالا مدنظر است.
              همین

    • sakhtkoosh می‌گوید:

      یه بار دیگه کامنت خودت رو بخون….
      اصلاً اصل داستان رو نگرفتی

  4. امید می‌گوید:

    پیشنهاد میکنم کمی در این مورد مطالعه کنید.
    تکاپوی شما برای ایجاد و انتقال حس انزجار از این مسئله متاسفانه نشان از سطحی نگری است.
    تشکیل رابطه هنجاری با ضابطه برای یک خانم 45 ساله بسیار بهتر از بی توجهی است.
    بوی تعفن از بی توجهی و یا حتی تایید کنار خیابان های مملکت می آید آقای محترم نه از یک راه حل منطقی و انسانی.

    • شهرام می‌گوید:

      موافقم اون سمت قضیه هم هست که در یک جامعه بسته راه حلهای خودش رو پیدا میکنه من یه دوستی دارم که از قضا مذهبی بوده یه مدت مذهب رو گذشت کنار و خانم بازی کرد دوباره مذهبی شده یعنی نماز میخونه و روزه میگیره اما هنوز خانم بازیشو داره به قول خودش هفته ای یک بار من ازش پرسیدم تضادی نیست گفت نه هر دوره ای یه رسمی داره یه وقت صیغه بوده حالا اینجوری است من خیالم راحت است هر کاری کردم هزینه اش رو دادم

    • ناشناس می‌گوید:

      Age in kesafat karia manteghie chera vaghti ye zan khodesh entekhab mikone manteghi nist esmesh roospigari ama ye adame kasif be esme mazhab sighe mikone savabam dare???

      Age yeki vase khoonevade khodet az in pishnahada bede khoshet miad?

  5. شهرام می‌گوید:

    من برداشت بدی از کار این بابا ندارم این کاری که میخواسته واسه شما بکنه فی النفسه چیز بدی نیست به نظر من سرکوب غرایز مضر تر است باید در نظر گرفت که اینجور آدمها چه جور فکرشون شکل میگیره وقتی بزرگترین و مقدس ترین فرد مکتبشون یعنی محمد پس از کشتن پدر و برادران و همه اقوام یک دختر اونو تصاحب میکنه والا این بابا خیلی ادمه متاسفانه یک کسانی که خودشون آدمهای خوبی هستن نذاشتن چهره واقعی اسلام آشکار بشه
    خوب حالا این بابا آدرسی نداره؟ (شوخی)

  6. ش ش می‌گوید:

    عجب ! خوب بقیه اونها هم برای همین وقیح هستند. همشون مثل هم

  7. Mostafa می‌گوید:

    Az 1 ta 20 bar mishe motreb, az 20 ke rad shod mishe AKHOOND

  8. مسعود می‌گوید:

    خدا کنه یکی از اینش آ[وندا گیر ما کنه !مردیم از تنهایی!!

  9. فریدون رزمجو می‌گوید:

    راستش منم دلم میخواد دراین رابطه اظهار نظر کنم ولی یاد حرفی افتادم که شخصی درباره آخوند جماعت زده بود باین صورت که گویا این شخص درحضور دوست باورمندش به روحانیت بد گفته بود وآن دوست ضمن گلایه اظهار کرده بود …آقای عزیزاین حضراتی راکه نام نام بردید همگی از مراجع تقلید شیعه هستندو…
    آن شخص هم درجواب دوستش گفت اشتباه متوجه شدی این حضرات مرکز ترزیق شیره هستند نه تقلید شیعه

  10. vodik می‌گوید:

    ببینید فکر چقدر باید خراب و منحرف باشه که به چه راههایی کشیده بشه

  11. ناشناس می‌گوید:

    داستان شما از حس تنفر کور موج میزند.که هیچ ربطی به شخصیت منفی که در داستان میگویید ندارد .اول خوب فکرکن ببین میتونی از اینهمه نفرت و پیشداوری لجام گسیخته دوری کنی.اگر نشد یک روانشناس هم میتونه کمکت کنه.

