آقای هاشمی رفسنجانی، در کنار این گناهان، ترس، طمع و خیانت را نیز اضافه کن!

منتشرشده: 27 ژوئن 2010 در سیاسی
برچسب‌ها:, , ,

آقای هاشمی رفسنجانی بهرمانی! چگونه می توانم این سخنان سراسر نیش دار شما به رهبری نظام را، در کنار آن رابطه عاشق و معشوقی که بارها بیان کرده اید بگذارم؟ اینکه این گونه زار می زنید و از خاطرات قدیم باز می گویید و خبر از راه کج رفته می دهید را خوب می فهمم، قصد واکاوی گذشته را ندارم اما ای کاش یک بار، حتی یک بار تقصیر خود را بر می شمردید.

سوالم اینجاست که همه سیاست مداران وقتی دستشان از قدرت دور می شود اینگونه ادیب و فیلسوف می شوند و دارای قلمی به این شیوایی می شوند؟ از این روست که سست شده ای؟ از این رو است که از هر طرف باد بوزد تو را با خود می رقصاند؟ اما چشمان من این رقص را، رقص گرگ می پندارد. گناه از چشم برزخی من نیست به گمانم این را همه می بینند.

آقای علی اکبر هاشمی رفسنجانی بهرمانی! موزه افتخارات شما را در سازندگی دیده ام! اما درس اخلاقتان را نه! چه نیک بود در کنار نفاق ، دروغ ، توهین و شعار، گوشه ای هم به ترس ، طمع و قدرت  می زدید؟ گناهانی نیستند که قابل چشم پوشی باشند، نمی خواهم از خیانت صحبت کنم تا باز متهم به فرافکنی شوم.

لعلی از کان مروت بر نیامد سالهاست

تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد

شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار

مهربانی کی سر آمد، شهر یاران را چه شد؟

بگذریم از این قصه پر غصه قدرت، چه بسیار سلیمان ها که بر این تخت نشستند و تکیه بر عرش زدند و دیری نپایید بر فرش نشستند ، تکیه گاهی نداشتند و گوششان را به صدای باد سپردند، شاید فرجی باشد!

یکی لحظه قلندر شو قلندر را مسخر شو
سمندر شو سمندر شو در آتش رو به آسانی
در آتش رو در آتشدان ما خوش رو
که آتش با خلیل ما کند رسم گلستانی
نمی دانی که خار ما بود شاهنشه گل ها
نمی دانی که کفر ما بود جان مسلمانی

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. یلداسبزپوش می‌گوید:

    ترس وطمع و خیانتی نبود فقط عشق به ایران بود عشقی آنچنان شدید که حسادت ها برانگیخت و توطئه های نهانی و تدریجی به خود جذب کرد، عشقی که هیچ عقلانیت و عافیت طلبی نداشت و یکسره عاشقش سر به بیابان رسوایی گذاشت.

  2. محمود می‌گوید:

    قدرت چیزه عجیب یست!
    واقعن نمیشه افراد رو مورد قضاوت قرار داد شاید من و شما هم همین کارها رو میکردیم!
    همین الان هم با خیلی از دوستان که حرف میزنم (سبزها) اعتقاداتی و برخوردی رو میبینم که اوایل انقلاب وجود داشت و همیشه فک میکنم شاید اگه ما هم به قدرت برسیم همین کارهارو بکنیم!!
    فقط باید خودمون رو اصلاح کنیم (هر کس خودشو)

  3. Babak می‌گوید:

    این کثافت دزد بیشرف حرامزاده یکی از مهره های اصلی است که ما را به این روز سیاه نشانده ،در کتاب خاطراتش نوشته که یک ماشین پژو قراضه داشت و با آن به شمال میرفتند که در راه چندین بار خراب میشود و حالا ببینید که چی دارد. البته نا گفته نماند که اینها (خمینی و دار و دسته اش) دین اسلام واقعی را به مردم ایران نشان دادند. این به این خاطر نبود که این آخوند ها میخواستند مردم آگاه شوند بلکه مردم با مشاهده اعمال اینها به فکر فرو رفتند و شروع به مطالعه و کاوش کردند.مطالعه قرآن برای آگاهی من بینهایت کمک کرد. در قرآن آنقدر ضدو نقیض وجود دارد که تقریبآ محال است یکی قرآن را بخواند و بی دین نشود. در اینجا جا دارد که به روان پاک رضا فاضلی درود بفرستم که همواره میگفت قرآن را به زبانی که میفهمید بخوانید. به این خاطر من به جرئت میگویم که آخوند ها همه بی دین هستند و اگر یک ذره دین و وجدان داشتند هرگز اینهمه ظلم به مردم ایران روا نمیداشتند. و چنانکه از دین صحبت میکنند فقط برای کسب و کارشان است چون از این راه نان میخورند. درود بر شما که مردم را بیشتر و بیشتر آگاه میکنید

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s