ستر عورت جنبش سبز کنید، حفظ بیضه جنبش از واجبات است!

منتشرشده: 9 ژوئیه 2010 در اجتماعی
برچسب‌ها:, , , , , , , ,

این روزها انگار بایستی حفظ عورت جنبش سبز شود تا خدای ناکرده هیچ کس به تیریش قبایش بر نخورد. برخی از ما خیلی مشتاقیم تا چشممان را بر انتقادات ببندیم و یا از کنار آن بگذریم و شاید بر آن بتازیم. برخی می گویند عیب خود را نگوییم، شریعتمداری و دار و دسته اش خوشحال نشوند، انتقاد نکنید تا حسینیان و دار و دسته اش خواب راحت نداشته باشند. آیا این همان راهی نیست که به سیاهچال استبداد می رود؟ این همان راهی نیست که امامی کاشانی در نمازجمعه از آن سخن می گفت:

امام جمعه موقت تهران  گفت که باید «بیضه اسلام» را حفظ کرد: «مسلمانان باید هم حوزه دین و به اصطلاح بیضه دین و کیان امت اسلام را حفظ کنند و هم چنین باید عورت دین را حفظ کنند که در جهت اول باید بگویم پیاده‌روی‌هایی مثل ۲۲ بهمن همین اعزاز حوزه است که البته فکر می‌کنند بیرون آمدن و برگشتن قیمت کمی دارد اما قیمت آن کم نیست.»

این همانی است که این روزها از طرف ما سبز ها نیز فریاد زده می شود. در همین چند روز پیش در مقاله از سایت کلمه( سایت خبری و تحلیلی مهندس موسوی) به نام  جدایی نهاد دین از سیاست یا استقلال نهاد دین از نهاد سیاست؟ منتشر شد که در راستای روشن شدن بیانیه 18 و همان منشور سبز نوشته شده بود. در قسمتی از این مقاله تصریح شده است که:

میرحسین موسوی، به عنوان فرزند راستین انقلاب و راهروی اصیل خط امام، نمی تواند و نمی خواهد  داعیه جدایی دین از سیاست داشته باشد، چرا که انقلاب و امامی که او به آن معتقد است داعیه دار بازگرداندن نقش سیاسی دین و حضور فعال آن در اجتماع در زمانه ای بود که همه دین را در پستوها و در حوزه های فردی و شخصی می جستند.

حال که سایت میرحسین موسوی(کلمه) اینگونه سعی در روشن شدن کلام و تفکر میرحسین موسوی دارد، این چه روشی است که ما چشممان را در صورت موافق نبودن با نظر میرحسین به این موضوع ببندیم. این طبیعی است که هر کس نظری دارد و دیگری نظری متفاوت و این مایه پیشرفت یک ملت است اما به شرطی که تنها نظر شخصی باشد نه آنکه تصمیم گیرنده نهایی. اما موضوع اصلی همان جاست که برخی سعی در سرپوش گذاشتن به این موضوع را دارند و حاظر به انتشار آن نیستند و به نوعی سدی می شوند در برابر انتشار هر نظر شخصی دیگر و گفتمان بر سر این موضوع. آیا بحث بر سر سکولاریسم اینقدر ترسناک و سخت است؟

آیا ما نباید همدیگر را نقد کنیم به بهانه اینکه حسین شریعتمداری خوشحال می شود؟ خب آن شخص ذهنش مریض است به ما چه ربط دارد؟ آیا ما نیز چون امامی کاشانی نسبت به نظام اسلامی بایستی ستر در عورت و حفظ بیضه جنبش سبز کنیم؟ در این چند روز برای 4 بار در سایت بالاترین موضوع داغ ایجاد شد تا سفره نقد این مقاله باز شود اما هر بار با تکیه بر بی قانونی این موضوعات حذف و به نوعی به کاربران بی احترامی شد و چه بسیار کاربران دیگری که پس از این مناقشات درون سایتی شروع به زدن برچسب های ساندیسی و عامل رژیم کردند. آیا توهین است که بگوییم این راه با ترکستان است؟ یا اینکه غیر واقعی؟ نکند مشکل تیتر و توضیح و بخش نامناسب دارد؟

انگار گیوه ها را ور کشیده ایم و رهسپاریم به سوی کیهان به سر می دویم!

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. taya می‌گوید:

    why do the slmaic goverment or people always compare the importance of life with sextual body part like penis and vagina or testicals. is just annoys me

  2. Babak می‌گوید:

    آیا آقای مهندس موسوی از سران رژیم نبود که دسته دسته مردم ایران را اعدام میکردند؟ آیا موسوی در داخل رژیم نبود که دختران ١٦ ساله را در زندان تجاوز و اعدام میکردند؟ آیا ایشان در سیستم نبود که روی دختران و زنان ایران اسید میپاشیدند؟ آیا کسی شک دارد که خمینی یک دروغگو بود؟ و حالا آقای موسوی از همین دروغگو دفاع میکند و کسانی بما میگویند که هیس حرف نزنیم. اگر ما حالا حرفمان را نزنیم و اعتراض نکنیم پس کی بزنیم ؟ آیا وقتی ایشان قدرت را بدست گرفت و سپاه و نیروی انتظامی را دور خود جمع کرد میتوانیم حرف بزنیم ؟ چه تضمینی است که آنموقع ما را به زندان و شکنجه و نکشنند؟ مگر زمانی که ایشان نخست وزیر بود کم آدم کشتند؟ بنظر من دست ایشان در دست آخوند هاست . دغدغه ایشان دغدغه اسلام است نه ایران . اگر ایشان دغدغه ایران را داشتند نمیتوانستند تا حالا در سیستم بمانند و صاحب چندین شغل شوند. از فیلتر شورای نگهبان آقای اکبر اعلمی که جانباز و سالها نماینده مجلس بود نتوانست رد شود و کاندیدای ریاست جمهوری شود ولی آقای موسوی گذشت . ما باید همین حالا تکلیفمان را با ایشان روشن کنیم والا فردا کلاهمان پس معرکه خواهد بود . رهبر ایشان وقتی در پاریس بود همه اش از آزادی و اینها صحبت میکرد و وقتی در ایران قدرت را در دست گرفت اینطوری با مردم رفتار کرد و وای بحال ما و شما که این موسوی قبل از بقدرت رسیدن به سکولار ها و به دموکراسی اعتقاد ندارد و از حالا هم حرفهایش را میزند . شما فکر میکنید فردا که بقدرت رسید حرفهایش را به نفع سکولار ها عوض خواهد کرد؟ امکان ندارد . اگر اعتقاد به آزادی دارید اگر اعتقاد به دموکراسی دارید و اگر اعتقاد به یک حکومت سکولار دارید همین الآن صدایتان را بلند و رسا بگوش همه برسانید و گرنه فردا دیر است . این رژیم صد بار بهتر است رژیمیست که موسوی و خاتمی و رفسنجانی میخواهند بوجود بیاورند جرا که خامنه ای آبرویش رفته و در بین عام و خاص رسوا شده ولی وای بحال مردم ایران که اینها ( موسوی و خاتمی و رفسنجانی ) بار دیگر بقدرت برسند. من به شما عرض میکنم دارید از حول حلیم به دیگ میافتید. نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

  3. ناشناس می‌گوید:

    آدما تغییر می کنند موسوی به مردم بازگشت مثل خیلی ها تا عاقبت به خیر شود.

  4. ناشناس می‌گوید:

    شک نکنید اگر موسوی می آمد این اتفاقات نمی افتاد و خیلی ها را سر جایشان می نشاند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s