  12. behrad می‌گوید:

    ham vatane azizam gavvadiye akhond tazegi nadare ke in jamate bi geyrat bi gorur tofeyli gharnhast ghavadi mikonand hamee gorhaye najes va bo gandoye arabha az jomle gabre tazi zade reza _ masome_hussein_ali_abbas va.. taziyane digar ra be jende khone tabdil kardeand va akhonda none gavvadi be zano bachehashon midand bavar konid akhonda ungadr donya parasto kasif hastand ke agar pole khobi bedan zano dokhtare khod ra niz mifroshe va rasman ghavvadiyeshono bar ohde migire pedare man dar mashad in mozo ra khodesh dide bood ke akhond zane khodasho miyavor va 2 saati be ayashan sige midad tof be sharafetan tof be islametan tof be ghoanetan tof be marametan bi vatanhaye tazi parast tof be allahetannnnnnn ……………………..x

  13. ناشناس می‌گوید:

    آخه بیچاره ها درسی که اونجا نمی خونند همش در این موضوعات بحث میکنن کتب و مسائلی که خاک برسرها میخونند برای 800 900 سال پیشه یعنی یه بچه دبیرستانی از اونها بیشتر میفهمه واقعا باید برای این دین با قرائتی که اینها ازش دارند گریست

  14. میثم می‌گوید:

    میشه آدرس آخوند را به من بدی ؟ کمی نصیحت باید بکنه منو!!!!!

  15. دیوید برگر می‌گوید:

    نوش جونش اون فحشی که از تو خورد! نمی دانم این اجناس چرا هرچه بیشتر از مردم فحش می خورند بیشتر پا در مسیر دلقکی و مسخرگی می گذارند. زنده باشی.

  16. […] This post was mentioned on Twitter by Saeed, خبر هاي جنبش سبز. خبر هاي جنبش سبز said: بالاترين: دلالی روابط جنسی توسط آخوندک برای من.: این که بر آن شدم تا بنویسم هرزگی بود که دیروز … http://bit.ly/cVts4M #iran #iranelection […]

  17. علي می‌گوید:

    اين ملت سکس زده چنان دنبال …. هستن که حاضرن شماره اون آخوندکو ازت بخرن .

  18. اهورا می‌گوید:

    اینا از اول فراموش می کنن میخاستن چ کاره بشن و مغزشون ب کل شسته میشه

  19. Jas Jasi می‌گوید:

    man bishtar az nevisandeye in maghale taajob mikonam ke chera taajob karde ?engar in ghome razl ra taze shenakhte va dar in 31 saale gozashte dar KOMA bode,rahmat be j
    rahmat be d
    rahmat be ghor (in ha mokhafaf hastand)sefato baraye in ghome peyda nemishavad in ghadr ke pastand.

  20. اکبر می‌گوید:

    ممنونم، عالی و ناراحت کننده بود. با اجازه تو فیسبوک Share میکنمش.

  21. رضا می‌گوید:

    قضیه رو خیلی بزرگش کردی 1-برای ایجاد نفرت زیاد از آخوندها این داستان رو ساختی اگر کسی خالی ذهن باشدو این داستان رو بشنود چیز عجیبی نیست وپیشنهاد مناسبی هم بوده ولی چون شما از قبل نفرت داشتیی از این قشر این نتیجه گیری کم ارتباط رو گرفتی.
    2-فراموش نکنیم همیشه در مسایل جنسی دو نفرو دو شریک وجود دارند تصمیم می گیرند به هم برسند یانه؛ زن هم اختیار دارد و هم عاقل است می تواند بپذیرد می تواند رد کند(نیازمادی زن توجیه کننده گناه او نیست) پس جای ناراحت و نفرت وجود ندارد.

    • سیاوش می‌گوید:

      سلام آقا رضا
      پیشنهاد می کنم یک بار دیگر مطلب را بخوانی، شما جای آن آخوندک و دختر را اشتباه گرفته اید.
      البته شاید هم من اشتباه نوشته ام و کژتابی مطلب زیاد باشد
      برقرار باشید

      • رضا می‌گوید:

