مدرسه فیضیه،مدرسه کنگ فو یا همان قلعه حیوانات!

منتشرشده: 14 ژوئن 2010 در سیاسی

همگان در اخبار روز دیدند که باز آن عده قلیل، همان خودجوشان، همان ذوب گشتگان در ولایت باز خونشان به جوش آمد و دلشان هوس کربلا کرد و باز هم از بیت آیت الله منتظری و صانعی سر در آوردند.

اما ای برادران کنگ فو کار مدرسه فیضیه، این جا همان قبله دلربای ماست که در سوگش موج میلیونی به راه انداختیم و شما نیز هنوز دماغ و ماتحتتان از آن می سوزد.یادتان هست آمدید و موج میلیونی را در اصلی ترین پایگاهتان دیدید که یک صدا فریاد می زد «منتظری نستوه، راهت ادامه دارد». درست است شما ما تحتتان از وجود چنین اسطوره ای می سوزد و درونتان از ترس ادامه راه آن بزرگ، بگذریم از دلایل این توحش روزافزونتان.

اما برادران طلاب بسیجی، سوالم اینجاست که شما در آن مدرسه فیضیه به جای درس خارج، کنگ فو و فنون برادران تاچیبانا را فرا می گیرید که اینگونه شب و روز از در و دیوار بالا می روید و بر بزرگ و کوچک می پرید، خدا رو شکر حال که لگد می اندازید اما حتم دارم چند وقت دیگر گاز خواهید گرفت. سوال دیگرم اینکه مگر حسین شریعتمداری در آن کیهان جهان نمایش نگفت که ما بیشمارگان، 50 نفری بیش نیستیم، پس این همه دار و دسته کشی و جان کندن های بیهوده، بهر چیست؟ آخر شما «عده قلیل» که از فیضیه همراه با گارد همراهی می شوید و از در و دیوار بالا می روید، از کجا این راه و رسم را آموخته اید؟ برادران تاچیبانا سخت مشتاق اسلام شما شده اند، برادران تاچیبانا تا به حال اینگونه توحش را یک جا ندیده اند؟ برادران تاچیبانا سخت مشتاق اسلام شما هستند لطفا آن ها را در این آغوش محدود اسلام جای دهید!

وقتی به دو فیلم دیشب نگاه می اندازی فراقانونی بودن افراد برای هر خواب و بیداری محرض می شود، سخنران و هدایت کننده این جمع با نهایت وقاحت می گوید:

نیروی انتظامی و دادستان قم و دیگر ارگان ها در کار ما دخالت نکنند ما خودمان حساب این افراد را می رسیم.

ما هاشمی را حذف می کنیم.

ما اجازه نمی دهیم سید حسن، همان فرزند ناخلف و از این قبیل افراد در قم تدریس کنند.

آخر این» ما» از کجا آمده است؟ جز اینکه این «ما» همان «عده قلیلی» است که از هر مصونیتی برخوردار است؟ برادران مدرسه فیضیه، خوب از حالتان خبر دارم شما ماتحتتان به بیت رهبری گرم است که این چنین به زمین و زمان می پرید.

با نگاهی به این اتفاقات، نگاهت به شاهکار «جرج اورل» می چرخد که چگونه ناپلئون آن خوک قدرت طلب، چگونه بر سنوبال چیره شد. ناپلئون وقتی در مناظره با سنوبال از وی عقب افتاد نگاهی به دسته سگ های خود انداخت و آن ها را به جای سنوبال انداخت.

اما در اين لحظه ناپلئون برپاخاست از گوشه چشم نگاهي به سنوبال انداخت و صداي مخصوصي كرد كه تا آن روز از او شنيده نشده بود.
در اثر اين صدا، عوعوي وحشتناكي از خارج شنيده شد و نه سگ عظيم كه قلاده برنج كوب به گردنشان بود جست وخيز كنان ميان انبار پريدند و مستقيم به سنوبال حمله بردند. اگر سنوبال به موقع نجنبيده بود شكمش پاره مي شد. لحظه بعد سنوبال بيرون در بود و سگها دنبالش . حيوانات كه از تعجب و وحشت زبانشان بند آمده بود همگي جلو در جمع شده بودند و بهت زده سنوبال و سگها را نگاه مي كردند.

اما در پایان داستان همگان دیدند که عاقبت آن سگ ها و اربابشان، آن خوکی که مست قدرت شده بود به کجا انجامید.

___________________________________________

پانوشت: در مورد این «عده قلیل» قبلا نوشته ام

اين ”عده قليل” روزي پاچه رهبر را نيز خواهد گرفت، به زودي.

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. […] This post was mentioned on Twitter by خبر هاي جنبش سبز, szahab23. szahab23 said: مدرسه فیضیه، مدرسه کنگ فو یا همان قلعه حیوانات!: همگان در اخبار روز دیدند که باز آن عده قلیل، همان خو… http://bit.ly/a3sV2g #iranelection […]

  2. دامبولی می‌گوید:

    از آن جایی که دعوا سر لحاف ملاست، آن عده قلیل وقتش که برسد همین خامنه ای را به آخور خواهند بست

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s