        شما داستان رو ساده و خوب نوشتید من هم داستان و فیلمنامه و تم و ایده وپیرنگ و… سرم میشه نقش و جایگاه شخصیتها رو هم اشتباه نگرفتم وداستان(قضیه واقعی شما) سرراست و بدون پیچ وخم است و سراست،فاقد پیچیدگی و گره افکنی است ،ولی مگه داستان شما سه شخصیت نداره؟!منظورم اینه که اگه اون آخوند(شخصیت اول داستان ) به شما (شخصیت دوم داستان )پیشنهاد داد دلیل نمیشه که زن(شخصیت سوم داستان )هم بپذیره اون هم انسان است و مختار می تونه رد کنه یا نه پس دلیی ندارد که بگوید»فقر و دهشتناک تر از آن، جهالت عقیدتی که بر پایه ایمان استوار است»ومی دونم منظور شما هم اصل پیشنهاد و بدبودن آن است ولی اجزای داستان کمکی به تم ها(هرزگی آخوندها)و(نفرت) نمی کند و تم برداستان تحمیل شده است لذا خیلی از خوانندگان نپذیرفتند و نیز تم جابجا شده است ابتدای داستان به دنبال یک تم است پایان آن به دنبال تمی دیگر است.میشد برای اثبات این ایده به چیزهای دیگری متوسل شد تا هم جذاب و دراماتیک باشد و هم تاثیرگذار و واقعی جلوه کند به شرطی که تمام اجزا داستان درست چیده شده باشند و درخدمت یک تم باشد.
        باهم در بحث های دیگر بیشتر صحبت خواهیم کرد.موفق باشید

  22. علیرضا مهاجرانی می‌گوید:

    جناب استاد سبز

    اگر می خواهی رفتار غلط اخوندها را نقد کنی وکمی هم سواد داشته باشی خیلی راحت می تونی بری سراغ کله گنده ها .

    در بررسی تاثیر روانی یک متن برای ارزیابی تاثیر چند عامل اصلی وجود داره . وقتی در تیتر مطلبت لفظ توهین امیز به کار بردی تکلیف بقیه متن برای ناظز بی طرف روشنه . پس این متن ازدو زاویه دو تاثیر داره .

    اونهایی از متن خوششون می یاد که دنبال نتیجه گیری در متن نیستند . اونها قضاوت خودشون رو از قبل کردن ، فقط با شما اعلام همفکری می کنن .

    اونهایی که قصد نقدشون رو داری یا با نظرت مخالف هستند از این روش حداکثر استفاده می کنن . برای اونها شما به اندازه کافی دلیل درست کردی که به دروغگویی و تهمت زدن و توهین کردن متهمت کنن .

    ناظر بی طرف که قاعدتا باید هدف اصلی شما برای توجیه و روشنگری باشه هیچ استناد واقعی و بی طرفی در نوشته شما نمی بینه پس اکثر ناظرای بی طرف برداشت کاملا برعکس شما از نوشته شما می کنند .

    خیلی واضحه که نوشته شما به کی سود رسونده . به همون کسی که قصد افشا اونو داشتی .

    پس چندتا توصیه بهت دارم .

    اگر می خوای به هدفت برسی اولا از بکار بردن الفاظ توهین امیز بپرهیز چون جز عقده گشایی اثر مثبت دیگه ای نداره

    دوم سعی کن استنادات محکم در نوشته شما باشه مثل اینکه خواننده توجیه بشه شما واقعا این اقا رو از قدیم می شناختی و ناظر رفتارش بودی مثلا باید یک دلیل خوب بیاری و اگر واقعی هست شواهد واقعی رو به خدمت بگیری اینکه چرا باهاش اشنا بودی سرسفره صبحانه با هم چه کار می کردین و غیره

    سوم راستگویی و حقگویی وقتی که حق با توست اینقدر بهت سوژه میده که دنبال قصه سازی نری . قصه سازی دشمنت رو شاد می کنه .

    چهارم لطفا سعی کنین در فضای بالاترین کمی هم دنبال ایجاد یگ الگوی اخلاقی متناسب با روش و فکر خودتون هم باشین . فحش دادن دوای درد ما نیست . دوای درد شما هم نیست .اینو مطمئن باش

  23. شهرام می‌گوید:

    من روش شما رو اصلا نمیپسندم شما به یک آخوندی برخورد کردی یه چیزی گفته که به مذاق شما خوش نیامده من غیر مستقیم میخواهد خواننده را به این نتیجه برسانید که آخوند بد است البته در اینکه کل روحانیت با بشریت ناسازگار است من بحثی ندارم اما اگر مثلا بعد از سالها به این فرد برخورد کرده بودید و او هنوز به دنبال ریاضت بود اونوقت به چه نتیجه ای میرسیدید ؟ که آخوند خوب است مسلما نه

    • سیاوش می‌گوید:

      سلام شهرام عزیز
      من در نوشتن این خاطره تنها خواستم با نگاه منفعت طلبانه و جنسیتی نسبت به زن فریاد بزنم. هر نوشته ای نیاز به مقدمه دارد و من سعی کردم در نوشته ام صادق باشم
      در اینجا مهم تفکر موجود است نه شخص.

  24. بابک می‌گوید:

    من هم آخوندکی میشناختم که در کار تجارت شیشه و کراک بود و سر همین مسائل هم شربت شهادت را نوشیدانده شد!

  25. ارش می‌گوید:

    در پاسخ به حسین

    1 اخوندا هرجا که کم میارند دم از اخلاق میزنند به نظر شما دلالی محبت توهین به جامعه نیست؟

    2 این پاسخ شما صرفا یک مغلطه است اینکه با مثال بخواهی بگویی چنین چیزی در جوامع مختلف وجود داره توجیه کننده فعل مورد بحث نیست

    3 تفاوت دیگر ی که مثال شما با بحث مورد نظر وجود دارد این است که این عما توسط مبلغین مذهبی صورت میگیرد نه انطور که شما میگویید یک دلال خیابانی
    وقتی مذهب ابزاری میشود در دست بک عده سود جو این میشود که میبینیم چرا که خلاف تبدیل میشود به یک امر مقدس

    دست اخر اینکه هیچ کس مانند مذهبیون خشونت وفساد را با کمال تمام ولذت انجام نمیدهند

    • حسین می‌گوید:

      ارش گرامی1- دلالی محبت یا هر اسمی که برایش بگذارید در بسیاری از کشورهای اروپایی قانونی هست ! آیا آنرا هم توهین به جامعه میدانید ؟
      2-چرا مثال من توجیه کننده فعل مورد بحث نیست ؟ مگر اینکه شما آنچه در کشورهای اروپایی هم رواج دارد را توهین به جوامع اروپایی بدانید ! البته در اینصورت یادتان باشد که این توهین از نظر خود اروپاییها اصلا توهین نیست و هیچ کاندید انتخاباتی هم در مخالفت با آن سخن نمیگوید !3-خب مگر مبلغین مذهبی شیعه رابطه جنسی را ممنوع کردند ؟ مگر از 1400 سال پیش چنین رابطه ای ممنوع بوده ؟ آیا شما برای مبلغان مذهبی تعیین تکلیف مینمایید ؟ حداقل در این مورد آنها چیزی را پنهان نکردند !و دست آخر اینکه به نظر شما افرادی مانند نرون امپراطور روم باستان – هیتلر و استالین و ژنرال پینوشه و ژنرال فرانکو خشونت و فسادی کمتر از مذهبیون داشتند ؟!

  26. نام می‌گوید:

    این جوجه آخوند ها همه جنایتی می کنن

  27. namafhum می‌گوید:

    دلالي محبت، در خيلي كشورها قانوني است، اين درسته اما بايد به اين توجه داشت كه روحانيت شيعه، دلالي محبت رو صنعت انحصاري خودش كرده.
    صيغه در حقيقت با فاحشگي تفاوت چنداني نداره،‌ تنها فرق اون اينه كه در اين جا فرد …كش، از حوزه گواهينامه مي گيره. به نظر من قبح اين مسئله دوتا چيزه:
    1- فاحشگي در جوامع غربي به عنوان سوپاپ اطمينان به كار مي ره، كساني هم هستند كه به صورت حرفه اي به اين امر مي پردازند، در صورتي هم كه بخواهند كار ديگري بكنند، مي توانند پيدا كنند. اما در جامعه ايران، از سر فقر و بدبختي، ملت اين كار رو مي كنن. اين آقايون روحاني هم به جاي اينكه مشكل فقر طرف رو حل كنن،‌ سريع فاحشگي رو پيشنهاد مي كنن.
    2- آخوند جماعت،‌ يك موجود طفيلي محسوب مي شه. يعني در حقيقت توليد خاصي در جامعه انجام نمي ده و هيچ ارزش افزوده اي توليد نمي كنه. براي اين كه بتونه پول در بياره به نوعي بازارگرمي نياز داره، تا حداقل توجيه ظاهري براي وجودش رو در جامعه داشته باشه. در جامعه محروم جنسي ايران هم، حرفا و كردارهاي زيرشكمي بيشترين طرفدار رو داره. بنابراين اولين چيزي كه اين افراد بهش مي پردازن حرفهاي زيرشكميه.
    يه خاطره: يادمه ماه هاي رمضون، هرشب يه آخوند ميومد خوابگاه و براي بچه ها حرف مي زد، گاهي هم بچه ها براي تفريح آخوند رو دعوت مي كردن اتاقهاشون. يادم نمي آد كه يك بار، فقط يك بار،‌يك آخوند حرف زيرشكمي نزده باشه. هر بار كه وارد مي شدن از بحث صيغه و شب زفاف شروع مي كردن و به همين بحث خاتمه مي دادن. حتي در مورد فوايد روزه هم صحبت نمي كردن.

  28. حمید می‌گوید:

    من موندم ازون افرادی که میان حمایت می کنن از کار آخونک !

    افرادی گفتن کار درستی کرده و اینکه رابطه جنسی سرکوب شه بدتره !!

    خوب چه کسی این رابطه های جنسی رو محدود و منحصر کرده برای خودش تا برای من بدتر بشه؟!!!

    یاد زمان واردات قندهای پرتقالی به ایران می افتم یا زمانی که در سالهای پیش قرار بود گوشت وارد ایران کنند !

    زمان واردات قند که آخوند سخیف زمان گفته بود برای واردات باید به بیت المال مسلمانان باید درصد بدی ! و بازرگان گفت زحمتش را من می کشم پولش را به شما بدهم ؟! و آخوند آن قندها را که تا آن زمان مردم ایران ندیده بودند را نجس اعلام کرد و کل قندها باد کرد دست مردم ! بعد بازرگان پیضش آخوند رفت درصد را داد و آخوند راه حلی پیش رویش گذاشت ! و گفت اگر قندها را پیش از خوردن به چای بزنید و بعد بزارید دهانتون حلال می شه و مردم ما هم از روی جهالت همان کردن که امروز نیز می بینیم پیرمردها و پیرزن ها می کنند ! اینها همه سند جهالت قوم ایرانی مسلمان است !

    یا قضیه واردات گوشت که افرادی را گذاشتند تا گوسفندهایی که 10سال قبل کشته شده بودند را که معلوم نبود کجا و توسط چه کسی کشته شده اند را برگه ای امضا می کرد آخوندک و می نوشت : بر اساس شریعت اسلام ذبح شده است !!
    اینان از همه چیزها ابزاری برای خود ساخته اند تا جیب هایشان را بزرگ تر کنند !
    از هر آخوندی بوی تعفنش به مشا می رسد ! هر کاری که آخوند می کند پلید ترین کارهاییست که بزرگان ایرانی نظیر کوروش و داریوش نوشیروان و بابک و فردوسی از آن هراس داشتند !

  29. حمید می‌گوید:

    اگر شما سیاوش جان با من هم عقیده باشی من نه می گم روابط جنسی خوبه و نه می گم بده !
    مانند همه کشورهای دموکرات هر کس نیاز داره بره دنبالش چه پسر چه دختر ! هرچند دیرینه فرهنگی ایران همیشه چه قبل و چه بعد از اسلام با دنیا تفاوت داشته و ایرانیان تمایل کمتری به این کارها نشان می داده اند ! ولی اینکه بیایند آدم را محدود کنند این محدودیت خودش نوعی حس نیاز و کنجکاوی به آدم می دهد بعد صنعتی راه بیندازند به اسم صیغه و مردم این کشور راحت با آن کنار بیایند و آن را بپذیرند واقعا تنها اسمی که زیبنده آن مردم است جهالت است!

    ایران به فرزندانی نظیر شما می بالد !
    بوووووس !!!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s